بروبچ هفشجانی(◕‿◕)

ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﻮﻧﺪﻡ : . . ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﺐ ﺭﻭﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺴﺘﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺸﺎﻥ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺎﺳﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ . . .

اطلاعات

دختره ب تو گروه اصل داده : مهسا 20 کانادا بعد پست گذاشته : تف تو نت ایران کانادا (o-o) نت ایران :| من :| عمش آب های آزاد پشمک حاج عبدالله فامیل دور ابروهای غفور چشمای فرهاد قائمی #_# جلبکای ته دریاچه خزر مردم بی دفاع غزه

اطلاعات

  • مطالب مشابه دختره
  • کلمات کلیدی
ی بار بدلیل نرفتم مدرسه درحال خوشحالی بودم که درییییییییینگ درییییییییییینگ( صدای تلفن خونه)اومد بابام تلفنو برداشت بعدچند دقیقه صحبت قطع کرد بهش میگم:کی بود میگه:معاون مدرست بودگفت چرا پسرتون نیومده گفتم رفتیم مشهد بابای مارو ببین چیه دیگه از این که بگذریم معاون مدرسه چطوری باور کرد

اطلاعات

دختره میگفت: دبیرستانی ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻦ ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻭﺍﻕ ﻭﺍﻕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ منم ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩم ﻭ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﺩم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﺳﮕﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺎﺩ رﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺳﮕ خلاصه ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ عصبانی ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ و بهم گفت بلند شو داره واست خواستگارمیاد

اطلاعات

مکالمه چند وقت پیش منو مامانم مامانم: اگه خ زنگ زد، گوشیو بر ندار من:خوب واسه چی؟ مامانم: اخه میخواد خبر مرگ خواهر شوهرشو بده! من: خوب چه ربطی داشت؟ مامانم: اخه من هنوز در جریان نیستم، اگه منم بفهمم نمیتونم امشب برم عروسی!!!

اطلاعات

به بچه هه میگم چرا فقط از بشقاب خودت غذا نمیخوری؟؟!! هی تو بشقاب بقیه سرک میکشی؟؟؟، میگه چرا تو زندگی ما دخ میکنی؟؟؟تو که خونت اینجا نیس!!!اینا مهربونن غذاشونو به من میدن به تو ربطی نداره. این واقعی بوداااااا.هیچی دیگه منم گفتم چشم معذرت میخام غلط ....... ارسالی توسط:تنها

اطلاعات

بیچاره پسرها اگه تیــپ بـزنـن بـرن بیـرون مــیگن با کــی قــرار داری؟ اگه لـباســهای مــعمولی بپوشــن میــگن اصـلا سـلیـقه نـداری! اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته! اگه نگن دوست دارم میگن پای کـس دیـگه ای وسـطه! اگــه زیــاد بـهتـون زنـگ بـزنـن میـگن اعـتـماد نداری! اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه! اگه تو خونـه زیـاد بـخـنـدن مـیگن لوس شـدی! اگه نخنـدن میگـن چـه مرگتـه عاشق شـدی! اگه شام بخوان میگن همش فکر شکمتی! اگه شام نخوان میگـن چی کوفت کردی!

اطلاعات

خیلی دلم میخواست یه بارم ک شده خواب باشم یکی بیاد یواشکی روی من لحاف بکشه، چراغ رو خاموش کنه و درو یواش ببنده!

اطلاعات

بنازم آنکه دائم گفـتـگوی کــــربـــــلا دارد،دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد به یاد کاروان اربــعـیـنـی با گریه می گوید همی بوسم خاکی را که بوی کربلا داردبا عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز امسال خدا رزق مرا نوشت اربعین، پای پیاده، سفر کربلا آن سرزمین که خاکش مقدس است وهمه به سوی او از همه دنیا روان میشوند همچو نهرهای که روانند تا به دریا برسند جاتون خیل خالی خیل سفر خوب و متفاوتی بود همشه این سفرو دوست داشتم نمودونم چرا ولی خب ی حس خوبی بهمون دست داد ما برگشتیم با کوله باری از معنویت ومعرفت عشق به حسین کاش میشد این سفر تمام ناشدنی بود براتون چنتا ع از پیاده روی گذاشتم ادامه مطلب امیدوارم ببینید و خوشتون بیاد

