برخیز برادر جان حسین(ع)، زینب(س) علمدارت شده

سرنوحه : برخیز برادر جان حسین(ع)، زینب(س) علمدارت شده برگشته از شامِ بلا، در اربعین یارت شده در اربعین با قدِ خم، بنگرکه زوارت شده **** بعدِ تو بر تن جامه ای از درد و غم پوشیده ام از باده ی جامِ بلا من جرعه ها نوشیده ام در اعتلای نهضتت از جان و دل کوشیده ام در راهِ دینِ حق ببین زینب(س) مددکارت شده **** از آ ین دیدارِ تو دارم حکایت ها حسین(ع) از کینه های کوفیان دارم شکایت ها حسین(ع) از شامیانِ بی حیا و آن جنایت ها حسین(ع) در اربعین بارِ دگر زینب(س) عزادارت شده **** بعدِ تو من با دخترت از داغِ لاله گفته ام از قتله گاهت قصه ها با آن سه ساله گفته ام شرحِ ج ِ تو را با آه و ناله گفته ام وقتی که دیدم دخترت بی تابِ دیدارت شده **** رأسِ تو را ای همسفر بر نی مقابل دیده ام از کوفیانِ بی حیا زخمِ زبان بشنیده ام بُنیانِ ظلم و فتنه را با نُطقِ خود برچیده ام بعدِ ابالفضل(ع)، خواهرت میر و سپهدارت شده **** از ماتمِ هجرانِ تو بنگر که می سوزم هنوز گردیده گریه مرهمی بر این عزای سوز بعدِ تو بش تم زغم اما نمی دادم بروز زینب(س) در آماجِ بلا با صبرِ خود یارت شده **** باز تازه شد در کربلا یادِ شهیدانِ حرم یادِ ابوالفضل رشید یادِ علی اکبرم شد زنده یادِ قتله گاه در پیشِ چشمان ترم چشمم چنان ابرِ بهار از شوقِ دیدارت شده **** باز کربلا در اربعین مهمانِ زهرا(س) گشته است هر گوشه ی آن روضه و یک تکیه ب ا گشته است چشمانِ زوارت حسین(ع) از گریه دریا گشته است در اربعین زینب(س) ببین ماهِ شبِ تارت شده ماس دعا

اطلاعات

آخرین جستجو ها