مثلا بزنیشون :)

حالم از گروه های دوستی دخترونه بهم میخوره! تو همین گروه گوهیا متاسفانه عضو بودم :/ هر سری من پیشنهاد میدادم ک هماهنگ کنیم بریم بیرون! و اونا دلیل تراشی می ک وقتشون کلا پره یا کل هفته درگیر ن روزای تعطیل هم کلا تعطیل بودن! در صورتی ک همه اش سه نفر بودیم! میدونید کل تابستون رو ب خاطر پروپوزال یکی از همون دخترا نرفتیم بیرون این مدتی هم ک شهرمون بودم بازم دلیل تراشی پروپوزالش رو کرد دفعات پیش بهم بر نمیخورد اما این بار شدیدا از رفتارشون متنفر شدم دلم میخواد وارد جزئیات بشم ولی حرفام بی سر و ته میشه :/ میدونید من متنفرم از اینکه بقیه فکر کنن فقط اونان ک کار و زندگی دارن! و بقیه برام برنامه بچینن! دختره کصخول ساعت سه بعدازظهر زنگ زده ک کارش با ش تموم شده وقتش آزاده ک بریم بیرون! منم گفتم خودشون برن خوش باشن! میگه زود حاظر شم حداقل پنج اونجا باشم! گفتم اگ از شب قبل یا صبح باهام هماهنگ می بهتر بود و مشتاق نیستم برنامه خودم رو تغییر بدم و زیر بارون بکوبم برم چس ناله های خانومو راجع ب دانشگاش بشنوم! خیلی ارزش قائل بود ی روز و ساعت مشخص میکرد ک برنامه خودشو بزور نمیچپوند تو حلق من :o از این آدمای خول وضع زیاد اطرافم زندگی میکنن! مثلا طرف ساعت دو شب دعوام میکرد ک حتما آ هفته باید بین بازه زمانی دو تا چهار ملاقاتش کنم و اگر فلان کار رو انجام ندادم نرم ببینمش! خیلی خوشم میاد تعیین تکلیف میکنن واسم بعد منم بیلاخ نشون میدم با احترام ب دوستی های چرت دخترونه! از گروه مذکور لفت دادم... ....... ی مدت لحن نوشتنم تغییر کرده میدونم جدیدا زیاد میدم کارام خیلی زیاد شده :"( یکی از پروژه های مهمم رو کلا گذاشتم کنار ک ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مثلا بزنیشون :)
  • کلمات کلیدی خیلی ,زیاد ,ساعت ,برنامه ,بیرون ,گروه ,دلیل تراشی ,بریم بیرون

آخرین جستجو ها