اطلاعات

قدیما توی قدیما موند... قدیما ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮﺻﻲ ﻧﺒﻮﺩ ﺣﺘﻲ ﺣﻤﺎﻣﺶ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭼﺸﻢ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻫﺮﺯﻩ ﻧﺒﻮﺩ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﺎﻱ ﻛﺴﻲ ﺟﻠﻮ ﻛﺴﻲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭘﺸﺖ ﭘﺎ ﺯﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺣﺮفی ﺗﻮی ﺩﻟﻬﺎ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ،ﺣﺮﻓﻲ ﻫﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﺒﻮﺩ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺑﺮﮔﺮ ﻭ ﭼﻨﺠﻪ ﻭ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ،ﮊﻟﻪ ﻭ ﭘﺎﻱ ﺳﻴﺐ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻧﻮﻥ ﻭ ﭘﻨﻴﺮ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭﺝ ﻛﻼﺳﺶ ﺗﻮﻱ ﺳﺒﺰﻱ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﺮﺷﻲ ﻭ ﺁﺵ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻧﮓ ﺳﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺎﻧﺘﻮﻫﺎﻱ ﺭﻧﮕﺎﻧﮓﻧﺒﻮﺩ، ﭘﻴﺮﻫﻦ ﺷﻴﻚ ﻭ ﺑﻲ ﺧﻂ ﻭ ﻳﻘﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﺮ ﭼﻲ ﺑﻮﺩ ﺗﻮﻱ ﺑﻘﭽﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﻴﺮﻫﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻫﺮﭼﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩ، ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻳﻪ ﺑﭽﻪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﻴﺪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﻮﻟﻲ ﻧﺒﻮﺩ، ﻭﻟﻲ ﺩﻟﻬﺎ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩ . ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﻭﻟﻲ ﺍﻻﻥ شاید ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﻳﻢ،شایدﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻫﺮ ﭼﻲ ﺑﺨﻮﺍﻳﻢ ﻣﻴﺨﺮﻳﻢ، ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻢ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻛﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ . افسوس که دیگه دل خوش نداریم........ ﻛﺎﺵ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺧﺮﻳﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ،ﻛﺎﺵ ﻣﻴﺸﺪ، ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻭ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﻛﺮﺩ . ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﺪﻳﻤﻴﺎ ﻣﺜﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﻛﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ... قدیما شبا بالا پشت بوم میخو دیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود ... این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمریم ... قدیما ...

اطلاعات

امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست/پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و ست... السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج) السلام علیک یاامین الله فى ارض و حجته على عباده (یاصاحب ا مان آجرک الله)اربعین حسینی بر شما وعاشقان حسین تسلیت...

اطلاعات

یکی تعریف میکرد ی روز صبح دیرم شده بود، همسرم با مهربونی بهم گفت : اگه می تونی ۱۰۰٫۰۰۰ تومن بده برای کمک به مدرسۀ دخترمون . منم تحت تاثیر قرار گرفتم و دادم. بعدازظهرش دخترم پرید بغلم و گفت بابت ۵۰٫۰۰۰ تومنی که به مدرسه کمک کردی ممنونم. بعد از نیم ساعت پیامک از طرف مدرسه اومد که «بابت مبلغ ۲۰٫۰۰۰ تومن کمک به مدرسه تشکر می شود» آرش من بهش گفتم دادش خدا صبرت بده ایناخانواده نیستن که ؛ راهزنن !!!

