اخترک

آمدم مجلس ترحیم خودم، همه را می دیدم همه آنهایی که نمی دانستم عشق من در دلشان ناپیداست واعظ از من می گفت، از نجابت هایم، از همه خوبیها و به خانم ها گفت: اندکی آهسته تا که مجلس بشود سنگین تر، راستی این همه اقوام و رفیق!!! من خجل از همه شان من که یک عمر گمان می تنهایم و نمی دانستم من به اندازه یک مجلس ختم، دوستانی دارم همه شان آمده اند، چه عزادار و غمین من نشستم به کنار همه شان، وه چه حالی بودم، همه از خوبی من می گفتند حسرت رفتن ناهنگامم، خاطراتی از من که پس از رفتن من ساخته اند از رفاقت هایم، از صمیمیت دوران حیات یک نفر گفت: چه انسان شریفی بودم دیگری گفت فلک گلچین است یک نفر هم می گفت: "من و او وه چه صمیمی بودیم" و عجیب است مرا، او سه سال است که با من قهر است... یک نفر ظرف گل آورد، و کتاب قرآن که بخوانند کتاب و ثوابش برسانند به من گرچه بر داشت رفیق، لای آن باز نکرد و ثو که نیامد بر من، آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد آمد آن گوشه نشست، من کنارش رفتم اشک در چشم، عزادار و غمین خوبی ام را می گفت چه غریب است مرا... آن ملک آمد باز، آن عزیزی که به او گفتم من فرصتی می خواهم خبرآورد مرا، می توانی برگردی مدتی باشی، در جمع عزیزان خودت نوبت بعد، تو را خواهم برد روح من رفت کنار منبر و چه آرام به واعظ فهماند اگر این جمع مرا می خواهند فرصتی هست مرا و می توانم برگردم من نمی دانستم این همه قلب مرا می خواهند، باعث این همه غم خواهم شد روح من طاقت این موج پر از گریه ندارد هرگز زنده خواهم شد باز واعظ آهسته بگفت، معذرت می خواهم هه خبری تازه رسیده ست مرا گوییا شادروان مرحوم، زنده هستند هنوز خواهرم جیغ کشید و غش کرد ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه خبر مرگم
  • کلمات کلیدی رفتن ,واعظ ,خواهم ,مجلس
ما نسل بیچاره ای هستیم،نگاه به خنده ها و ع های پی در پیمون تو دنیای مجازی نکن. ما از زور بی ی داریم حرفای درگوشیمونو داد میزنیم آ سرم هیچ نیست که بشنوه و بفهمه جی میگیم. نسل ما فقط ادای زندگی و شاد بودنو درمیاره مگه یه روز باورمون بشه خوشبختیم.

اطلاعات

  • مطالب مشابه نسل ما
  • کلمات کلیدی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها