جستجوی عبارت میفهمم عشقو عشقو میفهمم حضور عشقو


زانو به پیش تو میخوام که اعتراف کنم به من کمک کن آسمون ابریه عشقو صاف کنم زانو زدم به پیش تو با یک سبد عقاقیا بگم به پات گل میریزم با من به شهر عشق بیا هیفه که منو تو یار نباشم عطر گل یک بهار نباشیم حیفه که با این عشقو تمنا دوتا پرستو باشیم تکو تنها دوتا پرستو باشیم تکو تنها دوست دارمو عاشقتم عشقمو از من بپذیر عشق تو یعنی زندگیم زندگی مو ازم نگیر زانو زدم به پیش تو با یک سبد عقاقیا بگم به پات گل میریزم با من به شهر عشق بیا هیفه که منو تو یار نباشم عطر گل یک بهار نباشیم حیفه که با این عشقو تمنا دوتا پرستو باشیم تکو تنها دوتا پرستو باشیم تکو تنها خدا یکی یار یکی دل یکی دلدار یکی خدا یکی یار یکی دل یکی دلدار یکی گل یکی گل زار یکی هم دم هم خوار یکی خدا یکی یار یکی دل یکی دلدار یکی هیفه که منو تو یار نباشم عطر گل یک بهار نباشیم حیفه که با این عشقو تمنا دوتا پرستو باشیم تکو تنها دوتا پرستو باشیم تکو تنها

میخوام یه قلک بسازم از دلم حواسمو جمع کنم و یه روزی به وقتش که پر شد، بشکنمش و آبروی عشقو ب م! میخوام یه قلک بسازم از دلم، که وقتی که صبح شد، که رد شد، تمام بد دلی ها تمام دل خوری ها... تموم لحظه هایی، که سر شد، به ترس و به وحشت، از این که یار نباشه، رفیق و پا نباشه، به عهدش وفا نباشه همه تلخیا رو بقچه کنم و دور بریزم جای عشقو تو دل وا کنم و آبروی عشقو ب م! میخوام یه قلک بسازم از دلم خاطره های خوب و سوا کنم و جیرینگی توی دلش بریزم! یه روزی که پر شد قلکم، از همه خاطراتت، نگاهت، کلامت، مرامت، اونوقت بدجور میشم اسیر و رامت... چادرمو سر میکشم، سُرمه میکشم به چشمام، خنده رو میشونم به لب هام، پاشنه ها رو ور میکشم، رَوونه میشم به بازار، به جایی که عشق و عاشقی حراجه عاشقا شدن یه دلّال همه حالشون ابه، آخ رونق کارشون اده! میونِ این آشفته بازار من یکی به یادت، به عشقت، فارغ از قیمت و گرونی به امیدی که مهربونی، آی اومدی که نری و بمونی این دلو به پات میشکنم هرچی توش دارمو میریزم، رو سنگ فرش بازار و آبروی عشقو می م... (متن ترانه ی قلک - غزل شاکری)

میخوام یه قلک بسازم از دلم حواسمو جمع کنم و یه روزی به وقتش که پر شد، بشکنمش و آبروی عشقو ب م! میخوام یه قلک بسازم از دلم، که وقتی که صبح شد، که رد شد، تمام بد دلی ها تمام دل خوری ها... تموم لحظه هایی، که سر شد، به ترس و به وحشت، از این که یار نباشه، رفیق و پا نباشه، به عهدش وفا نباشه همه تلخیا رو بقچه کنم و دور بریزم جای عشقو تو دل وا کنم و آبروی عشقو ب م! میخوام یه قلک بسازم از دلم خاطره های خوب و سوا کنم و جیرینگی توی دلش بریزم! یه روزی که پر شد قلکم، از همه خاطراتت، نگاهت، کلامت، مرامت، اونوقت بدجور میشم اسیر و رامت... چادرمو سر میکشم، سُرمه میکشم به چشمام، خنده رو میشونم رو لب هام، پاشنه ها رو ور میکشم، رَوونه میشم به بازار، به جایی که عشق و عاشقی حراجه عاشقا شدن یه دلّال همه حالشون ابه، آخ رونق کارشون اده! میونِ این آشفته بازار من یکی به یادت، به عشقت، فارغ از قیمت و گرونی به امیدی که مهربونی، آی اومدی که بیای و بمونی این دلو به پات میشکنم هرچی توش دارمو میریزم، رو سنگ فرش بازار و آبروی عشقو می م... (متن ترانه ی قلک - غزل شاکری)