اطلاعات

میدونی چی خیلی حال میده از این لواشکای سیاه هست که خیلی ترشه وقتی میخوری کل سیستم صورتت مچاله میشه اینارو بگیری روشون یه عالم رب انار بریزی بعد روش نمک بپاشی... طوری که دونه های سفید نمک معلوم باشه بعد لوله اش کنی،بزاری کنار لپت اروم اروم اب بشه... مزه اش بره تو دهنت بعد با دستت یه گوجه سبز ترش نمک خورده رو برداری یواش یواش گاز بزنی... خب دیگه آب دهنتونو قورت بدین......بلند شین دیگه بسه

اطلاعات

ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺯﺩ ﯾﺎﺏ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻮ ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺗﻮﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 7 ﺗﺎ ﺩﺯﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ! ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 6 ﺗﺎ ﺩﺯﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ! ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 40 ﺗﺎ ﺩﺯﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻇﺮﻑ 1 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻮ ﻣﯿﺪﺯﺩﻥ ! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﺧﺎﺍﺍﮎ ﺩﻟﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﻏﺮﺭﺭﺵ ﺷﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﻫﻤﯿﯿﯿﺸﻪ ﺟﺎﻭﻭﯾﺪﺍﻥ !

اطلاعات

به نام خدا (امتحان میان ترم تلگرام) سال تحصیلی۱۳۹۶_۱۳۹۵ نام و نام خانوادگی: نام گروه: ۱- در چه مواقعی از شکلک

اطلاعات

ی خاطره شیرین ولی تلخ ی روز ظهر تفنگ رو گذاشتم روی شقیقه ی مشغله ها و بنگ! و بعد از مدت ها وسط هفته زنگ زدم به مادرم و گفتم برای ناهار منتظرم باش. وقتی رسیدم خونه تا درو باز دلم خواست عطر سالاد که توی فضا پیچیده بود رو بغل کنم! دیر رسیدم طبق معمول اما سوال نداشت و میدونستم ناهار نخورده و منتظر منه. سفره رو به جای اینکه بندازه روی میز انداخت کف آشپزخونه و نشستیم به غذا. "مادرم یه ادویه ای میزنه به غذا که توی هیچ رستورانی نیست و اسمش عشقه" به حد انفجار خوردم و چهار دست و پا از سفره جدا شدم. مادرم گفت چشمات خستس ، چایی دم کنم یا میخوای بخو ؟! گفتم یه دیقه بیا بشین کنارم بالشت رو تکیه دادم به دیوارو سرم رو گذاشتم رو بالشت و بدون اینکه حرفی بزنه نشست کنارم و چند دفعه ای دستشو کشید به سرم. چند دقیقه گذشت.... ولی ت بود. دوزاریم افتاد که خیلی شبا تا خواسته حرف بزنه من سرم رفته تو گوشی و لا به لای حرفاش وقتی یه جمله ی سوالی پرسیده گفتم آره آره.... فقط گفتم آره....بدون اینکه بشینم پای حرفاش ...بدون اینکه تو چشماش نگاه کنم...بدون اینکه دستاشو تو دستم بگیرم...بدون خیلی کارایی که دنیای امروز....دنیای شلوغ امروز از یادم برده... واسه یه آدمایی که اصلا معلوم نیست چقدر قراره همراهمون باشن اصلا اگه شرایط الانمون یه ذره عوض بشه حاضرن تحملمون کنن یا نه...!؟ کلی وقت میذاریم و کلی حرف میزنیم که خودمونو بهشون ثابت کنیم...اما واسه پدر مادری که هر جوری باشی قبولت دارن و پای هر اتفاق تو زندگیت وایسادن و ترو خشکت تا به اینجا برسی....حوصله نداریم! به اندازه ی تمام لحظاتی که کنارشون نشستی و حرف نمیزنی و بغلشون نمیکنی داری حسرت ...

اطلاعات

اولین جلسه ی کلاس بود، اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفت نبوده !!!

اطلاعات

  • مطالب مشابه آفتابه
  • کلمات کلیدی
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺖ ﻭﺍﺳﻢ ﯾﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﮕﯿﺮ... ﺑﺎﺑﺎﻡ: ﺍﻟﻮ؟ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺍﺻﻦ! ﻣﻦ : ﺑﺎﺑﺎ؟ ﺑﺎﺑﺎ؟ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺎﺩ؟ﺑﺎﺑﺎ؟ ﺑﺎﺑﺎﻡ: ﺍﻟﮑﯽ ﻫﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎ ﻧﮑﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ

اطلاعات

  • مطالب مشابه صدات نمیاد
  • کلمات کلیدی ﺑﺎﺑﺎ ,ﺑﺎﺑﺎﻡ ,ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ
ب که اومدم خونه شام خوردن یهو هوس چیپس خواستم برم و از مغازه ب م حوصلشو نداشتم هی با خودم کلنجار رفتم بعدش تصمیم گرفتم خودم درست کنم و جاتون خالی عااااااااااااالی شد خیل عالی کیف از هنر خودم بعدش هومن اومد خونه چیپس ها رو که دید رحم نکرد همشو خورد بیشعــــــــــــــور یعنی چی آخه آدم کلی زحمت بکشه بعدش بخواد از کارش لذت ببره یهو ی یابو بیاد زحمتشا به باد بده کلی دعواش بیچاره سرخ شد گفت حالا میرم از مغازه می م واست منم گفتم ه اینا رو خودم درست بفهم هیچی دوباره درست بعدشم پف وفیل درست خیلی خوب شدن خیلی، بعدش نشستیم با هومن پای و شروع کردیم به خوردن جاتون خالی خیلی شب خوبی بود ی چیزای ساده بعضی اوقات چقدر لذت بخش میشن واقعا... این ع چیپسه هستش

اطلاعات

  • مطالب مشابه بدون شرح
  • کلمات کلیدی درست ,بعدش ,درست کردم ,جاتون خالی ,خودم درست
رفتیم خواستگاری .مامانم میگه: پسرم . . نه ﺍﻫﻞ ﺩﻭﺩه... ﻧﻪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭه... ن مجازی میره... ﻧﻪ ﻭﻟﮕﺮﺩه... ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﻭ ﻣﻬﻤﻮﻧﯿه... ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯﯾه... نه اهل اون کارا... نه اهل اینکارا... پدره دختر گفت زمونه عوض شده ما زن به آدم اسکل نمی دیم!!

اطلاعات

سلام بچه ها خب بعد از گذشت هفته ها من(هومن) از سفری که حسین برام تدارک دیده بود برگشتم خوشحالم که به وبمون همچنان سر میزنید خب من با چنتا از مهمونایی که باخودم آوردم اومدم البته بگم چون دختر و پسر هستن واز فامیلهامون هستن نمیتونم تصاویرشونا بذارم ما دوشنبه شب ساعت 22رسیدیم وحسین اومد فرودگاه سراغمون دستش دردنکنه ی تدارکی دیده بود واسه من ومهمونام که همشون از تعجب شاخ در آورده بودن ما به محض اینکه رسیدم رفتیم و استراحت کردیم صب ی صبحانه مفصل عالیی بود اینم ع شمیزن صبحانه خیلی دیگه حسین شاهانش کرده بود البته نصف میزه بقیش اونورتره تویه ع نیفتاد به قول یکی از مهمونامون( pancakes with honey pancakes breakfast was excellent ) که معنیش میشه( عالی ترین صبحانه من پن کیک با عسل بود ) بعدش رفتیم وباحسین ی سری به شرکت زدیم ومهمونامون از دیدن ایرانیا خیلی خوشحال بودن اولین سفرشون به ایران بودبعده کلی گشتن تویه بازار و اینور اونور رفتن رفتیم شرکت برا ناهار و بازهم حسین آقا آبروی مارو ید اینم از ناهار بد ناهار رفتیم واستراحت کردیم و هدیه های که بچه ها برای حسین آورده بودن رو بهش دادن که دوتا از هدیه ها رو میذارم خیلی زیاد هستن واس همین همشونا نمیزارم یک ساعت sriko اصل ویک پک اُدکلنdior مردانه بقیه هدایا هم شامل کفش،صنایع دستی و،وسالیل تزئینی بودن بعد هدیه ها حسین بروبچ رو برد سینما وپارک کافی شاپ و از این حرفا وبعدشم اومدیم واسه شام اینم از میز شام البته دست دختر عموی حسین جان درد نکنه با اینهمه سلیقه خوب درکل حسین جووووون خیلی مخلصیم که آبرو داری کردی کلی هم بهمون قراره خوش بگذره البته اینو حسین گفت

اطلاعات

حقیقت و دروغ یه روز دروغ به حقیقت میگه بیا بریم تو دریاچه شنا کنیم.. دوتایی راه میفتن به طرف دریاچه.. وقتی میرسن به دریاچه حقیقت زودی لباسشو در میاره میپره تو دریاچه تا شنا کنه.. در همین فرصت دروغ لباس حقیقت و میپوشه و فرار میکنه.. از اون روز به بعد حقیقت زشت و موند و دروغ قشنگ و دلنشین.. نکته اخلاقی اینه که ما آدما همیشه دروغ رو راحت تر از راست باور میکنیم

اطلاعات

  • مطالب مشابه حقیقت و دروغ
  • کلمات کلیدی حقیقت ,دروغ ,دریاچه
ی دختر خوشگلی دید که با پدرش گدائی میکرد . از پدرش دختر را خواستگاری کرد. پدرش گفت اگه دختر من را میخواهی باید سه روز با من گدائی کنی تا به دخترم نگویی گدا . بعد از مدتی فکر قبول کرد . روز دوم گ ، دخترک دید گریه میکنه . علت را پرسید . گفت بخاطر خودم گریه میکنم که چندین سال تو عسلویه وقتمو تلف

اطلاعات

  • مطالب مشابه گدائی
  • کلمات کلیدی مهندس ,گدائی ,پدرش ,دختر
تارزان لـخت بود

اطلاعات

دیروز ناهار خونه یکی از مدیران شرکتای که من باهاشون در ارتباطم دعوت بودم تعدادمهمونابه 15نفر رسید جاتون خالی خوش گذشت ولی از همه چیز برام میز ناهار جالب بود یک ناهارکه توش همه چی پیدا میشد ول جی کردی آقای مدیر بهتر نبود کمی سادتر میگرفتی کارو و اینهمه اصراف نمیکردی

اطلاعات

  • مطالب مشابه ناهار
  • کلمات کلیدی ناهار
اگر دختری از منزل خارج شود در حالی که از بوی عطر استفاده کرده باشد. معروف سرویس میزنه توی زمین حریف حالات شما نشون میده که دچار بیماری کم کاری تیرویید شدید در این اقیانوس مرجانهایی زندگی میکنند که عمر پری پریا گل پریا قسمت 243798546210 سریال حریم سلطان امشب ساعت 8 و تکرار ان ساعت 2شب 4شب 6صبح 8 صبح 11 ظهر و رامین از کانادا با اسکایپ روی خط هستن سری جدید بفرمایید شام رو از انگلیس دارم کانال عوض میکنم چتونه؟؟؟

اطلاعات

تو تا ی نشسته بودم یهو یه دختره گفت چی منم گفتم هیچی! دختر: چی من: به ارواح خاک آقام هیچی! دختر: چی من: به حضرت عباس هیچی دختر: چی من: آقای راننده جون مادرت بزن بغل این دختره ول کن ما نیس... راننده: خفه شو بتمرگ سرجات خانوم داره عطسه میکنه

