yadegar

خدایا توکه میدونی ی نیست که اندازه اون دوسش داشته باشم اصلن دلیلشم نمیدونم... اما فکر کنم بخاطر چنسالی که باهاش فقط حرف میزدم و اون صبر میکرد و وفادار بود و.... با اینکه حتی یکبارم از نزدیک باهاش نبودم.. این چه وضعشه اخه شایدم بخاطر اینه که واقعن دوسداشتنیه و هرکی باهاش باشه اینطوری عاشقش میشه.. اگه دومی باشه که من خیلی موجوده بدبختی هستم و میدونم اینطوری دخلم اومده و کارم ساختست..
سهم من از او عذاب بود سراب بود خیال بود اما !!!! عذاب و خیال و سراب و .. زیبا و شیرینی بود احساس تکرار نشدنی و فراموش نشدنی بود من کم بودم امیدوارم از ته قلبم هرجا همیشه شادباشه بخاطر چیزی ک با اون احساس ازش سپاسگذارم عشق بود !

اطلاعات

با این که تصورم از خدا تعقیر کرده و .. اما بازم وقتی زخم کهنه دهن باز میکنه بازم جایی بجز پیش خدا نیست که برم و خوبم کنه .. آدم یا بایدباید با روش های ی ک موقتن آروم میشه مرهمی روی زخماش بزاره .. یا پناه ببره پیش خدا .. خ ک ب ظاهر مقصره ! اما ب واقع نه اون کاری ب کاره ما نداره حتی اگه اشتباه کنیم فقط ی هشدار ب ما میده بعدش میشینه ببینه چ رفتاری از ما سر میزنه ، خودمون و غرق میکنیم یا نجات مى دیم !!! خدایا خسته ام سرم درد میکنه بیا و یبار قانونتو زیر پات بزار و دخ کن من و خوب کن راحتم کن ..

اطلاعات

من مجبورم خودم و دوست داشته باشم که بتونم راه و ادامه بدم وگرنه !!که باید از خودم متنفرم باشم ب خاطر چیزی ک بودم و هستم هنوزم احتمالن .. بحرحال آ ه این درد و دل یا حرفا هرچی ک بنویسم ! باز باید با یک احساس خوب و با شادی و آرزو های خوب واسه خودم و اون این وب رو ترک کنم ، ایشا.. امیدوارم ازین ب بعد روزها و زیبا و بدور از توهم و خودبینی و چیزای منفی پیش رو باشه ه همش مثبت باشه شادی و سلامتی و لذت بردن از زندگی از سر و کول ما بالا بره همیشه همیشه همیشه تا ابد .. این حرفا واسه اینه ک بگم من ک خوب نبودم چرا بخاطر چیزی ک دستاویزش کردیم ما مردا ک اسمش عشقه ! بخام تا آ ب خودخواهی ادامه بدم ! این ک نشد اصلن این عشق ضد جوهر آدمه ! آدم خودشم توهم میزنه ک عاشقه و اون ک عاشقشم باید مال من باشه اصلن مال منه !! بجز من نباید ی چپ نگاش کنه ! ! جمع کن خودتو بابا سیر خودخاه چقد اسیره نفستی تاکی میخای با ذهن بیمارت اون دختر بیگناه و تعقیب کنی و عذابش بدی ..! کاش همون موقع جیگرشو داشتی و میکشتی این ذهن و جسم منفی و بیمارو لاقل ب اون دلت نمیسوزه ب خودت دلت بسوزه بیچاره چ گناهی داره ک بخاد بسوزه ! ته فکرت اینه ک اتفافی نیفته واسش ! نترس هیچیش نمیشه !! اون هم بالغه هم خدا داره هم صدتای تو میفهمه دفتر خودخاهی و ک ببندی زندگی جاری و شروع میشه بهار میشه آرزوهای خوب و شیرین نهالش کاشته میشه و کم کم کم رشد می ک

اطلاعات

خیلی تعقیر اون آدم 5سال پیش کجا من کجا خیلی از زنجیرهای ذهنیم شده ی سری از باورهام سرجاشه شاید اوناهم چن سال دیگه اگ عمری باشه تعقیر کنه سنگدلشدم اما حس میکنم قبلن احساس مهربونی ک داشتم یجور حماقت بوده و الان بهترشدم فک میکنم بهترین روش ادامه زندگی روش قانون جنگل و غرایضه انسانیه ک تو دی ان ای ب آدم ارث رسیده ی سری اطلاعات ک تو ذهنم بوده از بچگی و سمت و سو ب رفتار و افکارم میداده رو با اطلاعات درست تونستم جایگزین کنم پی بردم علت خیلی از درجا زدن ها و خود زنی های آدما ریشش تو دوران نوجوانی و برداشت آدما تو اون دوران از خودشون و آیندشونه ... خیلی از مشکلات از جمله طدم اعتماد ب نفس همین جا شکل میگیره خج ی شدن اسم دیکه ی ترس پنهان از قضاوت دیگرانه ک ریشش تو نوجوانیه و حتی ممکنه با یه جمله تحقیر کننده از ی آشنا راجبه جوشهای روی صورت تو دهران بلوغ شروع بشه و و و .. فک میکنم آدم وقتی این چیزا براش روشن میشه ک بخاد مثل آدمای عادی ی زندگی عادی و شروع کنه و بخاد ب آیندش کمی فکر کنه ..

اطلاعات

با این که تصورم از خدا تعقیر کرده و .. اما بازم وقتی زخم کهنه دهن باز میکنه بازم جایی بجز پیش خدا نیست که برم و خوبم کنه .. آدم یا بایدباید با روش های ی ک موقتن آروم میشه مرهمی روی زخماش بزاره .. یا پناه ببره پیش خدا .. خ ک ب ظاهر مقصره ! اما ب واقع نه اون کاری ب کاره ما نداره حتی اگه اشتباه کنیم فقط ی هشدار ب ما میده بعدش میشینه ببینه چ رفتاری از ما سر میزنه ، خودمون و غرق میکنیم یا نجات مى دیم !!! خدایا خسته ام سرم درد میکنه بیا و یبار قانونتو زیر پات بزار و دخ کن من و خوب کن راحتم کن ..

اطلاعات

بعضیام رسمن مردن فقط اداى زنده هارو درمیارن صبح ساعت 5 بخ 8 بیدارشی ی دور بزنی باز بخ 10 بیدار شی ی نگا ب دورو برت کنی !! باز بخ !! 1 بیدارشی ی نگا ب دورو برت ی ! چرا بیدار شی .. باز بخ !! 4 از درد قفسه دیگه مجبور شی بیدار شی . چشاتو وا کنی ! ی نگا ب دوروبرت کنی !اخه انگیزه و هدفی نداری ک بیدار شی ! بستنی رو بهانه کنم ک بیدار شی !! خخ برم ی بستنی بگیرم

اطلاعات

بخشش ، گیرو گرفتاریای زندگیم این فکرو تو ذهنم بوجود میاره ک شاید باید از اون آدمایی که بهشون خسارت زدم ! ب هر نحوی .. طلب بخشش کنم و مورد بخشش قرار بگیرم تا زندگیم یکمی عادی بشه و دیگه این عنکبوتی که چمبره زده یگوشه و خیره شده ب دست و پا زدن من تو تاری که تنیده . .واقعن گاهی تصورم از گرفتاریایی ک برام بوجود میاد همین مثال بود ک زدم گاهی حس میکنم دردسرایی ک دیگران برام بوجود میارن انقد خنده دار و باور ن ی برام بوجود میارن ک !! مطمعن میشم ی نیروی بد پشت تمام این ماجراهاست !!مثال گرفتاریای من توسط اطرافیان برام گاهی مسه اینه که ! ینفر بخاد تو ی اتوبان 60متری 20 قدم مستقیم رانندگی کنه !! اما نتونه و تو قدم دهم بره تو دره !!!!!!!! واقعن متحیرم ! من ب خودم ایمان دارم ک هرکاری و وقتی بخام شروع کنم و انجام بدم با امتیاز بالا از عهدش برمیام ! اما ینفر از راه میرسه و گند میزنه توش !!! آخه کی باورش میشه ینفر انقد خنگ باشه که ده ملیون تومن پول و انتقال بده ب یک حساب مسدود !!!! بعد بیاد یقه یکی دیگرو بگیره ک چند سال پیش تو باعث شدی حساب مسدود شه !!! بعد بره ب ت اطلاع بده !!!!!!!!! تاوان همه اینا هم با یکی دیگه باشه !!!! من حیرانه اتفاقاته افتاده تو زندگیمم .. چطور ممکنه تصور میکنم ی پیچ یجا شل شده یا چند جا که تمام انرژیای مثبت زندگیم داره نشت میکنه و از همونجا ها دارم بد میارم ..!! امیدوار ی که داره حرفام و میخونه اگر رنجشی ازمن داره ازمن بگذره و منو ببخشه ، باشد که من آرامش بیابم ، و البته تمام کارها و افکار و انرژی های خوب و مثبت بدیهی است که بازتاب داره و بر زندگی بخشنده و بخشوده شده تاثیر مثبت و خوب خواهد داشت آمین .

اطلاعات

  • مطالب مشابه من ب بخشیده شدن نیازمندم .
  • کلمات کلیدی بوجود ,برام ,تمام ,ینفر ,گاهی ,زندگیم ,برام بوجود ,حساب مسدود ,بوجود میارن ,برام بوجود میارن
من مجبورم خودم و دوست داشته باشم که بتونم راه و ادامه بدم وگرنه !!که باید از خودم متنفرم باشم ب خاطر چیزی ک بودم و هستم هنوزم احتمالن .. بحرحال آ ه این درد و دل یا حرفا هرچی ک بنویسم ! باز باید با یک احساس خوب و با شادی و آرزو های خوب واسه خودم و اون این وب رو ترک کنم ، ایشا.. امیدوارم ازین ب بعد روزها و زیبا و بدور از توهم و خودبینی و چیزای منفی پیش رو باشه ه همش مثبت باشه شادی و سلامتی و لذت بردن از زندگی از سر و کول ما بالا بره همیشه همیشه همیشه تا ابد .. این حرفا واسه اینه ک بگم من ک خوب نبودم چرا بخاطر چیزی ک دستاویزش کردیم ما مردا ک اسمش عشقه ! بخام تا آ ب خودخواهی ادامه بدم ! این ک نشد اصلن این عشق ضد جوهر آدمه ! آدم خودشم توهم میزنه ک عاشقه و اون ک عاشقشم باید مال من باشه اصلن مال منه !! بجز من نباید ی چپ نگاش کنه ! ! جمع کن خودتو بابا سیر خودخاه چقد اسیره نفستی تاکی میخای با ذهن بیمارت اون دختر بیگناه و تعقیب کنی و عذابش بدی ..! کاش همون موقع جیگرشو داشتی و میکشتی این ذهن و جسم منفی و بیمارو لاقل ب اون دلت نمیسوزه ب خودت دلت بسوزه بیچاره چ گناهی داره ک بخاد بسوزه ! ته فکرت اینه ک اتفافی نیفته واسش ! نترس هیچیش نمیشه !! اون هم بالغه هم خدا داره هم صدتای تو میفهمه دفتر خودخاهی و ک ببندی زندگی جاری و شروع میشه بهار میشه آرزوهای خوب و شیرین نهالش کاشته میشه و کم کم کم رشد می ک

اطلاعات

آخرین جستجو ها