من چه کنم که ما این عشقو طوری رفتیم که من یکی نه دیدم, نه شنیدم و نه پیدا میکنم که بخونم و نه میدونم به کجا میره... گاهی هم شک دارم که آیا تو میدونی؟... من چه کنم که از اولش این عشق نه بوی عشق میداد, نه شبیه عشق و نه حس عشق.... تنها بود عشق

یه صبح زیبا کنارت بیدار شدن پیش ب فردا از تو من یکی شدن زندگیمون پر از عشق و امیده خوشبختیم اره خوشی همینه ما بی هم نمیتونیم از دوری میمیریم وقتی پیش همیم از دنیا سـیــــــریم باتو میشه عشقو دید باتو میشه عشقو فهمید از این حس بینمون باید ندای قلب و شنید یه دنیا عشقت تو دلم هس یه دنیا تویی تاج سرم بس یه دنیا آرامش تو نگاته یه دنیا عشقم باهااااته یه تار موتو عوض نمیکنم با هیشکیو من تو رو میخام پات هستم تو با عشقیو تو واسم میپوشی اون دامن مشکیتو بهت قول دادم ب م اون بنز زرشکی رو خنده صورتت خیــــــلــــــــــــــی بامزس وقتی خستم از همه جا واسم ی انرژیه تازس وقتی بغلتم.دلم از همه پره این تویی ک دور میکنی منو.از هر چی دلهوره

هنوزم بی تو سردو گوشه گیرم گفتی از یادت نمیرم یادت از قلبم نرفته چرا باز جون پناهِ من نمیشی تکیه گاه من نمیشی عشقت از قلبم نرفته هنوزم خاطرِت واسم عزیزه اشکِ من بی تو میریزه دل به کی بستی نمیدونم هنوزم عشقو رویای منی هستیو دنیای منی تو دل به کی بستی نمیدونم ♫♫♫♫♫♫♫♫ ♫♫♫♫♫♫♫♫ هنوزم با تو میشه زندگی کرد تا امیدی مونده برگرد زندگی رو با تو میخوام برای داشتن تو چی کشیدم ساده از دستت نمیدم من یه دنیا بی تو تنهام هنوزم خاطرت واسم عزیزه اشک من بی تو میریزه دل به کی بستی نمیدونم هنوزم عشقو رویای منی هستیو دنیای منی تو دل به کی بستی نمیدونم ♡ khaaaaaaaa ssssss ♡

من به یادت بودم اما تو بی احساس به منو احساسم تو خیانت کردی باز یادم از یادت رفت بی صدا قلبم مرد من شدم تنها تر خاطراتت رو غم برد بی هوس عاشق بود این دل بیچارم از هوس تو رفتی من هنوز بیمارم بی خداحافظ بود رفتنت از پیشم دور میشیو من بی صداتر میشم به تو مدیونم من عشقو یادم دادی عاشقت بودم من تو به بادم دادی .

همه چی تموم شده من تموم شدم تموم شد اون همه خواستنو دوس داشتن واقعا چقد ابلهم چرا این همه راه اومدم چرا اینقد محبت که کنارم بزاره دلم خیلی میسوزه درد داره دلم میخواد داد بزنم تا میتونم گریه کنم حالم خیلی بده خیلی لعنت به هرچی عشقو دوس داشتنه

مرسی که کمی بودی دل تجربه کرد عشقو با اینکه دل از دست رفت بازم میگه عاشق شو تو لطف خدا بودی به قلب پر از دردم مرسی که شبو روزو با یاد تو سر با اینکه دلم میگه کاش عاشق من بودی مرسی که دلم خواستت ممنون که با من بودی رنگی شده بود دنیا دنیام بی تو دلگیره مرسی که دلم تنگه گریه ام داره میگیره دل بعد تو غمگینه عشقم تو کجا هستی ممنون که نموندی تو مرسی که تو هم رفتی

چه شیرین میشه رویایی ،که با اسمت شروع میشه جهان کوچیکه وقتی که با عشقت ،رو به رو میشه ... جهان کوچیکه وقتی که، تو قلبت جای من باشه، بذار آغوشه آرومت، فقط رویای من باشه ... ببین، اصلا حواسم نیست،به هیچی ،جز خیاله تو تمومه عشقو احساسی ،که دارم ،باشه ماله تو ببین، اصلا حواسم نیست، به هیچی جز دله پاکت، صدا کن اسممو ،تا من، به یک دنیا بگم: ت... به یک دنیا بگم ت، به یک دریا بگم آروم! نمیدونی که خوبیهات ،چه تاثیری گذاشته روم؟ ببین بی وقفه تسلیمم، به این احساسه خوش آهنگ، به این دلتنگیه شیرین، نگاه مهربونی رنگ، ببین ،اصلا حواسم نیست، به هیچی ،جز خیاله تو، تمومه عشقو احساسی، که دارم ،باشه ماله تو ببین ،اصلا حواسم نیست، به هیچی ،جز دله پاکت صدا کن اسممو ،تا من، به یک دنیا بگم : ت...

