جستجوی عبارت یادش بخیر مدرسه


یادش بخیر... شعرِهم آوای مدرسه یاد سرود ملی و غوغای مدرسه یادش بخیرزنگ شروع کلاس درس صوت بلند بخش الفبای مدرسه یادش بخیر بچه زرنگی که می نوشت شاگردهای تنبل و بدهای مدرسه این روزها بدورم از آن جوامتحان از گریه های هرشب و املای مدرسه یادش بخیرزنگ ریاضی و ترس ولرز عشق هوای ورزش و بلوای مدرسه تاخیرهای عذرموجه و راه دور لبخند های خسته ی بابای مدرسه یادش بخیر فصل خزان و هوای سرد تهدیدهای ناظم و دعوای مدرسه دیگر گذشت شیطنت وقت امتحان آموزگارو نمره و انشای مدرسه یادش بخیر شور و هوایی که داشتیم دراضطراب بازی فردای مدرسه

آ ن همه ماه مبارک توی ده بادش بخیر...شوق و ذوق روزه ها یادش بخیر... بچه گی با آ ن همه دل دادگی...باز ی و سر زند گی یادش بخیر... فصل گرما پشت بام خانه ها...آ ن سحر خوانی دعا یادش بخیر... می شدیم بیدار در وقت سحر...شور و حال آ ن زمان یادش بخیر... از بلندگو از مناره می رسید...صوت زیبای ذبیحی رابگوش یادش بخیر... بود ندائی دلنشین در ان زمان...مانده در گوش لحظه ها یادش بخیر... مردمان آ ن زمان یادش بخیر...بچه ها ی هم زبان یادش بخیر... با پدر مادر می خوردند سحر...اول صبح کیهای غذا یادش بخیر... می دویدم توی باغ و کوچه ها...توی خاک و آ ب وگل یادش بخیر... وقت افطار می رسید ما دورهم...می نشستیم بر لب سفره دعا یادش بخیر... می گذاشتیم در دهان آ ن لقمه را...زودتر از مادر پدر یاد ش بخیر... بیک در گفتارها یش صا د ق است...هر چه گوید از زبان دوستان یادش بخیر..

آمدم اینجا دوباره...لشگرت یادش بخیر قاسم و عون و زهیر و جعفرت یادش بخیر اولین باری که اینجا آمدم یادت که هست؟ شد رکابم ساقی آب آورت یادش بخیر اولین باری که اینجا پهن شد سجاده ام با اذان دلربای اکبرت یادش بخیر حال، من برگشته ام اما نه مثل بار قبل قامت مانند سرو خواهرت یادش بخیر از امانتداری ام دارم خج می کشم بچه های من فدای دخترت... یادش بخیر روضه ی دیروزمان این بود با بی بی رباب ای عروس مادر من اصغرت یادش بخیر من خودم اینجا به جسمت پیرهن پوشانده ام دستباف یادگار مادرت یادش بخیر رفتی و با اشک هایم بدرقه تو را ای برادر آن وداع آ ت یادش بخیر مثل جدم می شدی در پیش چشمان همه وای من عمامه ی پیغمبرت یادش بخیر

شعر من تقدیم چشمان شما.. یادش بخیر روز های تا به شب بی انتها.. یادش بخیر ای تمام شعرهایم تا ابد تقدیم تو بالهای شعر ِ پرواز شما ..یادش بخیر گفته بودم می شود چشمان تو سهمم شود؟ آنهمه انکارها .. اصرارها .. یادش بخیر قول دادیم از تمام قصه ها ..سَرتر شویم آنهمه دیوانگی و خنده ها یادش بخیر یاد داری از تمام زندگی سهم منی؟ گفته بودم میروی..از پیش ما..یادش بخیر گفتی از من دل بریدی..خسته ای از سرنوشت دل سپردی آ آنجا..؟ ای " شُما ! "...یادش بخیر از تمام زندگی این عشق سهم من نشد ای تمام قصه ها و غصه ها ..یادش بخیر پشت آن ع صبور از چهره ات بالای تخت مینویسم بهترین درد آشنا...یادش بخیر   #فرهاد_کریمی

یادش بخیر یه روزی تموم دلخوشیم باشگاه پرواز بود الان اصا بهش سر نمیزنم یادش بخیر شیطنتای سر کلاس اینو تو مدرسه نوشتم یادش بخیر یه وبلاگ داشتم خیلی دوسش داشتم اومد حذفیدش فقط اینو چنتا ع دیگه ازش به یادگار دارم یادش بخیر تو یه زمان خاصی همه ی نقاشیام تصویر ماه بود

آمدم اینجا دوباره، لشگرت یادش بخیر قاسم و عون و زهیر و جعفرت یادش بخیر اولین باری که اینجا آمدم یادت که هست؟ شد رکابم ساقی آب آورت یادش بخیر اولین باری که اینجا پهن شد سجاده ام با اذان دلربای اکبرت یادش بخیر حال، من برگشته ام اما نه مثل بار قبل قامت مانند سرو خواهرت یادش بخیر از امانتداری ام دارم خج می کشم بچه های من فدای دخترت، یادش بخیر روضه ی دیروزمان این بود با بی بی رباب ای عروس مادر من اصغرت یادش بخیر من خودم اینجا به جسمت پیرهن پوشانده ام دستباف یادگار مادرت یادش بخیر رفتی و با اشک هایم بدرقه تو را ای برادر آن وداع آ ت یادش بخیر

بچه ها رنگ زرد پاییز داره میاد و ما لباسامون هنوز سبزه سبزه . بچه ها روز اول مدرسه رو یادتون میاد ؟؟یادش بخیر ،خانم احمدی معلم کلاس اول ما بود . یادش بخیر و پلیس های حیاط مدرسه .یادش بخیر خطکش بلند ناظم اقای رضایی . واقعا جنترمنی بود .

آمدم اینجا دوباره...لشگرت یادش بخیر قاسم و عون و زهیر و جعفرت یادش بخیر اولین باری که اینجا آمدم یادت که هست؟ شد رکابم ساقی آب آورت یادش بخیر اولین باری که اینجا پهن شد سجاده ام با اذان دلربای اکبرت یادش بخیر حال، من برگشته ام اما نه مثل بار قبل قامت مانند سرو خواهرت یادش بخیر از امانتداری ام دارم خج می کشم بچه های من فدای دخترت... یادش بخیر روضه ی دیروزمان این بود با بی بی رباب ای عروس مادر من اصغرت یادش بخیر من خودم اینجا به جسمت پیرهن پوشانده ام دستباف یادگار مادرت یادش بخیر رفتی و با اشک هایم بدرقه تو را ای برادر آن وداع آ ت یادش بخیر مثل جدم می شدی در پیش چشمان همه وای من عمامه ی پیغمبرت یادش بخیر ساربان در پیش چشمان خودم حراج کرد گوشواره هام...نه انگشترت... یادش بخیر

یادش بخیر یه روزی تموم دلخوشیم باشگاه پرواز بود الان اصا بهش سر نمیزنم یادش بخیر شیطنتای سر کلاس اینو تو مدرسه نوشتم یادش بخیر یه وبلاگ داشتم خیلی دوسش داشتم اومد حذفیدش فقط اینو چنتا ع دیگه ازش به یادگار دارم یادش بخیر تو یه زمان خاصی همه ی نقاشیام تصویر ماه بود دوستون دارم هوار تا

مسعود رضایی بیاره هم نفس هر که یاد از ما کنـد در این قفس ، یادش بخیر هـم قفس باشد مرا یا هـم نفس ، یادش به خیر ما و دل بــودیم و یـــاری نــازنین و مهربـــان دل برفت و یار رفت از دسترس ، یـادش بخیر یــار دانــم بـی وفایـی کرد و مهر از مـا بُریـد دل چـه دید از من نیامـد باز پس ، یادش بخیر گـَل سزاوار است اگـر بر دیده بنشانی ، ولـی گر بگیرد دوستی با خار و خس ، یادش بخیر مـا کـه نـوش و نیش دنیـا پشت سر بگذاشتیم یاد بـاد از مهر یار و مگس ، یادش به خیر دست صیــــاد ستم مــی بُـرد هنـــگام بهــــار سهره ی سحرآفــرینی در قفس ، یــادش بخیر

در آ ین ع مان آنقدر مرا دوست داری که باورم نمی شود رفته ای... (آرش امینی) یادش بخیر! یادش بخیر... یادش بخیر... یادت بخیر! یادت بخیر... یادت بخیر... . پ.ن یه شب تلخ...بی تو...حتی ماه هم خواب است امشب...

باز می آید صدای مدرسه بانگ شادی هوی و های مدرسه مرغ دل پر می زند از اشتیاق در هوای با صفای مدرسه یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم … یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم … همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میش ت، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه ! یادتون میاد ؟؟؟ نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد … یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه : “تعلیم و تعلم عبادت است”

یاد روز اول مدریه و اون همه شور و هیجان بخیر تو حیاط مدرسه با ی شاخه گل و شیرینی ازمون پذیرایی چقد همه خوشحال بودیم .اون لیوانا ک زنگ تفریح برا اب خوردن میبردیم چه لذتی داشت واقعا یادش بخیر.زنگ تفریح و بوفه شلوغ و خوراکی .چه زود گذشت انگار همین دیروز بود

یادش بخیر خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد. ***************** *********** یادش بخیر از جلو نظاااااااام… **************** ************ یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم… **************** ************ یادش بخیر بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم. *************** ************* یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!؟! افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آ پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود … ************ **************** یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل ! ************* *************** یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم و پنجشنبه ساعت 12 تعطیل میشدیم ، شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت 12 میرفتیم ؛ اوج ناراحتیمونم میشد ع ش !!! ************ **************** یادش بخیر یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابت وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خ ر معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

تمام جهان به کنار …!بازی هایی که در بچگی با داداشم کنار…! ی که از اون بچگی مراقب آبجیش هست… نمیذاره ی به آبجیش زور بگه… غیرت داره رو آبجیش ولی تعصبی نیست… داداش یادش بخیر شوخی های بچگی… دعواهای بچه گونه، آرامش بچگی… یادش بخیر تو مسافرت همیشه سرت رو پاهای آبجیت بود… یادش بخیر شیطونی هات تو مدرسه و اومدن منو مامان به مدرست… هیچی مثه این مزه نمیده که یه داداش داشته باشی که پشتته، حامیته … هیچی مثه گفتن داداشــــی و آجی تو یه خونه لذت بخش نیست…! داداش تو خودت یه دنیایی واسه من …حتی اگه من دوست داشتنت رو به زبون نیاوردم ولی بدون که واقعا دوستت دارم داداشی…

سلام بچه ها الان اینو دارم گوش میدم تو ماشین آخیییی یادش بخیر انگار همین دیروز بود که اولین بار اینجا نشسته بودیم آروم منو تو با هم تنها روزای بی تکرار و آرامش حرفامون ما و یه چطر بسته قدم زدن تو بارون تو با من زندگی کردی دل من با تو صادق بود تمومه جمله های تو پُر از عطر شقایق بود تو با من زندگی کردی دل من با تو صادق بود تمومه جمله های من آهای خوشگل عاشق بود هوای عاشقی کنار تو یادش بخیر روزای خوب زندگی کنار تو یادش بخیر جرئت سختی و سفر بخاطر عشق تو بود یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر.. گفتم بهت بیا بریم از این دیار یومدی گفتم بیا بریم منو تنها نذ ا ر نیومدی زمان گذشت و بی صدا فاصلمون زیاد شد از این همه دوری ما دل زمونه شاد شد هوای عاشقی کنار تو یادش بخیر روزای خوب زندگی کنار تو یادش بخیر جرئت سختی و سفر بخاطر عشق تو بود یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر.

سلااام.. واای اینجاا..وبلاگم .. چقد دلم واسش تنگ شده بوود یادش بخیر .. همه اینجا جم بوودیم .. یه صمیمیو ساده .. نه لاکچریوو .. نه دوربین فلانو .. نه آیفوناع سی و سونو .. چقد اینجا به دل میشست .. چقد دلم واسه همه اونایی که پستامو میخوندنو نظر میدادن تنگ شده .. چقد دلم بیشتر واسه اونایی تنگ شده که یواشکی میومدن میدیدنو میرفتن .. هییی روزگااار .. چقد زود گذشت .. خیلییی زوود .. یادش بخیر ساعت 2 و نیم که از مدرسه میومدیم با زری و فاطی قرار میذاشتیم بیایم وبلاگ .. بریم یاهو .. هوووووففف دلم واسه همتون تنگ شده دوستای نازنینم ..

یادش بخیر چند سال پیش با رفیقای قدیمی تو مدرسه بهمون میگفتن اکیپ (کتونی رنگیا ) آخه هممون همیشه کتونی میپوشیدیم اینا رفیقای به یاد موندنین با کلی خاطره خوب سحر/مریم/مهلا/غزاله/فاطمه /زهرا/سحر/فرناز/ هنوزم دوستشون دارم

رادیو داشت از رضا میخواند دلم یه حالی شد .... کاش این روز روتو حرم با صفاش بودم یادش بخیر پارسال ماه عسلم افتاد به میلادش و من و یار مهمانش بودیم. آخی...یادش بخیر..یادش بخیر میلاد رضا رو خدمت همگی تبریک میگم .. آهای اونایی که نزدیک حرم آقایید خیلییییییییییییییی ماس دعا دارم..خیلیییییییییییییی

یادش بخیر .. میبارید .. دستمان در دست همدیگر بود و به دور از یکنواختی جهان میرفتیم به آن دور ها به فتح قله ها و آواز سر میدادیم با شور و شوق یادش بخیر .. میبارید .. و صدای گیتارت چقدر با صدای باران هماهنگ بود یادش بخیر .. دوستم داشتی .... اما حالا دلیل ناراحتی هایت شده ام شده ام مزاحمت یادش بخیر .. درکم میکردی میدانستی به تو وابسته ام و میدانستم تو همه چیز تمامی و این وسط من بودم که کم داشتم توی میدانستی کم دارم تو را . محبت را . گرمی دستانت را . همدمی برای م را . و زندگی را اما رفتی و مثل مریم میگویم رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید میبارید بدون صدای گیتارت .. امروز زیر همان آلاچیق قدیمی پارک نشستم نه تو بودی و نه باران اما من چقدر عجیب ی را حس می که رو به رویم ایستاده و پاپیونم را سفت میکرد .. هعیی .. ولش کن دیگر از مد افتادم از بس نوشتم ... شاید این ده روزی که مانده تا وبلاگ یک ساله شود بگذارم بروم و از خودم دور شوم ... نه آن هم از مد افتاده هر چه فکر میکنم چه کنم تا روحیه ام برگردد نمیشود چون .. یادش بخیر .. با تو روحیه داشتم فقط ..
اقای ربات - یادش بخیر

یادش بخیر یه زمانی این وبلاگ مرجع همه بچه ها بود و آمار بازدیدش بالا.اما حالا سوت و کور افتاده این گوشه.یادش بخیر دوران تحصیل.یادش بخیر اون دوستی ها.اصلا دیگه این روز ها گروه های تلگرامی با مطالبی که برای همیشه گم میشه جای وبلاگ ها رو گرفته اند.اما به نظرم وبلاگ ها خیلی خیلی بهتر از گروه ها هستند.وبلاگها تا مدتها ماندگارند

*شعری در مورد برکه شیرین ( برگ شیرین ):* *تقدیم به همه دوست داران طبیعت زیبای برکه شیرین ج ترکی* خاطرم تا یادی از ایام دیرین می کند بلبل شوقم هوای برکه شیرین می کند دشت زیبایش بهاران جامه رنگین می کند دوریش اما مرا این گونه غمگین می کند *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* تا شود زیبا و پر گل دامنش فصل بهار اشک شوق آید به چشم دره ها و کوهسار مانده در ذهن من از آن دشت زیبا یادگار میوه ی شیرین و خوش طعم درختان کنار *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* ماه تا هر نیمه شب در دشت من میکشد باد وحشی دست بر گیسوی بهمن میکشد سبزه نقش بوسه از لبهای میکشد لاله از شرم و حیا گلبرگ بر تن میکشد *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* بیشه سرسبز زلفش را که افشان میکند ماهیان برکه را حتی پریشان میکند حس خوبی با نسیمش در دل و جان میکند هر ی را تا شب از رفتن پشیمان میکند *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* برکه ی پاک و زلال و طعم ماهی کباب چای خوشرنگ زغالی زیر نور آفتاب بیشتر از خوردن یک جام لبریز از می کند مستت صدای شرشر زیبای آب *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* نو بهار آنجا اگر رفتید تا شادی کنید یا که دیداری از این گنج خدا دادی کنید پیش از آنکه جملگی رو سوی آبادی کنید از من آواره هم ای دوستان یادی کنید *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* از وش چشمه و رودش نوایم آورید یا که آواز خوش سبزه قبایم آورید کرده غم بیمارم از خاکش دوایم آورید جرعه ای از آب شیرینش برایم آورید *برکه شیرین قشنگ و با صفا یادش بخیر* *چشمه و عطر خوش بابونه ها یادش بخیر* حسین جوکار 1395-05-10

ماه زیبای خدا آهنگ رفتن میزند/ نامهءاعمال مارا باخودش او میبرد/ گریه های نیمه شب یادش بخیر/ یاد همدیگر دعاگفتیم، همه یادش بخیر/ آن دعاها، ماسها برخدا، یادش بخیر/ تشنگی ها، بردن ازفرمان او، یادش بخیر/ از و روزه شیرین تر نبود/
سربلند خارج شدن ماه صیام یادش بخیر / دسته جمعی آیهءامن یجیب خو م همه/ گونه ها سیراب ازاشک بصر یادش بخیر/ هرشبی راهر ی تاکه سحر بود منتظر/ عرشیان بافرشیان بود هم نوا، یادش بخیر/ پیشاپیش عیدتون مبارک. ماس دعا
خداحافظ ای ربّنای غروب خداحافظ ای رزق و روزی ِ پاک خداحافظ ای جمع ِ افلاک و خاک خداحافظ ای لحظه های سحر خداحافظ ای ماه چشمان ِ تر خداحافظ ای بغض افطارها خدا حافظ ای ماه ِ دیدار ها خداحافظ ای ختم یاسین و نور خداحافظ ای ماه ِ عشق و سرور خداحافظ ای ماه رو راستی خداحافظ ای بی کم و کاستی خداحافظ ای قدر زلفت دراز خداحافظ ای اشتیاق ِ خداحافظ ای لحظه های دعا خداحافظ ای ماه ِ ارض و سماء خداحافظ ای ماه ِ صبر و رضا تو ای ماه آرامش مرتضی خداحافظ ا ی گرمی آفتاب خداحافظ ای خوابهایت ثواب خداحافظ ای بهترین سرنوشت تو پای مرا می کشی تا بهشت خداحافظ ای ماه تقدیر من سحرهای تو صبح تطهیر من خداحافظ ای برکت سفره ها خداحافظ ای ماه ِ خوب خدا #مسافر_آسمون
ان شاءالله همگی سال آینده هم زیبایی این ماه رو حلببینیم...

سلام سلامی به زیبایی پُر از حس دلشوره اول مهر ... یادش بخیر دوران مدرسه و بعدتر ، طول سال حسرت و انتظار روزهای تعطیلی تابستون رو میخوردیم و یک ماه از تابستون که میگذشت دلمون واسه اول مهر و مدرسه تنگ میشد و دوست داشتیم زودتر مهر بیاد و دوباره جلد کتابا و بوی دفترای نو و شروع یه رقابت برای شاگرد اول شدن و با غرور رفتن پای تخته و ....یادش بخیر ، یادش بخیر و باز هم یادش بخیر ... اضطرابهای امتحان ، شب بیداری های کنکور ، ترس از یک معلم و دلتنگ شدن برای یک معلم دیگر ، یادش بخیر آقای گودرزی که درس دینی رو برامون قشنگ ترین درس زندگی کرد ، یادش بخیر معلم اجتماعی اول دبیرستان سلطانی ، که اصلا متوجه نمیشدیم کی زنگ خورد و کلاس تموم شد ، یادش بخیر پادگان معلم ریاضی که مثل اسمش پر از ابهت بود و در عین حال دوست داشتنی ، یادش بخیر معلم اول دبستانم که شنیدم فوت کرده ...و خدایش بیامرزدش .... و چقدر گاهی زود دیر میشود .... یادش بخیر وقتایی که کل دغدمون مشق شب بود و یه کمش که میموند تو حیاط مدرسه یه خط درمیون یکی در میون دفتر رو پر میکردیم و به این امید که اینبار هم به خیر بگذره یا اقا معلم نبینه مشق ها رو یا اگر دید گیر نده که درسته یا غلط ... خیلی خیلی یادش بخیر دوست توپول دوران راهنمایی شریعتمداری که همش ساندویچ های خوشمزه مامانشو می اورد و با من همیشه شریک میشد و چقدر اون 15 دقیقه زنگ تفریح خوش میگذشت ....یادش بخیر مسابقات پینگ پنگ که انگار تمام زندگیم شده بود و بهترین سرگرمی و خوشحالی اونوقتام پیدا شدن یکی که باهاش پینگ پنگ بازی کنم ....یادش بخیر وقتی دوم راهنمایی ثلث دوم معدلم شد 19.96 فقط یه ریاضی 19.5 شده بودم و بقیه رو 20 شده بودم و اسممو به عنوان نفر اول رو تابلو زده بودند انگار کل دنیا رو فتح کرده بودم و دیگه به بالاترین آرزوم رسیده بودم و دلم میخواست از مغازه دار محلمون تا کل فامیل و دوست و آشنا این موضوع رو بدونند و بگند بهم آفرین .... یادش بخیر وقتی که دوم دبیرستان از هندسه بیزار بودم و اصلا نمره بالا 15 نمیتونستم بگیرم و اون موقع هم میخواستم هیچ نفهمه که چقدر تو هندسه ضعیفم .... بمونه برای یه دل نوشته دیگه ... فقط یه یادش بخیر دیگه بگم و برم ، یادش بخیر هدیه خدا که بعد ده سال اومد و یه سری زد بهم و دوباره پَر کشید و رفت ... من برای تو میخونم هنوز از این ور دیوار .... هرجای قصه که هستی خاطره هاتو نگهدار ... تا انتظاری دوباره یا حق اللهم عجّل لولیک الفرج والعافیه و النصر ...

