آن شب ِ پاییزی

بعضی روز هارو یادت باشه که چقد راحت اشکمو در آوردی .... یادت باشه که چطور با بی محلی و با خوندن و جواب ندادن پیام هام به اشتباه هم که شده حتی برا دقیقه هایی هم که شده احساس که چقد بی ارزشم ... این روز هارو یادت باشه همیشه نه برای اینکه بخوام یه روزی تلافی کنم این چیزا کار من نیست ... من دلم نمیاد هیچوقت فقط میخوام یادت باشه که شاید بعد این تکرار نشه که یادت بیوفته قبل ها چقد با این رفتار ها قلبم ش ته .... نمیدونم امروز چی شد :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه یادت باشه جان
  • کلمات کلیدی یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
امروز چندمه ؟؟؟؟ 24 ام آذر یعنی دو سال تمام شد ؟؟؟ چه زود گذشت یعنی ما دو سال رو با هم پشت سر گذاشتیم ؟؟؟ همون آدم های تخس ِ روز های اول ؟؟؟؟ :| هوووووووووم همون آدم های تخس و مغرور دو سال رو پشت سر گذاشتیم با همه ی خوب و بد ها با همه ی تخس بازی ها و قهر و آشتی ها همه ی خاطرات خوووووووووب و دیدار های یهویی ... دو سال گذشت از شروع این رابطه دو سال میگذره از اون شبی که اومدی توو زندگیم اون شب حواسم نبود با همه ی غرورم گفتم فقط یه رفاقت مجازی ! اما حواسم نبود که اون شب تو برای رفاقت نیومده بودی حواسم نبود که اون شب سرنوشتم ثبت شده بود .... مرسی جان ممنونم که اون شب اومدی و پیدام کردی ممنونم که اینقد به موقع اومدی و رنگ آرامش پاشیدی به زندگیم دوووووست دارم یکی یکدونم :) امروز خیلی بیشتر از روز های قبل عاشقتم خیلی بیشتر از روزهای قبل حس آرامش و خوشبختی دارم :) مرسی تاج سرم همیشه باش تا بی نهااااااایت ها .... دو سالگیمون مبارک به امید سال های بیشتر کنار هم :)

اطلاعات

بعضی روز هارو یادت باشه که چقد راحت اشکمو در آوردی .... یادت باشه که چطور با بی محلی و با خوندن و جواب ندادن پیام هام به اشتباه هم که شده حتی برا دقیقه هایی هم که شده احساس که چقد بی ارزشم ... این روز هارو یادت باشه همیشه نه برای اینکه بخوام یه روزی تلافی کنم این چیزا کار من نیست ... من دلم نمیاد هیچوقت فقط میخوام یادت باشه که شاید بعد این تکرار نشه که یادت بیوفته قبل ها چقد با این رفتار ها قلبم ش ته .... نمیدونم امروز چی شد :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه یادت باشه جان
  • کلمات کلیدی یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
خیلی دلم تنگه ... خیلی :( قلبم داره منفجر میشه از دلتتگی اونقد دلتنگم که بهونه گیر شدم دلم خوش بود که میبینمت اما قسمت نشد از شانس بد ِ من آنفولانزا گرفتی و نشد که بیینمت درسته خودم خواستم نیایی ، راضی نبودم با اون ح بیای اما الان دل ِ من این چیزا حالیش نیست سخت دلتنگ ِ و غمگین :( کاش چشامو میبستم و میرفتم توو آغوشت ، حست می نفس های گرمت میخورد به گوشم و آروم میشدم کاش یه دل سیر به خوابم بیای شاید به همین هم راضی شدم :(

اطلاعات

میدونی جان هر چی هم که بشه ... تو هرچقد هم که بی حوصله باشی هرچقد هم که حال نداشته باشی ... حتی پشت تلفن هم حرفی نزنی و سکوت کنی هر چقد هم که ناراحت باشی باز من دووووووست دارم ... عاااااشقتم بیشتر از روزای قبل هر چی هم که بشه تو باز یکی یکدونه ی منی پسرک منی ... انگور منی .... عشق همیشگی منی هر چی که بشه خب ؟؟؟؟ همیشه اینا یادت باشه ... من همیشه از همون روزای اول بهت گفتم که تا آ ش هستم هر چی که بشه پا به پات میام و تنهات نمیذارم همیشه پای حرفم میمونم جان دلم .... من حتی بی حوصلگی ها و اخماتم قد خنده هات دوس دارم همیشه که قرار نیست ح خوب باشه و بگی و بخندی یه وقتا هم بی حوصله میشی ... یه وقتا هم دلت غم میگیره وظیفه ی من کنارت بودنه .... وظیفه ی من همراه و همقدم بودنه پس همیشه ، توو هر شرایطی ، با هر اتفاقی کناااااااارتم عشقم شک نکن به این حرفم جان .... فقط شدییییییییییید دلم میخواست پیشت بودم کنارت بودم .... میتونستم ساعت ها بغلت کنم بدون هیچ حرفی فقط بغلت کنم و حس کنی که من هستم اما حیف که خیلی دورم از تو خیلی :(

اطلاعات

امان از ی که خودت اینجایی و یه تیکه ای از وجودت جایی دیگه .... جسمت توو رختخواب باشه و قلب و فکر و روحت یه جای خیلی دور :( نمیتونم بخوابم نگرانم نگران تو نمیتونم آرومت کنم ، نمیتونم خوبت کنم نمیتوووووونم و این عذابم میده .... از خدا دلگیرم خیلی دلگیر .... من باهاش حرف ها زدم ، ازش قول ها گرفتم اما حواسش نیست ....

