این به آن در !!!

گویند ساز زنی به قریه ای وارد شد و صدای ساز و دهل شنید... علت را جویا شد. گفتند : خانه ی خان جشن و سرور است.آدرس بگرفت و بدانجا شد، محفلی بود که خان آراسته و مردمان به پایکوبی مشغول. ساز زن رخصت خواست تا او هم در سازش بدمد و در شادی سهیم شود... چون خان رخصت داد، ساز زن نواختن آغازید و خان را خوش آمد و دستور داد تا مباشر پس از اتمام مجلس کیسه ی گندمی بدو دهد . این بار ساز زن را خوش آمد و با حرارت بیشتری در ساز دمید تا مجلس به سرآمد و ساز زن خسته و کوفته به انبار و پیش مباشر شتافت به قصد دریافت کیسه ی گندم.به مباشر سلام داد و کیسه ی گندم را مطالبه کرد . مباشر از او دست خط خان را مطالبه کرد.ساز زن از این تقاضا برنجید و نزد خان بشد و با گلایه شرح ماجرا بگفت.خان لبخندی زد و گفت :تو ساز زدی و ما خوشمان آمد،ما هم چیزی گفتیم تا تو خوشت بیاید، این به آن در ...!!!

اطلاعات

  • مطالب مشابه این به آن در !!!
  • کلمات کلیدی کیسه ی ,مباشر ,کیسه ی گندم

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها