جستجوی عبارت فرهنگ شریف در گذشت


فرهنگ شریف درگذشت. فرهنگ شریف، موسیقی و نوازنده صاحب نام تار، صبح امروز بر اثر بیماری و کهولت سن در 85 سالگی درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی.... تیم مدیریت وب سایت هواداران محمدرضا شجریان این غم بزرگ را به خانواده ی بررگ هنر تسلیت عرض می کند.

فرهنگ شریف، نوازنده چیره دست و از بزرگترین بداهه نوازان تار، شاگر برجسته عبدالحسین خان شهنازی و مرتضی خان نی داوود، در روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ در سن ۸۵ سالگی درگذشت. یادش به عشق یادش به یاد …. لینک زندگی نامه فرهنگ شریف در ویکی پدیا لینک آواز محدرضا شجریان با همراهی تار فرهنگ شریف در قطعه ای از آلبوم “آه باران”

فرهنگ شریف، موسیقی و نوازنده صاحب نام تار، صبح امروز بر اثر بیماری و کهولت سن در 85 سالگی درگذشت. به گزارش سایت خانه موسیقی، فرهنگ شریف، موسیقی و نوازنده صاحب نام تار صبح امروز بر اثر بیماری و کهولت سن در 85 سالگی در تهران دارفانی را وداع گفت. فرهنگ شریف سال 1310 در شهرستان آمل به دنیا آمد. از چهار سالگی تحت تاثیر آموزش موسیقی به وسیله ی پدرش و نیز رفت و آمد بزرگان موسیقی به منزل آنها خصوصا عبدالحسین خان شهنازی برادر حاج علی اکبرخان شهنازی، موسیقی را فرا گرفت. در سن دوازده سالگی نخستین تک نوازی خود را که به صورت زنده از رادیو پخش می شد با موفقیت اجرا کرد و به دنبال آن در اغلب برنامه های گل ها به عنوان تک نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهی کرد. وی از بدوشروع برنامه گلها به همت زنده یاد داود پیرنیا و برنامه تکنوازان به همت میر نقیبی با شیوه ای نو در نوازندگی تار، حضور داشت. فرهنگ شریف در کارنامه هنری خود با خوانندگانی چون روح انگیز، تاج، غلامحسین بنان، شجریان، محمودی خوانساری، ایرج و ... هم نوازی داشته است و در چندین فستیوال بین المللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانسته است ساز تار را به خوبی به جهانیان بشناسد، فرهنگ شریف چند سالی را در های مطرح امریکا به امر آموزش موسیقی مشغول بود. او نخستین هم نوازی را با خوانندگانی چون محمودی خوانساری، شجریان، اکبر گلپایگانی داشت و نخستین تصنیف اکبر گلپایگانی از ساخته های اوست. در جشن چهاردهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی در 22 مهرماه 1392 در تالار وحدت با حضور هنرمندان برجسته و مسئولین موسیقی نیز از مقام هنری این هنرمند ارزنده تجلیل شد. خانه موسیقی ایران درگذشت فرهنگ شریف را به جامعه هنری کشور و خانواده آن مرحوم تسلیت می گوید. لازم به توضیح است، اطلاعات مربوط به مراسم تشییع، خا پاری و یادبود آن مرحوم متعاقبا اعلام می گردد. (شما هم اکنون در حال شنیدن قطعه ای از تار نوازی فرهنگ شریف هستید )

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت آری گذشت! مستی دلدادگی گذشت در آتش خیال تو با خود قدم زدم دوران عاشقی به همین سادگی گذشت می دانم ای فرشته که باور نمی کنی قصه گویی و شهزادگی گذشت روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو! عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت شرمندۀ توایم و سرافراز از اینکه عمر گر دین نداشتیم، به گذشت #فاضل_نظری

حاصل عمر من و یار بی مهتاب گذشت عمر تباه ره یار شد گرمی آفتاب گذشت به چشم خود دیدم که شیشه عمر عزیزان زود ش ت زندگی مثل شهاب گذشت این همه رنج و درد ی که در عالم کشیدند بیداری این چرخ و فلک به خواب گذشت زلفان سیاه مادران از غصه رنگ باخت زمانه وفا نکرد و عمر به هاب گذشت دریغا قامت جوانان ز جور اجنبی خمید شاخ و برگ درخت خشک بی آب گذشت آهوان رمیده در این دشت غریب، رها هر چه دویدند زندگی به سراب گذشت هزار نفرین براین فلک که غمزه آمد همچو باد این عمر بی حساب گذشت عهدی که با خاک وطن بسته بودم پس از عمری وفا پر شتاب گذشت شمس یاران همه یک به یک دلخسته باقی طو مار گناه بود و با عذاب گذشت محمد شمس باروق

سوگند به لحظه لحظه ی دیری که می گذشت =خیلی گران گذشت به پیری که می گذشت تنها خودش که بود و خودش و مانده بود = مبهوت محض زوزه ی تیری که می گذشت زن در هوای شهر خودش در مسیر راه = افتاده بود روی کویری که می گذشت در امتداد قافله دیگر نگو نکرد!= فکری برای زخم اسیری که می گذشت تا از مسیر علقمه باران گرفته بود = شادی که نذر حلق صغیری که می گذشت جا داشت دق کنند که یکباره دیده اند = از لابه لای رخت تو شیری که می گذشت از آن چه انتظار عجیبی به درک حلق؟! = رودی که بی خیال مسیری که می گذشت. قاسم نعیمی

تحقیق در مورد فرهنگ ایران فرهنگ بومی 2 تحقیق در مورد فرهنگ بومی مازندران فرهنگ بومی درس ازاد انشا در مورد فرهنگ بومی ایران فرهنگ بومی 1 تعریف فرهنگ بومی فرهنگ بومی ایران کلاس پنجم ادامه مطلب

شادی و خوشبختی از کام رقیبان هم گذشت دشمن بدکاره از آئین و ایمان هم گذشت بی ان با یکدگر هم عهد و هم پیمان شدند مرد میدان هر ی شد، بی شک از جان هم گذشت سختی و زحمت کشید از جهل دشمن هرچه دوست شب سحر شد ،تیرگی ها طی شد و آن هم گذشت شعله های آتش وحشت به خا تر نشست عشق بر سامانه شد ، رگبار و طوفان هم گذشت تا که از جان نگذری ، دیدار جانان مشکلست عاشق از این جان گذشت ، هرچند آسان هم گذشت در دل صحرا عزیزان مثل گل پ ر شدند با غم دلتنگی اش شام غریبان هم گذشت مهدی حبیبی

اینجا به لحظه لحظه ی دیری که می گذشت =خیلی گران گذشت به پیری که می گذشت دیگر خودش که بود و خودش و مانده بود = مبهوت محض زوزه ی تیری که می گذشت زن در هوای شهر خودش در مسیر راه = افتاده بود روی کویری که می گذشت در امتداد قافله دیگر نگو نکرد!= فکری برای زخم اسیری که می گذشت تا از مسیر علقمه باران گرفته بود = شادی نثار حلق صغیری که می گذشت جا داشت دق کنند که یکباره دیده اند = از لابه لای رخت تو شیری که می گذشت از آن چه انتظار عجیبی به درک حلق؟! = رودی که بی خیال مسیری که می گذشت. قاسم نعیمی

یاصاحب ا مان هر روزبی حضورتوسالی بمن گذشت هرشب زغیبت توملالی بمن گذشت ای یوسف عزیز.من از دوری رخت یعقوب آگه است چه حالی بمن گذشت عمری که صرف بی گل روی توشد مرا چون حال مرغ بی پروبالی بمن گذشت آسان نبود هجرتوای گل مرا ولیک این هجر با امید وصالی بمن گذشت صبری که در فراق تو محال بود با لطف عشق امر محالی بمن گذشت

امان ا... قرایی مقدم در رو مه آرمان نوشت: فرهنگ یعنی همه چیز و همه چیز فرهنگ است. واژه فرهنگ از دو قسمت فر و هنگ تشکیل شده است.