اطلاعات

  • مطالب مشابه تا ی
  • کلمات کلیدی چیمن ,دختر ,هيچی ,دختر چیمن ,هيچی دختر
چند سالی هست که تنها موندم خونه. یادم نمیاد کی تاسوعا و عاشورا با خانوادم بودم . تنهایی رو، سکوت و آرامش خونه رو دوست دارم ولی این چند روز و این تنهایی حس تلخ و گزنده ای داشت. موندم خونه و اصلا بیرون نرفتم باصدای دستجات عزاداری من هم تویه تنهایی خودم عزاداری می ،گریه می پنجره اتاقمو هر موقع دستجات عزاداری رد میشدن باز می و بوی خوش اسپند میپیچید تویه اتاق. تویه دو روز تاسوعا و عاشورا بوی نذری ها تمام فضای اتاقم حیاط خونه و بالکن رو پر کرده بود یکی از همسایه هادوبار برام غذا نذری آورد و یا هی این فک وفامیل بیکار زنگ میزدن که کجایی ماشینتو بیار باهم بریم ی چرخی بزنیم و هی وسط حس تنهایی من پارازیت می انداختن! حالا اما بعد از ی دوش گرفتن در صبح تاسوعا95وانجام دادن کارهای الکی بلا ه ظهر شد، بعد خوردن قیمه نذری، و خوردن یک بستنی کیم دارم برای خواهرم اونور آب نوحه ارسال می کنم و همزمان گوش میدم و می نویسم. من این نوحه ها رو چند سال پیش از روی نوار کاست های خیلی قدیمی به فایل تبدیل . و حالا انگار از طرف فامیل با استقبال روبرو شده. برای من که یادآور محرم های کودکیه و نوای آشنا و جذ داره . شعر قوی و با مفهوم و خوبی هم داره! برای شام غریبان رفتم بیرون بعد عزاداری شام غریبان با مردم رفتم و برای خودم شام غریبان گرفتم. دقیقا برای خودم. برای هر چیزی که از دست دادم.برایتنهایی هایم.بــــــــرای ... حسین هستم یک تنها

اطلاعات

ﺯﻧﻬﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻨﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻨﺪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ! ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻭﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ! ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﺧﺮﻧﺪ، ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺧﺮﻧﺪ، ﻗﻬﻮﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ ! ﺧﻼﺻﻪ ﺗﺎ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺧﺎﮎ ﻧﻜﻨﻦ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻤﯿﺸﻦ.......

اطلاعات

  • مطالب مشابه ﺯﻧﻬﺎ
  • کلمات کلیدی
ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻦ ﻭ ﯾﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮﻧﻪ، ﺭﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺎﺭﯾﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻧﮑﺸﯿﻦ . . . . . . . . ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﮎ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﺧﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ روﮐﺠﺎ ﺑﺒﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﻥ

اطلاعات

ﻫﯿﭻ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﮐﻪ : . .. ﻫﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎ ﮐﻼً ﻓﻘﻂ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ :| ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...! ﺩﻋﻮﺍ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...! ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ:| ﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﺯﻧﺶ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...! ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻗﺮﺍﺿﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ:| ﮔﺮﻭﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...! ﮐﻼً ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...! ﺍﻻﻧﻢ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯿﺪﻥ ﻓﻘﻂ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!!!!!!!!!! ﻣﯿﮕﯽ ﻧﻪ؟! ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻦ.

اطلاعات

چند سالی هست که تنها موندم خونه. یادم نمیاد کی تاسوعا و عاشورا با خانوادم بودم . تنهایی رو، سکوت و آرامش خونه رو دوست دارم ولی این چند روز و این تنهایی حس تلخ و گزنده ای داشت. موندم خونه و اصلا بیرون نرفتم باصدای دستجات عزاداری من هم تویه تنهایی خودم عزاداری می ،گریه می پنجره اتاقمو هر موقع دستجات عزاداری رد میشدن باز می و بوی خوش اسپند میپیچید تویه اتاق. تویه دو روز تاسوعا و عاشورا بوی نذری ها تمام فضای اتاقم حیاط خونه و بالکن رو پر کرده بود یکی از همسایه هادوبار برام غذا نذری آورد و یا هی این فک وفامیل بیکار زنگ میزدن که کجایی ماشینتو بیار باهم بریم ی چرخی بزنیم و هی وسط حس تنهایی من پارازیت می انداختن! حالا اما بعد از ی دوش گرفتن در صبح تاسوعا95، بعد خوردن قیمه نذری، و خوردن یک بستنی کیم دارم برای خواهرم اونور آب نوحه ارسال می کنم و همزمان گوش میدم و می نویسم. من این نوحه ها رو چند سال پیش از روی نوار کاست های خیلی قدیمی به فایل تبدیل . و حالا انگار از طرف فامیل با استقبال روبرو شده. برای من که یادآور محرم های کودکیه و نوای آشنا و جذ داره . شعر قوی و با مفهوم و خوبی هم داره! برای شام غریبان رفتم بیرون بعد عزاداری شام غریبان با مردم رفتم و برای خودم شام غریبان گرفتم. دقیقا برای خودم. برای هر چیزی که از دست دادم.برایتنهایی هایم.بــــــــرای ... حسین هستم یک تنها