اطلاعات

خواب بم خیلی به موقع بود ... خیلی باور که خدا حواسش هست یه خواب پر از حس ِ خوب ِ آرامش ... مرسی خدا جونم مرسی بابت نشونه ی قشنگت :) همیشه از ته دل بهت ایمان داشتم و دارم ببخش که یه وقتایی غر میزنم :( امروزمون پر از انگیزه و انرژی بود دوسش داشتم :)

اطلاعات

نیم ساعته زل زدم به صفحه ی وبلاگم دستم نمیرفت چیزی بنویسم یعنی نمیدونستم که چی بنویسم ... از چی بنویسم فقط دلم میخواست اینجا یه چیزایی بنویسم که سبک شم یکم میدونی عزیزکم توو زندگی همه بعضی ضعف ها دارن که دست خودشون نیست ضعف هایی که شاید خودشونم بیزار باشن ازش ولی نمیتونن کنترلش کنن میدونی ضعف من زود گریه مه ... من خیلی زود به گریه میوفتم خیلی زود .. با هر حرف و رفتار کوچیکی ... خیلی هاشو شاید طرف مقابل متوجه هم نشه من حتی توو خونه هم اگه ی حرفی بزنه که ناراحت شم زورم بیاد گریه میکنم اما هیچکدوم ... هیچوقت این گریه ها رو ندیدن .... همه همیشه ضعف هاشونو پنهون میکنن که یه وقت ی نبینه که یه وقت ی دست رو نقطه ضعفش نذاره که آزارش بده ... آره من خیلی زود گریه میکنم ... با هر شوخی ای که حالمو بگیره ... با هر ضد حالی که از سر شوخی باشه با هر بی توجهی ای که عمدا و فقط از رو شوخی باشه ... با هر حرف رفتن ... با همه ی چیزایی که قلبمو درد بیاره و ناراحتم کنه حتی اگه شوخی باشه میدونم این خیلی بده ... ضعف خیلی بزرگیه برا یه دختر اما دست خودم نیست ... خیلی وقتا نمیتونم کنترلش کنم امروزم نتونستم کنترلش کنم نتونستم ضد حال های شوخیه تورو تحمل کنم ... نتونستم حتی نتونستم وسط گریه هام قطع تو تحمل کنم نتونستم جواب ندادن هاتو تحمل کنم ... میدونی چقد سوختم وقتی اون همه زنگ زدم جواب ندادی وقتی آنلاین بودی و من اون همه معذرت خواهی و منت کشیدم جواب ندادی هیچ کاری اینقد نمیتونه منو عذابم بده ..... زجرم بده میدونم بی حوصله بودی ... میدونم اعصابتو اب کرده بودم ... میدونم مقصر منم اما جان عزیزت اینجوری بی محلی نکن که انگار اصلا من نیستم ان ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه ضعف :(
  • کلمات کلیدی خیلی ,میدونم ,نتونستم ,شوخی ,میدونی ,جواب ,کنم  نتونستم ,شوخی باشه ,گریه میکنم
چه عصر ِ بد و دلگیریه :( دلم تورو میخواد عشقم :( میخوامت اما نیستی .... الان داشتم به این فکر می که من هر وقت پیش ی از تو گفتم ... از عشقم گفتم و تعریف با کلی ذوق و شوق از دوست داشتنم گفتم ... از تو و خوب بودنا و مهربونیات گفتم همیشه بعدش بینمون ناراحتی پیش اومده ... سر چیزای خیلی کوچیک دیگه دارم ایمان میارم که خیلی زود چشم میخوریم ... بار ها و بار ها این اتفاق افتاده و بعدش عذاب کشیدم :(( ب پیش دوستام از تو و رابطمون حرف زدم از اینکه چقد دوست دارم و دوسم داری از همه ی خوبی های رابطمون ... از عشق قشنگمون گفتم تعریف و امروزم اینجوری شد :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه چشم ِ بد
  • کلمات کلیدی گفتم ,تعریف کردم
حالم خیلی بده دلم شدید تورو میخواد و تا صداتو نشنوم تا باهام حرف نزنی آروم نمیگیرم لعنت به من :( لعنت به من که این همه ضعف دارم لعنت به من که هیچوقت نتونستم خودمو کنترل کنم لعنت به من که همیشه گند زدم به اعصاب و حوصلت ... گند زدم به حال خودم میدونی من ِ لعنتی همیشه از رو دوس داشتن ِ که عصبانیت میکنم همیشه برا اثبات دوست داشتنمه که همه کاری میکنم برا نشون دادن عشقم ... من ِ لعنتی وقتی کم آوردم وقتی نتونستم تحمل کنم گریه اشک های من اشک تمساح نبوده و نیست فقط از رو ضعف و احساسه از رو دوس داشتنه ... از رو تحمل نداشتن دل لامصبمه فقط نمیدونم چرا همیشه گند میزنه به همه چی ... دیگه هیچوقت گریه مو نخواهی دید ... دیگه هیچوقت اشکای منو نمیبینی تحت هیچ شرایطی ... هیچوقت :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه من ِ لعنتی
  • کلمات کلیدی لعنت ,هیچوقت ,لعنتی ,دیگه هیچوقت ,من ِ لعنتی
هوووووم باز من خیلی وحشتناک گیر داده بودم به یه موضوع :)) نمیدونی که داشتم که بهت زنگ میزدم قلبم همچین تند تند میزد که نگو آی میترسیدم جوابمو ندی و باز من غمگین شم :( اما خب ضااااایع شدم جواب دادی که هیچ خیلی هم خوب بودی اصلا شرمنده شدم حس فقط اعصاب خودم و خودتو اب ا الکی الکی تازه باعث شدم که بعد از ظهر هم نخو :( چقد دختر بدیم من انگار نه انگار که تو امشب شیفتی و باید اسنراحت میکردی یکم رو تربیت من وقت بذار خب :)))) مرسی عشقم که یه بار دیگه ثابت کردی دووووسم داری خیلی ذوووووق خیلی هم خوشحالم مرسییییییییییییییییی بالام :)

اطلاعات

سلام یک عدد پاندای برفی هستم ^____^* خیلی هم ذوق برف دارم وااااااااااای که چه برفی باریده اینجا ... از پریشب برف باریده تا امروز صبح الانم به طور خیلی عجیبی داره بارون میباره :l هیچی دیگه از پریشب تا الان ندید بدید بازی در آوردم :))) کلی ع گرفتم توو این دو روز ... اونقد از در و پنجره آویزون شدم که نگو :)))) اونجا هم برف باریده ولی تو مریض شدی :( من بمیرم برات که ب سرما خوردی و پیشت نیستم که پرستاری کنم :( ایشالا که با قرص و دارو رفع شه و ادامه نداشته باشه اذیت شی :( دقیقا مثل نی نی هایی تا هوا سرد میشه زودی مریض میشی ... پسمل من همینا دیگه گفتم بیام اینجا هم خبر برفی ثبت کنم خاطره شه :) و گفتم بیام اینجا بنویسم که یادت باشه در آینده روز های برفی خونه موندن ممنوعه یعنی تا برف بارید باید لباس بپوشیم بزنیم بیرون وقتی برف میباره میریم پیاده روی زیر برف یخ میزنیم سردمون میشه کیف میکنیم روز بعدش که دیگه خبری از بارش برف نیست میریم برف بازی :) روز های برفی و بارونی باید کلی خاطره بسازیم و دیوونه بازی کنیم ^___^* هوووم میدونی چی شده ؟؟؟ پامو کوبوندم به در و دیوار دو جاش کبود شده درد میکنه :( خیلی دست و پا چلفتیم من :( حیوونکی هم هستم :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه برف ِ آبانی
  • کلمات کلیدی برفی ,بازی ,خیلی ,باریده ,بیام اینجا ,گفتم بیام
کی گفته من شیطونم و گولت میزنم ؟؟؟؟ من فرشته هستم جانم فرشته ^____^* از اون فرشته های قشنگ و مهربون از همونا که حالا بعضی وقتا تحت شرایطی شیطنتشون گل میکنه و شایدم یکمی گول بزنن و از راه به در کنن :)) از همونام من آقا حالا ماجراهای ب اصلا به من ربطی نداره لطفا تصویر فرشته رو ابش نکنید -____-* پسرک بی جنبه ی من :) وااااای که چقققد خندیدم :))) بعدشم تقصیر خودت بود دیگه کرم ریختی من گناهی نداشتم همانا که خدا جواب کرم ریزندگان رو در خواب می دهد :))))

اطلاعات

  • مطالب مشابه کرمالو :))
  • کلمات کلیدی فرشته
باز هم نصفه شبه و من هنوز بیدارم امشب برع قبل خسته و کم خوابم اما باز خوابم نبرده میدونی امشب بیشتر از همیشه دلتنگی میکنم ... خیلی بیشتر مثلا دلم میخواست همه ی اتفاق های امروز عصر واقعی بود حتی ماجراهای امشب .... من از مجازی بودن خیلی چیزا بی زارم :( از دور بودن ها ... فاصله ها من از اینکه هر وقت دلتنگ شدم نمیتونم لمست کنم بی زارم ... از اینکه نمیتونم بعضی شبا گرمای آغوشت رو حس کنم .... یادته چند روز پیش گفتم دلم برا نقطه به نقطه ی تنت تنگ شده ؟ امشب این دلتنگی رو با پوست و استخونم حس و غصه خوردم امشب وقتی که داشتیم افسوس واقعی نبودن بعضی لحظه هامونو میخوردیم سُر خوردن اشک هامو رو گونه هام حس ... اشک ِ دلتنگی و حسرت من امشب عجیب دلتنگتم ... من این روزها عجیب هوس تورو دارم هوس ِ نقطه به نقطه ی جسمت رو ... هوس آغوشی که بشه توش جون داد و تیکه شد ... دلم تنگته انگور جان ....

اطلاعات

دلم برات تنگ شده پسمل لوس لوسکم باز حس مادرانم نسبت بهت گل کرده هااااا :)) خب من دوس دارم یه وقتا مثل مامانا باشم لوست کنم ، قربون صدقت برم ، ناز نازت کنم اصلا حس مادرانم با تو میشه دیگه بچه مچه نمیخوام :)) هووووم من دلم تنگته :( دلم برا خودت و نقطه به نقطه ی تنت تنگه برا تک به تک خنده های خوشمزه و چشای قشنگت برا بغل گرم و نرم و پر از آرامشت ... برا خیلی چیزااااااااا خیلی :(

اطلاعات

ساعت 2:26 بامداد ... تو دو ساعت پیش رفتی بخو منم قرار شد زود بخوابم اما هنوز بیدارم ... سر درد شدیدی دارم انگار که سرم سنگینی میکنه حتی سرم رو بالش هم درد میکنه انگار سرمو رو یه تیکه آهن گذاشتم نمیدونم احساس سرماخوردگی هم دارم ... همچنین خستگی و همه ی این درد و مرض و بی خو فقط و فقط یه دلیل داره دلیل مکرر ... هر ماه ... تکرار ... تکرار ِ درد و بی حالی چقققد متنفرم ازش ( دیگه بیشتر از این بازش نکنم دلیل رو :d ) الان حال تایپ ندارما ولی امشب رو باید ثبت می امشب چیزایی دیدم که باید اینجا ثبتشون کنم امشب از مرد ِ زندگیم فهم و شعور دیدم ، درک دیدم .. مَرد بودن دیدم شاید از نظر تو خیلی چیز کوچیکی باشه ولی برا من خیلی بزرگ و قابل احترام بود مرسی مرد ِ باشعور و با درک ِ من بعضی رفتار ها و مردونگی ها باعث میشه بیشتر تر عاشقت شم باعث میشه در مورد تو غلیظ و با افتخار کلمه ی مَرد رو استفاده کنم من خیلی خوشبختم خیلی :) چشم حسود کور .... حالا شاید سال ها بعد یادمون نباشه چه اتفاقی باعث شد این پست ثبت شه باید براش یه نشونه ای بذاریم که یادمون نره :)) همون دلیلی که به قول خودت باعث شد ذهنتم باز شه :) نشونش میشه ذهن باز کن :))))))) ذهنتم که باز کردیم :)) پس بعد این بیشتر میتونی تست بزنی تازه اونقدم زرنگ و باهوشی همه رو درست میزنی پسمل ِ باهوشمو فدااااا بشم من... تازه منم به لطف تو شدم بوپولی ِ ذهن باز کن :)))) خیلی هم با کلاس ^____^* فکر کنم به سلامتی خواب داره میاد توو چشام شب بخیر جان