هر چند همه میدانستیم که بیمار هستند و خبر درگذشت ایشان ناگهانی نبود ؛ اما بسیار غم انگیز بود. فرهنگ شریف از نوادر موسیقی ایرانی بود که دیگر تکرار نخواهد شد. به جرأت میتوان گفت که : در تاریخ موسیقی ایرانی ، دو نفر در تک نوازی و بداهه نوازی تار بی بدیل بودند و بی نظیر : جلیل شهناز ؛ فرهنگ شریف . این بزرگوران صاحب سبک بودند ؛ روانشان شاد . دارم هوای صحبت یاران رفته را / یاری کن اجل که به یاران رسانیم //

چند سالی با تو بودم در جوانی خوش گذشت بوسه از لب های نازت در نهانی خوش گذشت هر که گوید کو فلانی کو رفیقت گویمش چند سالی با رفیقم با فلانی خوش گذشت خاطراتت را نویسم می شود دیوان عشق با خی می شوم هر شب روانی..خوش گذشت درد دارد با غریبان می شوم تا هم کلام از تو می پرسند آیا شادمانی خوش گذشت؟ بر لبم مُهرِ سکوتی نقش می بندد مدام از تو دارم می نویسم تا بدانی خوش گذشت سرگشته

آنچه درسوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت سرخوشید بر آن نیزه خونین می گفت که چه ها بر سر آن پیکر صد چاک گذشت جلوه روح خدا در افق خون تو دید آنکه با پای دل از قبله ادراک گذشت مرگ هرگز به حریم حرمت راه نیافت هر کجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت حرّ آزاده شد از چشمه مهرت سیراب که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت آب شرمنده ایثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت بر تو بستند اگر آب، سواران عرب دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت با حدیثی که ملائک ز ازل آوردند سخن از قصه عشق تو زلولاک گذشت ماس دعا

مسئول بسیج دانشجویی استان البرز گفت: فرهنگ سیاحت ریشه در نگاه سکولاریستی به عالم و آدم دارد و فرهنگ زیارت، ریشه در فرهنگ متعالی و معنوی ادیان آسمانی دارد.

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت    -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است... نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت   درست روی همین صندلی تو را دیدم نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت   - چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت   ...   گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـ دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت

چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت گوئیا صد سال پر اندوه از این هجران گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت آیت الله بهشتی ای شهید بی گناه گشته مظلومیتت را گفته ی گواه روز قتلت بس گران بر ملت ایران گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت هفت تیر سال شصت ای یاور روح خدا با همه همسنگران د شهیدت اشقیا بر وجودت بدترین ظلمی ز نامردان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت کربلای حزب جمهوری تو را شد قتلگاه جمع ت از داغ تو در افسوس و آه هر که جریانت شنید از دل کشید افغان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت جلوه ی نور فضیلت از چه رو گشتی خموش داشتی باری گران از انقلاب ما به دوش عمر تو زیر لوای مکتب و قرآن گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت شمع ایمان در دل اهل صفا افروختی عاقبت چون شمعی اندر عشق جانان سوختی در فراقت خون دل شد اشک و بر دامان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت روح گفتار تو در دیوان عالی مانده است مسند شرع از وجودی چون تو خالی مانده است بین ز هجرانت چه بر این مسند و دیوان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت ای شهید انقلاب ای سید عالی مقام سوگوار از داغ مرگت گشته امت با بر محبانت گران اندوه از این جریان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت اختر تابنده ی دین ای فروغ تابناک چهره ی نورانی ات شد از چه مدفون زیر خاک بر مزارت هر که شد خون ریخت از چشمان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت تو حسین این زمان یارانت انصار حسین چون شهید کربلا صدیقه را نور دو عین بر مطهر مرقدت زهرا ز غم گریان گذشت سخت بر یاران گذشت مکتب فیضیه شد از این مصیبت داغ دار معرفت اندر عزایت اشک بار این مدرس زود بود از نزد شاگردان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت این مصیبت را حضور والامقام تسلیت تقدیم دارد با کمال احترام نوحه گر معلمی با چشم خون افشان گذشت سخت بر یاران گذشت چون دو سال از قتلت ای سرمایه ی ایمان گذشت سخت بر یاران گذشت شاعر: حاج حبیب الله معلمی

چه چیزی بدتر از منتشر ع های هنرمندان روی تخت بیمارستان؟ خیلی ناراحت می شوم. دلم نمی خواهد آدم هایی را که دوست دارم این شکلی ببینم. می خواهم همیشه آنها را با بهترین ع هایش بخاطر بیاورم. آقای فرهنگ شریف عزیز زودتر خوب شوید. جهان با صدای ساز شما جای بهتری است.

فرهنگ عمومی: برای تعریف فرهنگ عمومی ابتدا باید منظور از کلمه «عمومی» به کار رفته در این ترکیب مشخص شود. در مجموعه سه احتمال قابل تصور است: 1. «عمومی» صفت برای فرهنگ می ‏باشد، اما نه به عنوان تخصیص بلکه به عنوان وصف توضیحی. در این فرض فرهنگ عمومی یعنی فرهنگی که دارای وصف عمومیت است. 2. «عمومی» مضاف ‏الیه برای فرهنگ می ‏باشد. مطابق این فرض، فرهنگ عمومى یعنى فرهنگى که متعلق به عموم مردم است و مترادف با فرهنگ عامه. 3. «عمومی» وصف و قید مخصوص برای فرهنگ می ‏باشد. در اینجا فرهنگ عمومی یعنی عرصه ‏ای از فرهنگ که رابطه ‏ای مستقیم با عموم مردم دارد و در برابر فرهنگ خاصه قرار می ‏گیرد که بخش یا قلمرویی یا جنبه ‏ای از فرهنگ قلمداد می ‏شود که چندان رابطه مستقیمی با عموم ندارد. از این سه احتمال، احتمال اول و دوم منتفی است. منظور از فرهنگ عمومی بیان یکی از ویژگیهای فرهنگ که تعلق آن به عموم مردم است نمی ‏باشد. همچنین مراد این نیست که بخواهیم یکی از شئون عموم مردم را که همانا فرهنگ است بیان کرده باشیم، بلکه منظور از فرهنگ عمومی وجوه یا ابعاد یا قلمرو هایی از فرهنگ است که با عامه مردم در ارتباط می ‏باشد. در نتیجه آن جنبه ‏ها یا وجوهی که مرتبط با بخشهای خاص، اختصاصی و تخصصی است، از مفهوم فرهنگ عمومی خارج است.

سابق فرهنگ و ارشاد ی ضمن بیان اینکه راهی وجود ندارد جز اینکه رهنمودهای ی را سرلوحه کار قرار دهیم گفت: تفکری که در وزارت فرهنگ و ارشاد ی ت یازدهم حاکم است و نگرشی که مدیران در این وزارتخانه دارند، کمک می کند که فرهنگ غرب در کشور توسعه پیدا کند.

محمدرضا کردلو: اگر بخواهیم سال 94 را با حساب وکتاب خودمان در عرصه سیاست، جامعه، فرهنگ و البته اقتصاد، مرور و بررسی کنیم، شروع سال 94 را می شود به روش های مختلفی تعریف کرد. سال 94 وقتی شروع شد، دقیقا 480 روز از پایان وعده 100 روزه برای حل مشکلات کشور می گذشت. سال 94 وقتی شروع شد، دقیقا 195 روز از ادعای «عبور از رکود» و 25 روز از ادعای «تورم صفر» می گذشت. سال 94 وقتی شروع شد، 45 روز از ادعای درباره موفق بودن ت در «محیط زیست» و «هوای پاک» و مساله «آلودگی هوا» می گذشت. سال 94 زمانی آغاز شد که نزدیک به 2 سال از ادعای بازگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی می گذشت. سال 94 با تقویم ما زمانی شروع شد که هنوز از ماحصل توافق ژنو عایدی نصیب مردم نشده بود. سال 94 را با روزها و وعده ها اگر بشناسیم می توانیم معیار مناسبی برای کارآمدی ت در این سال عرضه کنیم. ادامه مطلب

روز فرهنگ عمومی بر شما عزیزان مبارک. انشااله که ما بتونیم فرهنگ با اص و غنی خودمون رو,روز به روز بهتر کنیم و حتی به سایر ملل دنیا هم نشون بدیم. خودمون هم باید با مطالعه,کمک گرفتن از مشاوران خوب و یا شرکت در همایش های فرهنگی,سعی در بالا بردن فرهنگ خود داشته باشیم.

*در قرن شانزدهم فرهنگ به معنای پرورش عقل و ذهن به کار رفت. از اوایل قرن نوزده این واژه در مفهومی وسیع تر، پیشرفت عقلانی و معنوی تمدن را در بر گرفت. این تفسیر اومانیستی از فرهنگ سپس به مفهومی جامع تر تغییر کرد که بر اساس آن فرهنگ نه صرفا کوشش عقلانی، بلکه کل شیوه زندگی یک جامعه را شامل شد

سلام دوستان امروز روز فرهنگ عمومی هست و به همه تبریک میگم. از دیدگاه من فرهنگ عمومی به معنای: احترام گذاشتن به حقوق اجتماعی همدیگه هست. به عنوان مثال:اگه توی صف نونوایی وقتی رسیدی به انتهای صف بری این در حقیقت احترام به فرهنگ یک جامعه گذاشتی. یا وقتی ی بهت نیاز داره نیازش رو برآرده میکنی درحقیقت فرهنگ جامعه رو ارتقا دادیم. امیدوارم همه ما این فرهنگ رو رعایت کنیم.

خلاصه ی کتاب فرهنگ سازمانی نویسنده: ادگار شاین مقدمه: در کتاب فرهنگ سازمانی نوشته ادگار شاین به بحث درباره فرهنگ درون سازمان ها که یکی از مهمترین مقولاتی است که هرسازمان با آن رو به رو است پرداخته شده است.فرهنگ به معنای ارزش های مشترک میان افراد یک گروه از قبیل یک خانواده، یک سازمان یا یک کشور است. واژه فرهنگ سازی، واژه ای بسیار جوان است که اولین بار توسط ادگار شاین مطرح شد. شاین در این باره می گوید: اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند و ممکن است حتی متوجه نشوید فرهنگ سازمانی پدیده ای ملموس نیست و به راحتی قابل شناسایی نیست.

رئیس و مسئولان حوزه هنری در دیدار با تولیت مسجد مقدس جمکران درباره همکاری های دوجانبه در زمینه فعالیت های فرهنگی و هنری با موضوع فرهنگ مهدوی و انتظار به گفت وگو نشستند.

فرهنگ شریف جاودانه شد موسسه هنرمندان پیش وت به مناسبت درگذشت «فرهنگ شریف»، هنرمند باسابقه موسیقی کشور پیام تسلیتی منتشر کرد. متن این پیام به این شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم انالله و انا الیه راجعون امروز باز هم جامعه هنر ایران باید رخت عزا بر تن کند و در سوگ رفتن ی بزرگ بنشیند. فرهنگ شریف هنرمندی که همواره صدای سازش در تار و پود خاطرات این سرزمین مانگار خواهد بود، انسانی صبور و بی نیاز که همیشه با سربلندی زندگی کرد. موسسه هنرمندان پیش وت به نمایندگی از سوی هنرمندان پیش وت و عضو، هیات امنا و هیات مدیره و دست اندرکاران خود، درگذشت زنده یاد فرهنگ شریف هنرمند پرآوازه موسیقی و صاحب سبک تار ایران را به جامعه بزرگ هنر کشور به ویژه موسیقی تسلیت عرض نموده و از خداوند مهربان برای آن مرحوم مغفرت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و سلامتی مسئلت می دارد. روحش شاد و یادش گرامی باد»

آنچه از سرگذشت; شد سرگذشت! حیف بی دقت گذشت; اما گذشت! تا ڪه خواستیم یڪ"دو روزی"فڪر ڪنیم! بر در خانه نوشتند; در گذشت... تا زنده ایم قدر همو بدونیم لمس سنگ قبر فایده ای ندارد ...

تعریف فرهنگ در لغت نامه دهخدا ذیل واژه فرهنگ چنین آمده است: واژه ای پهلوی مرکب از پیشوند "فر" به معنی شکوه و عظمت و "هنگ" به معنی جلوبردن و کشیدن. و در کل به معنی حرکت به سمت شکوه و عظمت. در متون ادبی ما فرهنگ به معنی دانش و دانایی نیز آمده است. فرهنگ مجموعه ی پیچیده ای از معارف، اعتقادها، هنرها، صنایع، تکنیکها، اخلاق، قوانین، سنتها و سرانجام تمام عادتها، رفتار و ضوابطی است که انسان به عنوان عضو یک جامعه آن را از جامعه خود فرا می گیرد و در قبال آن جامعه متعهد می شود. فرهنگ شامل تمام خصیصه های متمایز کننده یه گروه یا جامعه از دیگر گروهها و جامعه است. ویژگیهای فرهنگ برای شناخت همه جانبه فرهنگ ...........................

دادگاه سئول به خبرنگاران اعلام کرد: چون ترس آن می رفت که دلایل مربوط به ارتکاب جرم از بین برود، فرهنگ بازداشت شد.

آخرین مطالب