اطلاعات

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است از مردم گمراه جهان راه مجویید نزدیکترین راه به الله حسین است عاشورا و تاسوعای حسینی تسلیت باد السلام علیک یا أباعبدالله وعلی الارواح ی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آ العهد منی یارتکم السلام علی الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین

اطلاعات

بــوی مـــحرم مـــی آید . . . . . . از کــودکی بـــه گــردن مـا شـال مـاتـم اسـت ... نـابــرده رنـج ، گـنج بـه مـا داده ای " یاحـسین"! محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو ف می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله …

اطلاعات

یه نصیحت برادرانه برای دختران دم بخت!!!! اگه یه پسری اومد خواستگاریتون به خواهرش بگید ( ان شاءالله خدا یکی مثل برادرت نصیبت کنه ) اگه دختره گفت ( الهی آمین ) موافقت کن اما اگه خواهره سکوت کرد زود بگو ( میخوام ادامه تحصیل بدم )

اطلاعات

بسمه تعالی مراسم وداع با ایام خوشی و استراحت زمان : 2 مهر بعد از مغرب و عشاء تا صبح روز شنبه مداح و سخنران : کلیه دانشجویان ، دانش آموزان ، پرسنل مدارس و ی !! دم نوحه: مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع ....

اطلاعات

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام سلام بچه ها ی مدتی نیستیم آخه قراره شنبه بریم مشهد اونم دسته جمعی حلالمون کنید. یک هفته ای نیستم زود برمیگردیم یعنی چجوری بگم نمیشه اسم مشهد رفتن بیادو ی نخواد بره ماهم بعد از گذشت مدت های زیاد بلا ه رضا طلبوند خدانگهدار نائب ا یاره همتون هستیم. ب ه پای بوس قدومت زمین مهیا شد ز نور مضجع تو آسمان مصفا شد هزار جن و ملک ره به آسمان نبرند زمین به یمن تو برتر ز عرش اعلا شد