اطلاعات

  • مطالب مشابه مَرد = تو ^____^*
  • کلمات کلیدی خیلی ,باعث ,میشه ,مَرد ,امشب ,دلیل ,باعث میشه
من چرا خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم ؟؟؟؟ هوووووم ؟؟؟ آهان خب بس که سرم شلوغ بوده این مدت همین هفته ی پیش من شده بودم خانوم کدبانو هی بپز بشور جمع کن آ شب هم که غش می توو رختخواب :)))) ولی خوب آشپزی هستما اون چند روز که مامان نبود حس گل کاشتم بابا همچنان داره همه جا از آشپزی من میگه ^_____^* کی قسمت میشه پس برا آقامون آشپزی کنم ؟؟؟ :( حالا کمتر از کدبانو گری هام تعریف کنم بقیش سو رایز بمونه در آینده نشونت بدم :)) این روز ها هم که تمام ذهنم درگیر کنکور شده فکر کنم کم کم سر و کله ی استرس هام داره پیدا میشه :( مخصوصا شبا موقع خواب که چند باری از خواب بیدار میشم حالا از ب شروع عرق بهار نارنج میخورم که آرامبخشه و راحت میخوابم و مسئله ی خیلی بزرگتر اینکه هنوز نتونستم به بابا در مورد تصمیمم چیزی بگم :( خیلی از ع العملشون میترسم ... اینکه حمایتم نکنن و مخالف باشن منو میترسونه ولی باید بگم هر جور که شده اینجوری زمان از دستم میره خدایااااااااااا خودت شهامتشو بده من فردا با بابا حرف بزنم ... نمیدونم چرا اینقد از بابا خج میکشم توو اینجور چیزا ؟؟ مثلا یکم پیش واقعا خج میکشیدم بهش بگم ک و بده تا شهریمو واریز کنم اگه انتخاب واحدم نبودا حالا حالا ها روم نمیشد ک و بخوام با اینکه بابا باهامون خیلی راحت و صمیمیه خیلی به نظرات و تصمیماتمون احترام میذاره ولی باز من خیلی خج میکشم ازش :( شاید همه فکر کنن ازش میترسم یا حساب میبرما نه اصلا اینجوری نیست من فقط روم نمیشه در مورد موضوع ها و تصمیماتم بشینم باهاش حرف بزنم و قاتعش کنم حالا خوبه یکی از بهترین بابا های دنیا قسمتم شده ها من اینقد خج میکشم ازش :)) واقعا این برام یه ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دختر ِ خج ی ِ بابا :))
  • کلمات کلیدی خیلی ,حالا ,خجالت ,چیزی ,میکشم ,اینکه ,خجالت میکشم
این پست قرار بود بعد از ظهر ثبت شه که دیگه باشگاه داشتم نشد چون من بعد از ظهر که باهات حرف میزدم کلی دلم ضعف رفت ذوق برا تک به تکه حرف هایی که از آینده میزدی برا همه ی برنامه هایی که چیدی .... میدونی بیشتر دلم برا چی ضعف رفت ؟؟؟؟ هوووم وقتی داشتی از بچه هامونم حرف میزدی و برنامه میریختی برنامه های مخصوصه پدر و پسری منم که حسووود داشتم جز جز می :)) هووووم که میخوای با پسرت هر روز ببینی و نقد کنین ؟؟؟ که میخوای هر روز با پسرت گیم بازی کنی ؟؟؟ هااااا ؟؟؟؟؟ منم که بوقم اینجا :| پسرای بد :( اگه من گذاشتم شما دوتا تنها تنها بیینید و بازی کنید اووووم ولی چقد دلم ضعف رفت برا پسرم و باباش فکر کن دوتا مرد ... دو تا عشق ... خوشبختی ای بالاتر از اینم هست ؟؟ تازه هنوز نگفتم چقد دلم برا اتاق و اتاق گیمتون ضعف رفت مطمئن باش که یه روزی توو خونه ی خودمون یه اتاق یا یه بخشی مخصوص خواهیم داشت با یه دکور خاص و کاملا سینمایی :)) اتاق گیم هم که اگه بچه های خوبی باشین براتون میسازم :))) منم که قرار شد خانوم کدبانویی باشم و هر روز هر روز براتون کیک و دسر و این چیزا درست کنم ^____^* چه زندگی ِ قشنگی :) بَه بَه بَه ^___^* دووووسش دارم تو پشت تلفن اینارو میگفتی من اینور ضعف می برا تک به تکشون چقد قشنگن این حرف ها و قول و قرار ها و برنامه های آینده و چقد خوبه که از همین امروز به فکرشون هستیم برنامه میریزیم که همه ی زورمونو بزنیم برا عملی شدن تک به تکشون و دلم قرصه که با وجود مرد ِ مسئولیت پذیری مثل تو همه ی اینا به حقیقت خواهند پیوست مطمئنم از تو جانم :) الان فقط صبوری و تلاش لازمیم تا رسیدن ِ روزهای خوب ..... ولی بازم بگم خیلی بی ادبین ا ...

اطلاعات

امشب حرفایی که هفته ی پیش توو ذهنم میچرخید و باعث شد تا صبح زار بزنم رو گفتم خیلی رو دلم سنگینی میکرد .. از طرفی هم به قوت قلب نیاز داشتم دلم میخواست از تو بشنوم که فکرای اون شبم اشتباه بوده دوس داشتم از دهن تو بشنوم که منو همینجوری که هستم قبول داری میخواستم بگی که دوس داشتن تو هیچ ربطی به کنکور دادن و ندادن من نداره فقط به شنیدن اینا نیاز داشتم که انگیزه و انرژی بگیرم که دلم قرص شه و مطمئن شم تو منو هر جوری که باشم دوس داری مرسی که این حرفارو تکرار کردی و بهم انگیزه دادی میدونم که همه چی فقط به خاطر خود منه ... میدونم که تو فقط میخوای من خیلی آدم موفقی باشم .. از همه سر تر باشم بهت قول میدم که همه ی تلاشمو میکنم تا سربلندت کنم تا تو ازم راضی باشی و خی راحت شه ... به خاطر تو ، به خاطر زندگی و آیندمون همه کاری خواهم کرد ... همه کار قول میدم عشق جانم ... امشب حااااالم خوووووبه حرفات حالمو خوب کرد ... سرشار از انرژی و انگیزه شدم مرسی جاااااااااان مرسی :)

اطلاعات

نصفه شبه شدید خستم یعنی داغوووونا ولی خوابم نبرده هنوز حالا نمیدونم چرا من استرس سخنرانی گرفتم :))) اونقد که تو امروز درگیر سخنرانی فردا بودی منم استرس گرفتم قربونت برم که از سر شب همه چی رو آماده و مرتب کردی برا سخنرانی فردا هوووم چقد احساس غرور داره پسرم قراره فردا سخنرانی کنه قربونش برم من ... پسرک و جذاب و سخنران من ^____^* چقد هم استرس داشتی الهی ... ولی استرس نمیخواد که من مطمئنم که خیلی هم خوب و مسلط سخنرانی میکنی و همه میبینن چقد باسوادی و کلاست بالاست اصلا مگه اونجا همچین ی به خودش دیده ؟؟؟ نوووچ نوووووچ ندییییییده الانم میدونم خو ... ایشالا تا صبح راحت بخو منم اینجا برات کلی دعا میکنم که موقع سخنرانی استرس نداشته باشی دووووووستم دارم آقوی سخنران ^____^* هوووم راستی من خیلی خیلی دلم میخواست فردا اونجا بودم :( حتی دلم میخواست امشب رو هم پیشت بودم که نذارم استرسی داشته باشی :( چقد بده توو یه همچین روزای قشنگی دور بودن از تو :((

اطلاعات

سلام جان ساعت 1:21 بامداده همچنان با این ساعت جدید مشکل دارماااا اما خوشحالم که وارد پاییز شدیم .. تابستون خیلی کش اومد خسته شدیم حالا جدا از این من امسال عجیب ذوق پاییز رو دارم یه حس خوبی به پاییز امسال دارم ... ان شاالله که خوب بگذره برامون مثلا پر از سو رایز باشه برامون ... پر از دیدار باشه ... دلتنگی ها کمتر باشن خیلی خوووووب میشه ها اگه اینجور باشه :) میدونی کلا چند روزیه عجیب انرژی مثبت دارم مخصوصا اون شب که تلفنی حرف میزدیم برا درس و کنکور و آیندمون کلی برنامه ریختیم راستش ذهنم خیلی بابت دوباره کنکور دادن و تغییر رشته درگیر بود ولی اون شب که حرف زدیم احساس تنها کاری که برا آیندمون میتونم انجام بدم همینه مخصوصا اگه باهم بخونیم خیلی عالی میشه ... من دلم از بابت آینده خیلی روشنه ... مطمئنم که با هم به همه چی میرسیم فقط یکم تلاش و از خود گذشتگی و صبر لازمه که ما میتونیم از پسش بر بیاییم و یه چیزی هم اعتراف کنم ؟؟؟ همون شب که گفتیا کنکور بدیم نتیجه ی خوبی بگیریم بعدش نامزد میکنیم من کلی کیف و ذوق مرگ شدم ولی پشت تلفن خودمو لو ندادم :)) میدونی خب من تورو فقط برا یه رابطه دوستی که نمیخوام من تورو میخوام که مرد زندگیم ، همسرم باشی .. بابایی بچه هام باشی فقط خیلی در مورد ازدواج و اینا حرفی نمیزنم چون نمیخوام فشار زیادی روت باشه نمیخوام احساس کنی باید ازدواج کنیم ... نه چیزی زورکی نیست نه من هیچوقت زورکی ازت نمیخوام و مجبورتم نخواهم کرد اما ته ِ ته ِ دلم تورو برا خودم به عنوان همسر گذاشتم کنار نه دوس پسر و برا رسیدن به تو همه کاری خواهم کرد که منو لایق بدونی .... خلاصه اینکه من اونشب خیلی خوووشحال ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه وراجی ِ نصف شبی
  • کلمات کلیدی خیلی ,الان ,باشه ,نمیخوام ,حالا ,تورو ,توجه لازمم ,خلاصه اینکه
هووووم چرا من فکر می خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارو میخونه خیلی هم بی خبر اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ... اینکه برات مهمه من چی مینویسم حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم همیشه این وبلاگ هست ... امشب قبل خو دنت چققققد قربون صدقم رفتی چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری ... وقتی جان جان میکنی عشق میکنم وقتی من زبون میریزم و تو از ته دل میخندی میدونی که چققققد عاشق خنده های خوشمزتم ... مرسی که اینقد عشق و محبت جم میکنی ... مرسی که همیشه همه جوره هستی دووووووست دارم انرژی مثبتم

اطلاعات

سلام عشقم فکر کنم عادت شبا قبل خواب بیام اینجا یه چی بنویسم بعد بخوابم دوس داشتم امروز رو ثبت کنم اینجا ... مثلا ظهر که برات ع یه لباس عروس فرستادم بعدش حرفایی که زدیم تو گفتی دلت گرفت ... من اینور خودم داشتم گریه می نمیدونم چرا یهو قلبم گرفت ... یه لحظه فکر هیچوقت به آرزوهایی که با تو دارم نخواهم رسید بخوام راستشو بگم احساس تو هیچوقت منو برا آیندت انتخاب نخواهی کرد :( من هیچوقت زن ِ خونه و زندگی ِ تو نخواهم شد :( قلبم گرفت بغض :( ته دلم میدونم که تو اینجوری نیستی و اینجوری هم فکر نمیکنی میدونم و میبینم که تو چقد برا آینده ای که قراره باهم باشیم تلاش میکنی همیشه هم گفتم همه جوره بهت اعتماد دارم و باورت دارم اما نمیدونم چرا یه لحظه یه همچین فکری از ذهنم گذشت و حالمو بد کرد :( بیشترم وقتی ناراحت شدم که تو گفتی دلم گرفت :( هیچوقت دلت نگیره جانم هیچوقت ... فکر چیزی رو هم نکن قربونت برم من همیشه کنارتم ... تا وقتی که منو بخوای هستم پا به پای تو میام هر چی که بشه و همونقد که به تو ایمان دارم به آیندمون هم ایمان دارم مطمئنم که مرد ِ من برام بهترین زندگی و آینده رو میسازه .. مطمئنم به هر چی که بخواد میرسه همه ی توکلم به خداست و همه ی امید و ایمانم به تو که میدونم میتونی میدونم همیشه قهرمانی ... قهرمان ِ بزرگ ِ زندگی من :) دووووووووووست دارم قهرمانم ^___^* خب حالا برم سراغ امشبمون اووووووووووووووف امشب چقد برات ع فرستادم ع های پاییزی ِ قشنگ :) کلی هم ذوق کردی و قربون صدقم رفتی که من چقد خوشگلم ^_____^* نمیدونم چرا امسال عجیب ذوق و شوق پاییز رو دارم هر بارونی که میباره سریع میرم حیاط ... هر برگ خشکی که میبینم عشق می ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه همیشه باهمیم :)
  • کلمات کلیدی هیچوقت ,میدونم ,برام ,آینده ,زندگی ,نمیدونم ,قلبم گرفت
امروز و امشبم رو دوس دارم حالم خوبه ... بیشتر تر از روزهای قبل دوست دارم مخصوصا که اون شکلکه رو میفرستی بیشتر عاااشقت میشم همون جمله ی "مال خودمه" توو شکلک دیوونم میکنه تو هم خوب بلدیا دلمو ببری پسرک دلبر :) خدارو شکر ...

