١٠ دلیل براى فرار از مدرسه

شرق - پوریا عالمی: مدرسه رفتن یعنى چى، سوفیا؟ به جان میدون دوم، اگر فردا تو با من ازدواج کنى و من ح باباها را پیدا کنم، امکان ندارد بچه مان را بفرستم مدرسه. چرا؟ به ١٠ دلیل. ١- بچه درس می خواند که آینده اش را تضمین کند. درحالى که الان هر کى خواسته آینده اش را تضمین کند، دنبال ضمانت و سند است. من هم که سند ندارم و نمی توانم ضامن بشوم، پس این دلیل اول. ٢- الان هر کى درس خوانده، فرار مغزها شده. اگر بچه ما فرار مغزها نشد چى؟ یعنى مغز ندارد؟ ٣- می دانى چرا همه مثل هم رانندگى می کنند، آن هم بد؟ و همه گند می زنند به طبیعت؟ و همه توى صف وانمى ایستند؟ و همه می کنند؟ و همه جاى ساختن کشور، آینده خودشان را می سازند؟ نمی دانى؟ چون همه عین هم رفتند مدرسه و عین هم چیز یاد گرفته اند. من بچه ام را مدرسه نمی فرستم که یاد نگیرد به کشور آسیب بزند و اگر هم خواست آسیب بزند، مدل خاص خودش عمل کند، نه مثل همه. عین خاورى که خارج درس خواند. ٤- بچه را ١٢ سال بفرستم مدرسه که بعد برود و بعد بی کار بشود و بی کارى هم که پدر اعتیاد است. عمرا. بچه را بفرستم بازار الان کار کند، بعد از ١٠ سال، جاى اینکه دنبال کار بگردد، همه این تحصیل کرده ها مى آیند براش کار می کنند. ٥- هم صبح زود بفرستمش مدرسه، هم شب مجبورش کنم کلى مشق الکى بنویسد؟ آزار دارم؟ نچ. نمی فرستمش مدرسه. ٦- بچه برود مدرسه که چى بشود؟ هیچى. خب نرود مدرسه و هیچى بودن را به صورت تجربى یاد بگیرد، نه علمى. ٧- ما رفتیم مدرسه سواد یاد بگیریم که نگذاریم حقمان را بخورند، که خوردند و الان با این همه و فساد مالى و املاک نجومى و حقوق هاى نجومى، ما کماکان زیر خط فقریم و رو مه می خوانیم ...

اطلاعات

آخرین جستجو ها