نخواهندگی

روبروی من نشسته بودند، یعنی من به پشت آنها نشستم. آنها نشسته بودند که من نشستم. آن سان نشسته بودند که گویی جز «خود» اغیار و اعصار و اعمال هیچ است. نه فقط به من که به همه ی نشستگان پشت کرده بودند، پشت به نشسته آدم ها ولی روی به رونده آدم ها بودند. اشارت ضمنی آغوش آن ها نفی هر تملک خواهی دیگری بود، جز دیگری تمنای دیگری نداشتند. ادامه مطلب

اطلاعات

  • مطالب مشابه نخواهندگی
  • کلمات کلیدی نشسته ,بودند ,نشسته بودند

آخرین جستجو ها