فلسفه زندگی ما

هر برای خودش و زندگیش فلسفه خاصی داره.دیسیپلین خاصی.چشم انداز و اه خاصی.اینجای زندگی من بین دو فلسفه برای زیستن گیر ! انتخاب چقدر سخته.1. اینکه ما بدون خواست خودمون و یهو زاده شدیم و از نیست به هست تبدیل شدیم و چاره ای جز زندگی نداریم چون اومدنمون دست خودمون نبود. رفتنمون هم دست خودمون نیست.و در این بازه باز زمانی ازل تا ابد زندگی ما ، ما ناچاریم بزی ایم. (زیست کنیم).پس بهتره از دیدن پدیده ها و اتفاقات پیرامونمون ولو کوچیک لذت ببریم. چون هر لحظه ممکنه بریم از اینجا.پس هدف تلاش برای داشتن آرامش و لذت بردن از موجودات و پدیده هایی که در کنارمون هستن، است!!این یک فلسفه زندگیه.و اما دومی :2. ما به خواست خودمون به دنیا نیومدیم و به خواست خودمون هم نمیمیریم و جاودانه هم نیستیم.اما اومدن ما به دنیا مطمئنن هدفی داشته که ما ازش بی خبریم. وگرنه ممکن بود در دوران جنینی سقط بشیم و یا موقع تولد بمیریم و یا هرکجای این سن و سال که هستیم.اینکه هنوز زنده ایم و عمر داریم احتمالا هدفی داره.یه ی میخواد ما کاری انجام بدیم. شاید یه کار خاص. و ما بوجود اومدیم تا هر کدوممون با داشتن درک و فهم و دیگر خصلتهای منحصر به فردمون اون کار خاص رو به شیوه خودمون انجام بدیم.آیا ما باید هدف از زنده بودنمون رو داشتن آرامش و گذر عمر و لذت بردن از موجودات پیرامون قرار بدیم؟!یا نه؟!هدفمون این باشه دنبال چیز خاصی تو دنیا بگردیم و اونو پیدا کنیم و خودمونو رشد بدیم برای رسیدن بهش. مثلا ما هنر رو کشف میکنیم. ازش لذت میبریم و حتی یادش میگیریم. همین برای هدف زندگی بودن کافیه؟؟یا نه. هنر رو کشف میکنیم ازش لذت می بریم و حتی یادشم میگی ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه فلسفه زندگی ما
  • کلمات کلیدی خودمون ,زندگی ,فلسفه ,اینکه ,بریم ,زنده ,خواست خودمون ,فلسفه زندگی ,بوجود اومدیم ,انجام بدیم ,داشتن آرامش

آخرین جستجو ها