اطلاعات

هووووم چرا من فکر می خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارو میخونه خیلی هم بی خبر اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ... اینکه برات مهمه من چی مینویسم حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم همیشه این وبلاگ هست ... امشب قبل خو دنت چققققد قربون صدقم رفتی چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری ... وقتی جان جان میکنی عشق میکنم وقتی من زبون میریزم و تو از ته دل میخندی میدونی که چققققد عاشق خنده های خوشمزتم ... مرسی که اینقد عشق و محبت جم میکنی ... مرسی که همیشه همه جوره هستی دووووووست دارم انرژی مثبتم

اطلاعات

سلام جان باز مریض شدی تو :( کل زمستون فقط یه بار سرما خوردی ولی از وقتی تابستون اومده سه چهار بازی سرما خوردی خیلی شدید حتی دیروز زیر سرم هم رفتی :( بمیرم برا عشقم که اینقد زود زود مریض میشه اونقد هم دوریم از هم که نمیشه برات سوپ درست کنم بیارم بخوری :( منم که از ظهر دارم از دل درد به خودم میپیچم تو هم پیشم نیستی ناز نوزم کنی خوب شم این چه زندگی ِ آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ظهر چقد سنگین بیدار شدم .. تمام تنم درد میکرد انگار کتک خورده بودم شدیییییییید ماساژ لازم بودم تا حالم جا بیاد ... اما کو اونی که ماساژمون بده ؟؟؟ هعععععععععععی زندگی :(( دیروز برای اولین بار توو عمرم قلیون کشیدم :) بیشتر برا ژست ع گرفتنش کشیدم که مثلا ع ای خفن هم داشته باشم توو آرشیوم :)) ولی نمیدونم چرا ی باور نکرد اولین بارمه :( همه گفتن آخه برا بار اول همچین دودی اینم بگم هیچ خوشم نیومد فکر نکنم بخوام برا بار دوم امتحانش کنم همین برا بار اول و آ م بود ... رفته رفته از بعضی فک و فامیل ها متنفر میشم همونایی که همیشه باعث بحث توو خونمون میشن تا اعصاب ما بهم بریزه دیگه هیچ دلم نمیخواد ببینمشون ...

اطلاعات

بلا ه فردا همه ی دلتنگی ها و زجه ها و غر غر ام تموم میشه بعد از 4 ماه ... چقققققد زمان گذشته از آ ین باری که دیدمت برا همینه امشب اینقد ذوق دارم و دستپاچم دیگه تموم شد دلتنگی هام ... فردا میبینمت دستای گرمتو میگیرم ، نگاهت میکنم ... غرق میشم توو چشات کلی قربون صدقت میرم و از دلتنگی هام میگم هی زیر لب قربون صدقت میرم جز خودم و خودت ی نشنوه خیلی کارا خواهم کرد تا دلم آروم بگیره .... خیلی خووووشحالم و حالم خوبه خدایا شکرت :)

اطلاعات

  • مطالب مشابه وعده ی دیدار
  • کلمات کلیدی دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
دیروز ظهر وعده ی دیدارمون رسید وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلا ه میدیدمت چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آ ین دیدارمون تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :)) دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم و هی من نگات می و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی و میگفتی دلت برام یه ذره شده بود اوووووف عجب ید هایی هم کرده بودی .... مرد هم اینقد خوش سلیقه هیچوقت فکر نمی حالا حالا ها کت پوشیدنتو ببینم ولی خب معلومه هر چی سن و س بیشتر میشه تیپت هم عوض میشه عشقم رفته رفته مردونه ترم میشه ^____^* من مطمئنم که تو 90 سالگیت هم همینقد جذاب و خوشتیپی دقیقا از اون مر هستی که هر چی سنشون بالاتر میره جذاب تر میشن چقققققققد کار من سخته :(( حیوونکی من :( اووووووم تازه دیروز کادوی تولدم رو هم گرفتم :) چققققققققققد دوسش دارم ، چقققد خوشگله ... خوده خوده سلیقه ی منه ها تو چقد خوب سلیقه ی منو شناختی :) دستت درد نکنه عشقم که هر سال کادوهای قشنگ قشنگ برام می ی وااای ایندفعه گازتم گرفتم بلا ه به آرزوم رسیدم :))) تازه بوستم ، بغلتم من که گفته بودم ایندفعه ببینمت دیگه برام مهم نیست وسط خیابونه ، پارکه ، آدم هست و اینا ولی باز اونجوری که دلم میخواست بچلونمت نشد :( ایشالا دفعه ی بعدی تا بعد از ظهر باهم بودیم ولی ما که از هم سیر نمیشیم دوباره از عصر زدیم بیرون ایندفعه ولی اکیپی بودیم برا خودمون :)) تازه بعد یه سال آ ...

اطلاعات

چرا امشب اینقد دلتنگتم یهویی وسط حرفامون عجیب دلم گرفت ... دلتنگ شدم دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ... توو همین رختخواب کنارم باشی چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی و بغلت می تا صبح توو آغوشت میخو دم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی می ... پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ تا کی من این همه حسرت و دلتنگی و دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ دلم وحشیانه تورو میخواد همین امشب همین الان که یه بند دارم از حسرت و دلتنگی اشک میریزم اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :( کاشکی امشب کنارم بودی :( کاش :(

اطلاعات

من چقد بیشورم که هیچوقت نمیفهمم داری باهام شوخی میکنی :( البته تو خیلی حرفه ای شوخی میکنی که من کاملا باورم میشه مخصوصا وقتی حرف از رفتن و تموم میزنی دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم امشبم دقیقا اینجوری شد مثل قبلنا که تا مهسا میگفتی دلم میریخت امشبم همونجوری شد :( نمیدونم چرا حرف رفتنت منو به این حال میندازه ... حتی شوخی هم باشه من قلبم طاقت نمیاره یه لحظه مثل یه آدم ضعیف و بی پناه میشم که همه ی زورشو برا زنده موندن میزنه همه کاری میکنم ... ماس .. خواهش .. گریه ... زاری ... همه جور کولی بازی ای را میندازم کلی حرف میزنم که فقط برا اینکه نذارم بری ... اون لحظه حتی نمیدونم چی دارم میگم امشب هم واقعا نمیدونستم چیکار کنم بغض کرده بودم .. دست و پام یخ بود نتونستم پیش جمع بشینم اومدم اینور که اگه اشکی هم ریخت ی متوجه نشه و شروع به حرف زدن هی گفتم و گفتم .. فقط برا اینکه جلوتو بگیرم من از کجا بدونم تو اون لحظه شیطنتت گل کرده و داری اذیتم میکنی و همه چی شوخیه من تنم از حرف رفتنت داشت میلرزید و مجبور بودم هر کاری ازم بر میاد انجام بدم که جلوتو بگیرم شاید تو هیچوقت نتونی حال اون موقع منو درک کنی و دلیل حرفامو بدونی اما اینو بدون من هر حرفی که زدم اولش گفتم که اگه از اول قرار بود یه روزی تموم شه باید فلان کارو نمیکردی ... محددیت میذاشتی و این حرفا من اینارو گفتم فقط هم به خاطر حرفت که گفتی بلا ه که یه روزی قراره این اتفاق بیوفته پس من به عنوان یه دختر توو یه همچین موقعیتی حق داشتم که بگم اگه از اول قرار بود تموم شه پس چرا باهام اینجوری کردی ... چرا محدودیت هایی نذاشتی برا رابطمون وگرنه من که هیچوقت بی دلیل همچین ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه شوخی ِ تلخ :(
  • کلمات کلیدی میکنی ,شوخی ,نداری ,هیچوقت ,حرفت ,گفتم ,همچین چیزایی ,جونمو میگیره ,روزی تموم ,اذیتم میکنی ,جلوتو بگیرم ,داری اذیتم میکنی
آخ آخ آخ من فدای یکی یکدونه ی حساسم بشم که به خاطر حرفم دلخور شده دیگه هیچوقت و هیچوقت همچین کلمه ای رو حتی به شوخی هم نمیگم بار اول و آ م بود .... اصلا فکر نمی که بیدار باشی و sms بارونم رو جواب بدی خ خیلی دلم گرفته بود فکر خو همه حرفامو نوشتم فرستادم صبح بخونی اما خدارو شکر بیدار بودی تا حرف بزنیم و دیگه غصه نخورم دوووووووست دارما عشق ... خدایا شکرت مثل همیشه حواست بهمون باشه این روزا بیشتر حتی ... مرسی