تمام زندگیم این بود بنوشم شهد چشماتو بیام نِ قلبت شم بمونم تا ابد با تو دلم میخواست تو چشم تو همیشه بهترین باشم همیشه مرد رؤیاهات همیشه اولین باشم ولی برداشت ما از عشق کمی با هم تفاوت داشت برای تو یه بازی بود که برد و باختو با هم داشت چه فرقی میکنه کی برد چه فرقی میکنه کی باخت چه جوری میشه راضی کرد دلی که با تو عشقو ساخت دل از وقتی که تو رفتی نشست ترانه سازی کرد برای رفع دلتنگیش باهات خاطره بازی کرد

نباید دلخوش کنی حتی به کوچکترین چیزی که حس میکنی حالا حالاها هست..!! حتی به کلمات به واژه هایی که از ذهنت میریزنن بیرون و تو میتونی یجایی براشون پیدا کنی.. مطمئنم که نمیدونی چی دارم میگم!! +بذار از نگاهت همین چند ساعت واسه من بمونه با این چند ساعت چراغایه این خونه روشن بمونه حالا که نمیشه تمامه تو سهم منو زندگیم شه بذار چند ساعت نگاهم این عشقو با چشمات سهیم شه

خدای من گل امید رو توی دلش بکار تو خواب و رویاهم اونو یادم بیار بذار که یادش بمونم حتی تو خواب بذار این همه عاشقیم نمونه بی جواب قسم به اون احساس عاشقونت بذار باشم منم تو رویای شبونت چرا چشات عشقو تو چشمام نمی بینه چرا دستات گل عشق منو نمی چینه توی اون چشمات یه روزی خونه داشتم با تو یه قلب عاشق و دیوونه داشتم شب و مهتاب و یه عالمه ستاره روی موهات ، مهتاب عشقو می کاره پیرهن سرخ حریرت رو تنت کن گلهای یاس رو زینت دامنت کن دنیای غصه هات رو به دست باد بسپار تویی عشق قدیمی م، خدا تو را نگهدار

خدای من گل امید رو توی دلش بکار تو خواب و رویاهم اونو یادم بیار بذار که یادش بمونم حتی تو خواب بذار این همه عاشقیم نمونه بی جواب قسم به اون احساس عاشقونت بذار باشم منم تو رویای شبونت چرا چشات عشقو تو چشمام نمی بینه چرا دستات گل عشق منو نمی چینه توی اون چشمات یه روزی خونه داشتم با تو یه قلب عاشق و دیوونه داشتم شب و مهتاب و یه عالمه ستاره روی موهات ، مهتاب عشقو می کاره پیرهن سرخ حریرت رو تنت کن گلهای یاس رو زینت دامنت کن دنیای غصه هات رو به دست باد بسپار تویی عشق قدیمی م، خدا تو را نگهدار

خدای من گل امید رو توی دلش بکار تو خواب و رویاهم اونو یادم بیار بذار که یادش بمونم حتی تو خواب بذار این همه عاشقیم نمونه بی جواب قسم به اون احساس عاشقونت بذار باشم منم تو رویای شبونت چرا چشات عشقو تو چشمام نمی بینه چرا دستات گل عشق منو نمی چینه توی اون چشمات یه روزی خونه داشتم با تو یه قلب عاشق و دیوونه داشتم شب و مهتاب و یه عالمه ستاره روی موهات ، مهتاب عشقو می کاره پیرهن سرخ حریرت رو تنت کن گلهای یاس رو زینت دامنت کن دنیای غصه هات رو به دست باد بسپار تویی عشق قدیمی م، خدا تو را نگهدار

از اون روزی که خندیدی دلم بی تاب و آشوبه تو آرومی نمیدونی چقدر دلبستگی خوبه تو آرومی نمیتونم بهت اینو بفهمونم چه حسی دارم اون لحظه بگی پیش ِ تو می مونم بذار احساست آروم شه که باشم هم نفس با تو تو هم با من زمین بگذار تمام بی ی هاتو رها کن شک و تردیدی که با عشق فاصله داره بذار باور کنه دستات که داره عشقو میکاره دلیل عاشقی جدا از عقل و احساسه به دنبال دلیلی باش که قلبت اونو بشناسه هوای بغض و ابری کن که من باور کنم داری برای عاشقی همه دنیاتو میذاری

صبح پاییزیه دل انگیز که ماه و بادو خورشید و فلک برای زندگیه نیکوی تو در کارو تلاشند بالا آمد.... ببین...نگاه کن...تماشا کن و درس بگیر و عبرت آموز.... بین و درستکار باش... یک بوی خوش خدارو به آتش ملعون مفروش.... دنبال چیزهایی که باعث سقوط انسانیت درتو میشه نباش... بخواب ،خو آرام...بیدار باش ،هشیار و جسور... تلاش کن آنگونه که میخواهی دنیارو فتح کنی... قانع باش به آنچه خدایت در سفره ات میگذارد.... خدای زیباییها...خدای خوبیها...خدای مهرو عشقو احساسات مثبت همیشه همراه و همیارمون باد...انشاالله... کلی قبل از این نوشتم پرید...پس یعنی خدا نخواست باشه...به همین اکتفا میکنم....

خدا رو چه دیدی شاید عاشقم شد،شاید بعد یک عمر عزیز دلم شد،شاید عشقو فهمید تو این نا امیدی،شاید قصه برگشت خدا رو چه دیدی. دلم عاشقت بود و انگار ندیدی به عشق کی دنیامو آتیش کشیدی؟چه جوری دلت اومده ساده رد شی.دلت با کی بوده که میتونی بد شی؟ چرا ازعلاقم به تو کم نمیشه؟پر از خاطرات تو میشه همیشه،به غیر از تو از هر کی دل کنده بودم من از اول بازی بازنده بودم..........

سالها پیش وقتی اولین تجربه ی عشقو داشتم ، فک می وقتی یکیو دوست داری باید تموم زندگیت بشه اون آدم . حتی تو چشم بقیه نگاه نکنی و نگاهتو فراری بدی از چشماشون تا ثابت کنی به اون آدم متعهدی ... زمان گذشت ، من بزرگتر شدم . خیلی اتفاقات افتاد و من چیزایی دیدم و شنیدم که فهمیدم به خاطر طرز فکر اشتباهم چقد ضرر ! فهمیدم که باید آدمارو دوست داشت فقط به خاطر خودم . توی رابطه فقط باس به منفعت خودم فکر کنم و به اینکه چطوری بیشتر بهم خوش میگذره ! الان من یک دختر کاملن بالغم که ده سال از عمرمو دادم تا به این بلوغ فکری رسیدم ! البته که هنوزم گاهی میشم و باهمون فکر قدیمی پیش میرم و یهو بووومب ، با کله میخورم زمین !

حسهای خوب و بدو بعضی وقتها باید تکیه بدی به کنج دیوارو زانوهاتو بغل بزنی و سکوتی که تو اتاقت حاکمه به گذشتت و کارایی که در حق دیگری انجام دادی رو مرور کنی . یه چیزهایی رو تو این دنیا باید تاوان بدی . تاوان اشکهای یه عاشق تاوان ش تن دل یه عاشق تاوان به بازی گرفتنش تاوان سرد دلش تاوان از بین بردن انگیزش تاوان لاشی ش تاوان خط چینهای بین دوابروش که باهر حرکتی حک میشه تاوان صدای فندکاش تاوان گودی روصورتش تاوان ریزش موهاش تاوان حسهای خوب دنیا که اگه نبودی میتونست اونا رو تجربه کنه تاوان ابروهایی که برباد رفت تاوان تحقیرهایی که از طرف خانواده و دوستاشو و اطرافیانش شد تاوان تنفرشدن از هرچی عشقو عاشقیه و............... اینجا بهشتو جهنم خداست

دلم میخواد سرمو بذارم رو شونه یه نفر و اون واسم این شعر رو بخونه.... چی تونسته بغض تو رو بشکنه عشق من تمام خوشی های من مال تو تمام غمای تو سهم منه عشق من چی باعث شده اینجوری دلخوری چی می خوای بگی حرفاتو می خوری عشق من چی باعث شده خسته ای از همه تو حرفات یه دنیا غمو ماتمه عشق من نبینم که اشک تو چشات جمع بشه نباید یه مو از سرت کم بشه عشق من تمام غماتو به جون می م من از جونمم واسه تو می گذرم تو دنیای من جاتو خالی نذار روزای پر از عشقو یادت بیار عشق من تو دنیای من کل دنیا تویی تو تنهاییام دیگه تنها تویی عشق من...

