مارهای فیس فیسو :)

همیشه فکر می باید طبق توتم وجودیم از یک موجود یا حیوان خوشم بیاد! مثلا دیدین ی نفر عاشق فلامینگو میشه یا یکی دیگه کل وسایلش تم سی داره! یا مثلا یکی رو بدنش ع ببر تتو میکنه؟ منظورم توتم روانشناسی نیست اینجا! منظورم اون حیوانیه ک ذهن آدم بیشتر بهش علاقه داره و خصوصیات خشم و شجاعت و بامزگیشو با اون میدونه... میدونید این درست نیست ک آدم یهویی تمام وسایل ریز و درشتش رو از ی طرح بزنه ک ب همه جار بزنه من از س خوشم میاد یا من فلامینگو دوست دارم! همین کاری ک جدیدا تو اینستا مد شده! بیام صادق باشم هیچکدوم از افراد دایره ارتباطیم هنوز نمیدونن ک من از مارها خوشم میاد و میشینم های فیس فیس مارها رو میبینم :) یا مثلاً میشینم نگاه میکنم چجوری ی مار پوست میندازه و اون فلس های براقش رو ب نمایش میزاره... ولی در همون لحظه ک چشمام قلب قلبی میشه واسه مار، دلم ضعف میره واسه نهنگ ها و رتیل های پشمالو! ......... اینارو گفتم ک ب این برسم آدم ها تو برند ها و مارک ها خلاصه نمیشن! یک آدم صرفا نمیتونه از ی طرح پیروی کنه و خودش رو مقید ب اون طرح یا اثر یا حیوون کنه! آدم انقدر سلایق و علایق مختلف میتونه داسته باشه ک حق داره تو ی چارچوب قرار نگیره...قرار نیست خودمون رو ب اطرافیان با وسایل و طرح ها اثبات کنیم!

اطلاعات

آخرین جستجو ها