مینیمالهای شبانه من

خدا این شبا رو از گرگ نگیره شبایی که دلم با تو خوشه و پیمونه میزنه پیمونه ای از جام الست که آنچنان مستش میکنه که فردا صبح ح وار از الموت وجودش هبوط میکنه و به سمت هدف یورش میبره اونقدر مست که شبی هزار تیر از پا و دل و چشمش در میارن و تلاشش ش ته نمیشه... پ.ن: نه ا اما فردا موفق میشم، نه اصلا ا اما موفق میشم!! ولی قطعا تا نفس آ م میجنگم!

اطلاعات

یکی نیست بهتون بگه اینی که سر این کوچه نشسته تنها قصه اش مث شاهنامه درازه از پشت در موندن پیک vhs تا بای بای سر زمین خاکی از دامبولی و کت شلوار زرد تا خط کش فلرتیشیا از هستید؟ تا حسرت برف پاک کن ش ته... از پیاده روی با عشق فردین تا جام ش ته برسنگ از پر پرواز ش ته تا سترون مس ه داستان گرگ درازه اونقدر که هیچ طاقت شنیدنشو نداره از آواز بالباس رنگی تا سماع بی قابلمه تا صدای در پپسی تا ایگنور شلیک به قامت جیوه ای تا ملودی ناتمام مهت تا مشاعره با اسب سپید وحشی تا باله بلوجین منعطف تا پلنگ سه انگشتی تا حسابدار بندانگشتی تا گوشواره های همواره تا ببر دو متری تا ارتقاء سایز تا خارش هفت ساله شعر تا دو مشکل دور و نزدیک... تا تا تا و این قصه احمقانه بی پایان انگار تمام شدنی نیست! پ.ن: بهشون بگید که اینجا، گرگ همیشه مست، سر این کوچه نشسته...!

اطلاعات

  • مطالب مشابه کهنه مست
  • کلمات کلیدی شکسته ,کوچه نشسته
یکی نیست بهتون بگه اینی که سر این کوچه نشسته تنها قصه اش مث شاهنامه درازه از پشت در موندن پیک vhs تا بای بای سر زمین خاکی از دامبولی و کت شلوار زرد تا خط کش فلرتیشیا از هستید؟ تا حسرت برف پاک کن ش ته... از پر پرواز ش ته تا سترون مس ه داستان گرگ درازه اونقدر که هیچ طاقت شنیدنشو نداره از آواز بالباس رنگی تا سماع بی قابلمه تا صدای در پپسی تا ایگنور شلیک به قامت جیوه ای تا ملودی ناتمام مهت تا مشاعره با اسب سپید وحشی تا باله بلوجین منعطف تا پلنگ سه انگشتی تا حسابدار بندانگشتی تا گوشواره های همواره تا ببر دو متری تا ارتقاء سایز تا خارش هفت ساله شعر تا دو مشکل دور و نزدیک... تا تا تا و این قصه احمقانه بی پایان انگار تمام شدنی نیست! پ.ن: بهشون بگید که اینجا، گرگ همیشه مست، سر این کوچه نشسته...!

اطلاعات

  • مطالب مشابه کهنه مست
  • کلمات کلیدی کوچه نشسته
تک و تنها موندم همیشه ولی تنهاتون نذاشتم دم مرگ رسیدم اما به هوای توسعه شماها نمردم صدبار خاک شدم، غبار شدم تا به اوج خودتون برسید به آرزوهای خوبتون... و دست آ این من بودم که همیشه آرزو به دل میموندم... پ.ن: و اینجوری شد که گرگ، انقده رفت و رفت ...که هنوزم برنگشته... پ.ن2: فقط واسه اینکه بدونی اگه مردم چه ی باعثشه...

اطلاعات

ترکید! گرفت...! سرش رو داره بالا میاره با نگاهی خیره، مبهم! با پس زمینه اسلوموشن تماشاچیان مبهوت سرش رو آروم بالا میاره و فلاش بک های پیاپی در ذهنش... "کیف یک تنی و خاک عقابکوه" " سر پایین و کیلی ما رو بیار! " " بیابونگردی شصت درجه" " اشک تسلیم طوفان" "جاروی نهایی فرصت" " روز معلم طلبکارا" " تدریس دبیرستان جردن" "بدرود دیدار به قیامت" " دادگاه اجاره" و... ... ... سرش رو آروم بالا میاره و با نگاهی خیره مبهم تو چشم حریفش نگاه میکنه ومیفهمه همه میفهمن فرزند طوفان بودن و نوه مرشد گرگ رو ایمورتال میکنه پ.ن: و عبور از مرگ، آتش، سیاوش را ابراهیم کرده است...

اطلاعات

فصلی نو یادآور تمام حس های نفس تنگی عاشقی یادآور بوی لباس و کفش نو که با چه خون دلی بدست می اومد! یاد آور یار کشی های اولین زنگ ورزش یاد آور دیدار دوباره دوستانی که از همه غریبه تر بودن... پاییز رسید و اگر عمری بود دوست دارم بیست سال دیگه این پاییز، یادآور موفقیت و شادی و عشق باشه برامون. .. پ.ن: و در کنار تو...

اطلاعات

آخرین جستجو ها