هر ی شاید یه آهنگ داشته باش ه مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده! یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن. مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن، اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن. +بذار از نگاهت همین چند ساعت واسه من بمونه با این چند ساعت چراغایه این خونه روشن بمونه حالا که نمیشه تمامه تو سهم منو زندگیم شه بذار چند ساعت نگاهم این عشقو با چشمات سهیم شه صبورم که باشم نه طاقت ندارم نبینم تو رو.....

یه عمری گذشت من شدم این یه پسر سرکش و شیطون و جین یادمه میگن هرچقد بزرگ شی هر چقد شر شی باز همون پسرشی چه خوب چه بد چه خوشگل چه زشت تو باز پسر مادرتی اونکه گذاشت خشت رو خشت تو بمن عشقو یاد دادی یاد من من که از هیچی بودنم رسوندی سربلند کاری ندارم موهات سفید یا سیاه مادر تو برام یه عمر یه عمر دنیایی مادر هر کاری کنم جبران نمیشه خوبیات چه تو گهواره چه بغلت چه دور از تو مادر هرچه طول بکشه برگردم کنارت تو تو همون ملکه دنیامی مادر هرچی نگاه کنم دورمو وقتو نمیشه فهمید بیتو مادر حتی بهشت پای توإ مهربونم اشک تنها رفیق منه وقتی ازت دورم تو سرچشمه خوبیایی مادر وقتی عصبانی قوی تری مادر پول عشق سرمایه هرچی دارم تو منبع انرژیمی مادر تو بهترین مادر دنیایی بذا دنیا بفهمه من دیوونم مادر (تقدیم به مادر )

خوشحالم از اینکه تو میخندی ؛ از غصهٔ من دیگه دل کَندی چقد زود روزای قشنگ و خاطره های ناب جاشونو میدن به تلخی و تنهایی ! انگار همین دیروز بود که دلم آلوده شد به عشق و انگار یه چشم به هم زدن بود چهارسال عشق و قشنگی و خاطره و انگاااااار یه عمره که نیستی و جای خالیت چقد گَل و گشاد شده ... عشقم گفتنت تو گوشم میپیچه و دردش میاد میشینه وسط قلبم و تیر میکشه ، میزنه به لحظه های تنهاییم و میشه بغض ؛ میشه یه بغض به بزرگیِ چهارسال خاطره ، چهارسال هرلحظه بغلت ، بوی تنت ، گرمی دستات و هوای آفت ِ زندگیمو بارونی میکنه و تگرگ بی قراری امونمو میبُره ... کجای قصه خو دی که من با گریه بیدارم؟! بخدا رسمِ خوبی نیست ، نقشِ عشقو بزنی سر درِ قلبِ یه نفر و خودت تیشه برداری و ابش کنی ... این روزا به شدت درگیر اون روزام ...

خوشحالم از اینکه تو میخندی ؛ از غصهٔ من دیگه دل کَندی چقد زود روزای قشنگ و خاطره های ناب جاشونو میدن به تلخی و تنهایی ! انگار همین دیروز بود که دلم آلوده شد به عشق و انگار یه چشم به هم زدن بود چهارسال عشق و قشنگی و خاطره و انگاااااار یه عمره که نیستی و جای خالیت چقد گَل و گشاد شده ... عشقم گفتنت تو گوشم میپیچه و دردش میاد میشینه وسط قلبم و تیر میکشه ، میزنه به لحظه های تنهاییم و میشه بغض ؛ میشه یه بغض به بزرگیِ چهارسال خاطره ، چهارسال هرلحظه بغلت ، بوی تنت ، گرمی دستات و هوای آفت ِ زندگیمو بارونی میکنه و تگرگ بی قراری امونمو میبُره ... کجای قصه خو دی که من با گریه بیدارم؟! بخدا رسمِ قشنگی نیست ، نقشِ عشقو بزنی سر درِ قلبِ یه نفر و خودت تیشه برداری و ابش کنی ... این روزا به شدت درگیر اون روزام ...

فردا که جمعس شبش نامزدی نگین جونه حالا قراره برم با اون ادرس دادنشون یکم گیجم نگین کوچولوی ما داره نامزد میکنه ایشالا که خوشبخت بشه از ته قلبم دوس دارم که خوشبخت بشه اون قصش مث ما نبود چون هنوز بچس قصه ی عشقو وا نکرده امیدوارم که عاشق نامزدش بشه ایشالا همه ی جونا خوشبخت بشن آمین منو حامدم هر روز بیشتر از دیروز خوب و خوشبخت بشیم با هم آمین

ی آمد که حرف عشقو با ما زد ! دل ترسوی ما هم دل به دریا زد ! به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی … چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست … یه عمری راهه و در قدرت ما نیست … باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد ! خودش می بردت هر جا دلش خواست … به هر جا برد بدون ساحل همونجاست … به امیدی که ساحل داره این دریا ! به امیدی که آروم میشه تا فردا ! به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره ! به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره ! دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی … باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد ! خودش می بردت هر جا دلش خواست … به هر جا برد بدون ساحل همونجاست …

یه روزی اینجا 170 الی 200 تا نظر گذاشته می شد ، خواننده های خاموش و غیر خاموش و دوستای نزدیک و دور ... حالا فقط نگهداشتن این وبلاگ چند دلیل داره که یکیش نقطهء آغاز بود و یکیش اشعاری که در یک زمان خاصی می نوشتم و اون زمان ها برام باارزش بودن و یکیش تو همسر عزیزم که با عشقو علاقه پیاماتو اینجا دریافت میکنم ... و این یکی از مهمترین دلایلمه ، چون توی اوج نزدیک بودن بهمدیگه وقتی اینجا از تو پیامی برام میاد حس های ن رو برام تداعی میکنه ... مصطفی جانم بی نهایت ازت ممنونم که به احساسم احترام میذاری و بین دغدغه هات اینجارو فراموش نمیکنی و می خونی خدا برام نگهت داره

همه را بخشیده ام چه از دوستانم و چه از دشمنانم قلب عضو مقدسیس الودگی در آن معنایی ندارد به دلم اموختم که وقتی از غمی بگذرد حتما مهربانتر میشود همه را بخشیده ام حتی زن همسایه را که حتی دوست ندارد نیم نگاهم کند حتی دوست دوران مدرسه ام را... آری قلب مقدس است حیف است دوتا لک مثل جوهر سپیدی اش را کم کند من بخشیده ام .. قلبم پاکه پاک است ضربانش منظم و گوشنواز است تپشش پیاپی و شنیدنیست دلیل تپیدنش بینظیر است یه قلب پاک و سپید که میتپد برای دخترم برای همسر عزیزم برای خودم و زندگی ام حتی برای انی که دوستشان دارم و حتما دوستم دارند من بخشیده ام و قلب مقدسم برایم بیشمار ارزش دارد... بخشیدن کار بس بزرگیست باید ان را فهمید... خدایا بااااز هم تو را سپاس که حواست به من و قلبم و عشقو دخترم و زندگیه آرومم هست تو را بینهایت سپاس...

یه شب نشستم دفترمو گذاشتم جلوم و خواستم هرچی از عشق به ذهنم میادو بنویسم.نوشتم.حدود چار صفه.از گول زدن عشق از بی معنی بودنش از گنگ بودنش از زیبا بودنش ... نوشتم. نوشتم که من هیچوقت عاشق نبودم و هیچوقتم نتونستم بهش اقرار م. به این فک که نویسنده ها و شاعرا باید عاشق باشن که قلمشون تراوش کنه و فلان. خلاصه اینکه مقصودم صرفا نوشتن بود اون شب.ولی بعد ، آ متن ، آ چار صفه به این فک که "تو" چه کلمه ، چه تکواژ قشنگیه.چقد خوش اهنگه.چقد دریمیه. الان ، یادم نیست چی شد که یاد تو و اون متن افتادم و به این فکر که بنویسم.راجع به عشق.با یه برچسب ثابت.هرشب.حداقل بیشتر شبا. و بعد به این فکر که واسه "تو" بنویسم.این جستجوی عشقی و عاشقانه رو خطاب به تو بنویسم. تویی که یه ضمیر مخاطبه با فعلی که بهش مربوط نیست.تویی که وجود نداره که فعل بخواد بهش مربط باشه. + برچسب پیشنهاد بدین.

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها