inception

با یکی از دوستان قرار گذاشتیم هر بار یه ببینیم و بعد باهم تحلیلش کنیم و درباره اش حرف بزنیم.دوستم یه لیست تهیه کرده بود. شروعش با inception (تلقین) بود.وای خدای من وقتی شروعش چنین ی باشه خدا بقیه شو به خیر کنه.به نظر من بسیاااار خاص ، تاثیرگذار و دارای مباحث عمیق فلسفی بود. به شدت معناگرا. خیلی فهمش و درکش برام سخت بود. اعتراف میکنم هر سکانس رو دو یا سه مرتبه میدیدم و زیرنویس رو مدام با دقت میخوندم که بفهمم جریان چیه.جریان تلقین بود. بحث تفکر و ایده و ذهن. کار روی ذهن افراد. کاشتن یه نوع تفکر خاص درون ذهن فرد و پروراندنش. چیزی که از فکر و ایده تبدیل میشه به حقیقت زندگی. میخواست بگه هستن افرادی که یک فکر رو یک ایده رو با تلقین میتونن تو ذهن تو ن زمانی که تو خو و ناآگاه. طوریکه ضمیرناخودآگاهت اونو بپذیره و تصور کنه این فکر از اول تو مغز خودش بوده نه اینکه ی بهش تلقین کرده. در واقع میخواست به قدرت ذهن و فکر و تلقین و اثرش بر کل زندگی افراد اشاره کنه. اما چه اشاره ای!!!چقدر راه سختی رو کارگردان پیش گرفت. واقعا جاهایی از مغز من هنگ کرد و مرز میان واقعیت و خیال رو نتونست تشخیص بده. نتونست بفهمه چه موقع فرد با افکارش زندگی میکنه یا داره واقعا زندگی میکنه؟!من مطمئنم مدتها ذهنم درگیر این خواهد بود.چنانچه الآن سردرد گرفتم و باید سر فرصت نقدها و نظرات بینندگان رو بخونم و بشنوم!شما هم اگر دیدیدش نظرتونو حتما برام بنویسین.* * * پی نوشت :یه جمله جالب از دی کاپریو در این که خیلی برام جالب بود. اینکه تلقین فقط به بخش احساس و عواطف مربوط میشه و روی عقل و منطق کارایی نداره!

اطلاعات

  • مطالب مشابه inception
  • کلمات کلیدی فیلم ,تلقین ,زندگی ,برام ,ایده

آخرین جستجو ها