یادش بخیر یه زمانى حکم وایفاى و داشت، حتی ازاون هم بالاتر همه دورش جمع می شدن

حرفت که میشود با خنده میگویم یادش بخیر.. فراموشش اما نمیدانند هنوز هم ی اشتباه تماس میگیرد سست میشوم که نکند تو باشی...



یادش بخیر یه زمان موهام تا شماره 5این بود :( خواهریا موهاتون تا کجاس؟؟

یادش بخیر، ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩر مامانمونو میگرفتیم گم نشیم ﺍﻻﻥ ﻣﻮﻧﺪﻡ این ﺑﭽﻪ ﻫﺎی زبون بسته چه جوری ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ مامان ﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. دستشونم که به مانتو نمیرسه!!!!!

تمام جهان به کنار …!بازی هایی که در بچگی با داداشم کنار…! ی که از اون بچگی مراقب آبجیش هست… نمیذاره ی به آبجیش زور بگه… غیرت داره رو آبجیش ولی تعصبی نیست… داداش یادش بخیر شوخی های بچگی… دعواهای بچه گونه،آرامش بچگی… یادش بخیر تو مسافرت همیشه سرت رو پاهای آبجیت بود… یادش بخیر شیطونی هات تو مدرسه و اومدن منو مامان به مدرست… هیچی مثه این مزه نمیده که یه داداش داشته باشی که پشتته،حامیته… هیچی مثه گفتن داداشــــی و آجی تو یه خونه لذت بخش نیست…! داداش تو خودت یه دنیایی واسه من…حتی اگه من دوست داشتنت رو به زبون نیاوردم ولی بدون که واقعا دوستت دارم داداشی… کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم!!!

5 سال پیش بود که این وبلاگ ساخته شد.روزهایی که تو مدرسه ابت حس و حال خاصی داشتم اما علیرغم میل باطنی، سرنوشت اینطور رقم خورد تا فعلا نتونم ابت تدریس کنم. اما خیلی دوست دارم برگردم و ان شاالله که همینطور خواهد شد. انگار همین دیروز بود که اولین بار اینجا نشسته بودیم آروم منو تو با هم تنها روزای بی تکرار و آرامش حرفامون ما و یه چتر بسته قدم زدن تو بارون *** گفتم بهت بیا بریم از این دیار نیومدی گفتم بیا بریم منو تنها نذار نیومدی زمان گذشت و بی صدا فاصله مون زیاد شد از این همه دوری ما دل زمونه شاد شد هوای گرم عاشقی کنار تو یادش بخیر روزای خوب زندگی کنار تو یادش بخیر جرات سختی و سفر بخاطر عشق تو بود یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر

آخرین مطالب