اطلاعات

سلام جاتون خالللللللللللی ب دوباره با دوستان دور هم جمع شدیم کلی دور هم خوش گذروندیم البته بعد از مدت های طوالانی همه فکر کردیم قبل از اینکه ماه محرم برسه و نشه مهمانی گرفت وخوش بود کمی زودتر مهمانی را برگزار کنیم میزبان این شب باشکوه ماهان پسر عموی حسین بود البته با کمک حسین میهمانی را برگزار کرد که در این مهمانی عموی حسین هم و چندی از اعضای خانواده های بروبچ حضور داشتن جاتون خالی کلی شوخی و خنده و خاطره و بازی واااااااااااااااااااای چه شب بیاد ماندنی بود چنتا ع از مهمونی براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد این ع کباب ذرت یا بلال توسط بروبچ تویه بالکن اینقد ذرت خوردن که ترکیدن من موندم چطوری شام اینهمه خوراکی را خوردن میزشام خیلی هم چسبید جاتون خالی اینم پاناکوتای که من خیلی ازشون خوشم اومد خیلی خوشمزه بودن میزه میوه ها که زحمتشا دختر عموی حسین کشیده بودن خیلی جالب بود ا ینم از شیرینی های که به محض رسیدن همشون خورده شد و من قربانی شدم چون بهم نرسید آخه داشتم عکش میگرفتم راستی بعد از اینکه همه خوراکی ها رو به صورت وحشتناک تناقل رفتن داخل حیاط و جاتون خالی همه با هم ی فوتبال دسته جمعی و ی والیبال زدیم که تیم ما بود اسمش بروبچ مجرد و عقاب های گذشته (همون متأهل ها)ومثل همیشه تیم بروبچ مجرد برنده هر دوبازی شده و تونستن به مقام قهرمانی برسن و به مصاف تیم خانوم ها برن که در حواشی بازی ها هم باید اضافه کنم این بازی به دلیل جر زنی و بهانه گیری های طبق معمول دخترا کنسل شد و کلا ضدحال زدن به همه (و همه باکلمه نق نقوها به بازی برگردیدآنها را بدرقه اتاق ) چون خودمم مشغول بازی بودم نتونس ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مهمانی
  • کلمات کلیدی بازی ,خیلی ,بروبچ ,حسین ,جاتون ,مهمانی ,عموی حسین ,جاتون خالی ,بروبچ مجرد
سلام جاتون خالللللللللللی ب دوباره با دوستان دور هم جمع شدیم کلی دور هم خوش گذروندیم البته بعد از مدت های طوالانی همه فکر کردیم قبل از اینکه ماه محرم برسه و نشه مهمانی گرفت وخوش بود کمی زودتر مهمانی را برگزار کنیم میزبان این شب باشکوه ماهان پسر عموی حسین بود البته با کمک حسین میهمانی را برگزار کرد که در این مهمانی عموی حسین هم و چندی از اعضای خانواده های بروبچ حضور داشتن جاتون خالی کلی شوخی و خنده و خاطره و بازی واااااااااااااااااااای چه شب بیاد ماندنی بود چنتا ع از مهمونی براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد این ع کباب ذرت یا بلال توسط بروبچ تویه بالکن اینقد ذرت خوردن که ترکیدن من موندم چطوری شام اینهمه خوراکی را خوردن میزشام خیلی هم چسبید جاتون خالی اینم پاناکوتای که من خیلی ازشون خوشم اومد خیلی خوشمزه بودن میزه میوه ها که زحمتشا دختر عموی حسین کشیده بودن خیلی جالب بود ا ینم از شیرینی های که به محض رسیدن همشون خورده شد و من قربانی شدم چون بهم نرسید آخه داشتم عکش میگرفتم راستی بعد از اینکه همه خوراکی ها رو به صورت وحشتناک تناقل رفتن داخل حیاط و جاتون خالی همه با هم ی فوتبال دسته جمعی و ی والیبال زدیم که تیم ما بود اسمش بروبچ مجرد و عقاب های گذشته (همون متأهل ها)ومثل همیشه تیم بروبچ مجرد برنده هر دوبازی شده و تونستن به مقام قهرمانی برسن و به مصاف تیم خانوم ها برن که در حواشی بازی ها هم باید اضافه کنم این بازی به دلیل جر زنی و بهانه گیری های طبق معمول دخترا کنسل شد و کلا ضدحال زدن به همه (و همه باکلمه نق نقوها به بازی برگردیدآنها را بدرقه اتاق ) چون خودمم مشغول بازی بودم نتونس ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مهمانی
  • کلمات کلیدی بازی ,خیلی ,بروبچ ,حسین ,جاتون ,مهمانی ,عموی حسین ,جاتون خالی ,بروبچ مجرد
سلام بروبچ بخاطری مشکلی که یک ساله ما هیچگونه خبری ازش نداریم فهمیدیم که یک سری از پست ها البته بیشتر پست ها از وبلاگ آقا رضا به نام پایگاه تصفیه روح کپی میشده و همه اینا تقصیر باید بگم امین ی که به جای ما یک ساله داره پست میذاره هست باعرض شرمندگی خدمت آق .

اطلاعات

آخرین جستجو ها