4:47

درست که حالا از احساس خوشبختی فرسنگ ها دورم. درست که اندازه ی یک هفته و یک روز خبرنویسی برای فردا روی سرم هوار شده. درست که سرعت نت به معنای واقعی داره شکنجه ام میده، درست که تا دو سه ماه دیگه زندگی ام رسما جهنمه، درست که جیب مبارک تا اطلاع ثانوی خالیه تا شروع کار جدید. درست که شنیدن خبر مرگ ناگهانی پدر حمید کوبیده شده توی برجکم. درست که دلتنگم . درست که هوای قِصه هنوز با منه، درست که سردرد و سرگیجه های کذایی ام از ب برگشته. درست که هنوز کلی از پیپیر(ادای ش رو دراوردم) همایش ن بازرگان روی دستم مونده. درست که دلتنگم. درست که دلتنگ صدائم. درست که این بی خو داره پدرصاحبم رو درمیاره. درست که همه ی بدبختی ها یکباره هجوم آوردن ولی امشب بدجور مجهزم به سپر و زره کیک شکلاتی توی یخچال :)

اطلاعات

  • مطالب مشابه 4:47
  • کلمات کلیدی درست

آخرین جستجو ها