اطلاعات

سلام 22 سالگی ^____^* خوش اومدی ... لطفا خوب باش برامون شانس بیار سلامتی و خوشبختی و آرامش و برکت بیار برامون هم برا خودم هم برا 5 تا فرشته های زندگیم :) خیلی دوس داشتم امسال تولدم رو پیشم بودی اما قسمت نشد ... ایشالا تولد های بعدی کنار هم , توو آغوش هم

اطلاعات

سلام عشق قشنگم امشب بعد از ماه ها بلا ه موفق شدیم تماس تصویری برقرار کنیم چقد دلم برات تنگ شده آخه :( برا اون چشات .. صورتت .. دستات .. خنده های خوشمزت یادش بخیر روزایی که وقتی شیفت داشتی کلی تصویری حرف میزدیم حتی وقتی مریض میومد هم قطع نمیکردی سایلنت میشدم فقط شکلک در میاوردم برات :)) خاک توو سرشون که نت بیمارستان رو جمع بیشورای حسود خلاصه امشبم درسته فقط چند دقیقه تونستم ببینمت ولی همونم خیلی چسبید چقد هم مدل ریش جدیدت بهت میاد جان .. حتی بیشتر از ریش پرفسوری دوسشون دارم جذاب تر و خوشمزه تر و خواستنی تر شدی ^___^* بذار یه مدت بمونه حداقل من با ریشای خوشگلت ع یادگاری بگیرم بعد بزن :)) دیروز هم که تولدم بود بچه ها سو رایزم خیلی هم خوش گذشت خودمونو با برف شادی خفه کردیم :))) یعنی تمام موهای سرمون چسبیده بود به هم تازه دستای من حساسیت هم داده بود قرمز شده بود :( منم که حساااااااااااااااااااااااااااس -___-* دیروز از وقتی که کوچیکه اومده بود برام آرزو کرد سال بعد کنار نامزدم باشم تا وقتی که بره همش هم میگفت به دلم افتاده سال بعد نامزدتم پیشته :))) نیس که خیلی هم خوشگل و ناز شده بودم موهامم بافته شده بود ^____^* میگفت همین الانم مثل عروسایی شدی که جشن نامز ونه :))))))))))) تا تولد سال بعد باید بیای منو بگیری آرزوی برآورده شه نیایی ناراحت میشم :)) حالا من به نامزدی و اینا فکر نمیکنم فقط میخوام یکی از تولد ها رو کنار هم باشی یا تولد من یا تولد تو ... یه بهونه ای باشه که کنار هم آرزو کنیم و شمع فوت کنیم چققققققققققققققققد خوب میشه :) تصورش هم فوق العادست دختر عمو و دختر برام یه جفت س کوچولوی عروس دوماد یدن تازه خود ...

اطلاعات

سلام جان باز مریض شدی تو :( کل زمستون فقط یه بار سرما خوردی ولی از وقتی تابستون اومده سه چهار بازی سرما خوردی خیلی شدید حتی دیروز زیر سرم هم رفتی :( بمیرم برا عشقم که اینقد زود زود مریض میشه اونقد هم دوریم از هم که نمیشه برات سوپ درست کنم بیارم بخوری :( منم که از ظهر دارم از دل درد به خودم میپیچم تو هم پیشم نیستی ناز نوزم کنی خوب شم این چه زندگی ِ آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ظهر چقد سنگین بیدار شدم .. تمام تنم درد میکرد انگار کتک خورده بودم شدیییییییید ماساژ لازم بودم تا حالم جا بیاد ... اما کو اونی که ماساژمون بده ؟؟؟ هعععععععععععی زندگی :(( دیروز برای اولین بار توو عمرم قلیون کشیدم :) بیشتر برا ژست ع گرفتنش کشیدم که مثلا ع ای خفن هم داشته باشم توو آرشیوم :)) ولی نمیدونم چرا ی باور نکرد اولین بارمه :( همه گفتن آخه برا بار اول همچین دودی اینم بگم هیچ خوشم نیومد فکر نکنم بخوام برا بار دوم امتحانش کنم همین برا بار اول و آ م بود ... رفته رفته از بعضی فک و فامیل ها متنفر میشم همونایی که همیشه باعث بحث توو خونمون میشن تا اعصاب ما بهم بریزه دیگه هیچ دلم نمیخواد ببینمشون ...

اطلاعات

میخواستم بخوابم اما شدییییید دلتنگت شدم هواتو ، هوای بودنت رو ، هوای آغوشت رو ، دست های گرمت رو دلم برا خیلی چیزا تنگ شده .... دلم برا روز های زمستونی ِ پارسال تنگ شده همون روز های سردی که صبح به بهونه میومدم پیشت همیشه پشت در منتظرم بودی تا من بیام و بپرم بغلت چقد دوس داشتم چشم های خوابالوی پف پفی ِ اول صبحت رو چقد خوب بود وقتی بغلم میکردی و من یه ریز حرف میزدم یه بند ورجه وورجه می و تو فقط نگام میکردی ، دست میکشیدی به موهام یادته چقد سعی میکردی ببوسی منو و منم شیطنتم گل میکرد و نمیذاشتم تا اینکه خیلی یهویی لباتو میذاشتی رو لبام و من دیگه تسلیم میشدم دیگه نه میتونستم حرفی بزنم نه ورجه وورجه کنم فقط چشامو میبستم و ادامه میدادم به بوسیدن لبای خوشمزت توو گرمای آغوشت غرق میشدم و دیگه رام ِ رام میشدم دیگه خوده خودم بودم ، دختری عاشق نوازش و بوسه های معشوقش ... امشب عجیب یاد صبح های زمستونی ِ قشنگمون افتادم دلتنگ لحظه به لحظش شدم ... چند روزم که بگذره چهار ماه تمام میشه ندیدنت .... نمیدونم چجوری دووم آوردم البته میدونم امشب هم بهت گفتم من به همینم راضیم به همین که تو هستی و من هر روز صداتو میشنوم راضیم دلتننگ که میشم فقط بودنت توو زندگیم آرومم میکنه همین که میدونم مال خودمی و همیشه هستی دل گرمم میکنه اینا بهم قدرت میدن که ماه ها ندیدنت رو هم تحمل میکنم فقط بعضی وقتا مثل الان دلتنگی جونمو میگیره و دیوونه میشم ..

اطلاعات

  • مطالب مشابه دلتنگی های شبانه
  • کلمات کلیدی میشدم ,میکردی ,میشدم دیگه ,ورجه وورجه
کم کم میشه اومدن پاییز رو حس کرد هوای خنک ، بارونی که دیروز خیس کرد شهر رو ، تک و توک برگ های خشک شده من که دیروز عصر حس حالم خوب شد زیر بارون تازه چند تایی هم برگ خشک زیر پاهام افتاده بود و قشنگ پاییز رو لمس .... خیلی هم دلتنگ شدم میدونی یاد روزی افتادم که اولین بار باهم رفتیم بیرون یه روز ِ بارونی ِ مهر ماهی دست توو دست هم قدم به قدم چقد ذوق داشتم اون روز کنارم راه میرفتی و هی زیر زیرکی نگات می هوای دیروز دقیقا مثل همون روز بود همین باعث شد کلی دلتنگ شم ب قول دادی که همین زودی بیای پیشم و من میدونم که همیشه قولت ، قوله ... خوش قول خودمی تو ^____^* زودتر بیا که کفش های شکلاتیمو برات بپوشم ذوق کنی :) تازه کلی هم چیزای جدید یدم که هنوز برات نپوشیدم عجله کن جان یهو میبینی هوا سرد شد موندن برا سال بعد :))

اطلاعات

  • مطالب مشابه بوی پاییز
  • کلمات کلیدی دیروز ,پاییز
هووووف ترکیدم اونقد آهنگ :(( دقیقا هفت ساعت بکوب داشتم آهنگ می ولی ارزش داشت :) همه ی آهنگ هایی که سفارش داده بودی رو بعد یه سری هم با سلیقه ی خودم امیدوارم که خوشت بیاد کلی هم از آهنگ هایی که خودم داشتم گلچین که همه رو گوش کنی لذت ببری اصلا بیینم از سلیقه ی موسیقی من خوشت میاد یا نه :)) حالا اینا میمونه پیشم تا هر وقت که خودت اومدی تحویل بگیری :)

اطلاعات

  • مطالب مشابه djشدم رفت :))
  • کلمات کلیدی دانلود ,آهنگ ,آهنگ هایی ,دانلود کردم ,آهنگ دانلود
بلا ه فردا همه ی دلتنگی ها و زجه ها و غر غر ام تموم میشه بعد از 4 ماه ... چقققققد زمان گذشته از آ ین باری که دیدمت برا همینه امشب اینقد ذوق دارم و دستپاچم دیگه تموم شد دلتنگی هام ... فردا میبینمت دستای گرمتو میگیرم ، نگاهت میکنم ... غرق میشم توو چشات کلی قربون صدقت میرم و از دلتنگی هام میگم هی زیر لب قربون صدقت میرم جز خودم و خودت ی نشنوه خیلی کارا خواهم کرد تا دلم آروم بگیره .... خیلی خووووشحالم و حالم خوبه خدایا شکرت :)

اطلاعات

  • مطالب مشابه وعده ی دیدار
  • کلمات کلیدی دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
دیروز ظهر وعده ی دیدارمون رسید وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلا ه میدیدمت چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آ ین دیدارمون تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :)) دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم و هی من نگات می و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی و میگفتی دلت برام یه ذره شده بود اوووووف عجب ید هایی هم کرده بودی .... مرد هم اینقد خوش سلیقه هیچوقت فکر نمی حالا حالا ها کت پوشیدنتو ببینم ولی خب معلومه هر چی سن و س بیشتر میشه تیپت هم عوض میشه عشقم رفته رفته مردونه ترم میشه ^____^* من مطمئنم که تو 90 سالگیت هم همینقد جذاب و خوشتیپی دقیقا از اون مر هستی که هر چی سنشون بالاتر میره جذاب تر میشن چقققققققد کار من سخته :(( حیوونکی من :( اووووووم تازه دیروز کادوی تولدم رو هم گرفتم :) چققققققققققد دوسش دارم ، چقققد خوشگله ... خوده خوده سلیقه ی منه ها تو چقد خوب سلیقه ی منو شناختی :) دستت درد نکنه عشقم که هر سال کادوهای قشنگ قشنگ برام می ی وااای ایندفعه گازتم گرفتم بلا ه به آرزوم رسیدم :))) تازه بوستم ، بغلتم من که گفته بودم ایندفعه ببینمت دیگه برام مهم نیست وسط خیابونه ، پارکه ، آدم هست و اینا ولی باز اونجوری که دلم میخواست بچلونمت نشد :( ایشالا دفعه ی بعدی تا بعد از ظهر باهم بودیم ولی ما که از هم سیر نمیشیم دوباره از عصر زدیم بیرون ایندفعه ولی اکیپی بودیم برا خودمون :)) تازه بعد یه سال آ ...

اطلاعات

چرا امشب اینقد دلتنگتم یهویی وسط حرفامون عجیب دلم گرفت ... دلتنگ شدم دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ... توو همین رختخواب کنارم باشی چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی و بغلت می تا صبح توو آغوشت میخو دم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی می ... پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ تا کی من این همه حسرت و دلتنگی و دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ دلم وحشیانه تورو میخواد همین امشب همین الان که یه بند دارم از حسرت و دلتنگی اشک میریزم اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :( کاشکی امشب کنارم بودی :( کاش :(

اطلاعات

آخرین جستجو ها