!دل ش ته!

♥لمس ڪن، ڪلماتے را ڪه برایت مے نویسم تا بخوانے و بفهمے چقدر جایت خالیست . . . تا بدانے نبودنت آزارم مے دهد . . لمس ڪن نوشته هایے را ڪه لمس ناشدنے ست و . . . ڪه از قلبم بر قلم و ڪاغذ مے چڪد لمس ڪن گونه هایم را ڪه خیس اشڪ است و پُر شیار . . لمس ڪن لحظه هایم را. . . تویے ڪه نمیدانے من ڪه هستم٬ لمس ڪن ، این با تو نبودن ها را لمس ڪن . ♥♥♥

اطلاعات

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه میشه باور کرد دوباره آ جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ‬ حلالم کن

اطلاعات

  • مطالب مشابه خداحافظ!
  • کلمات کلیدی خداحافظ ,اينکه
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست!

اطلاعات

  • مطالب مشابه بی قرار
  • کلمات کلیدی هاست
♥درگیر توام تا ڪـہ دلم را بتڪانے از عشق برایم غزلے تازہ بخوانے من زل بزنم در شب روحانے چشمت تو ماـہ شوے پیش دلم باز بمانے لبخند بزن بانوے زیبایے و اعجاز تو معجزہ ے عشقے و خود نیز ندانے آغوش تو آغاز گلستانـہ شعر است باید ڪـہ مرا تا بـہ غزلها برسانے اے سیب ترین خواهش من!دختر حوا! روزے نرسد آدمت از خویش برانے بگذار تمام تو شوم در تب این عشق هر جا ڪـہ دلت خواست دلم را بڪشانے من بے تو شبے خستـہ و بے پنجرہ و گنگ خورشید تویی،نور تویی،ماـہ ڪنعانی! ♥

اطلاعات

از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگراین فاصله را احساس نکنی … از راه دور درد دلهای خود را به تو میگویم … و تو را در آغوش محبت های خودم می فشارم از راه دور چشم هایم تو را میبیند تا دوباره به دیدارت بیایم از راه دور برای عشقت مینویسم تا دفتر شعرم را به تو نشان دهم آری ازهمین راه دور نیز می توان دست در دستانم بگذاری و باهم قدم بزنیم …

اطلاعات

بهانه ڪن مرا شبی، براے بے قراریت براے شعر گفتنت، ترانه هاے جاریت ز چشم من غزل بگو، قصیده شو براے من به مثنوے ردیف ڪن، سرور و سوگواریت ڪمے ڪنار من بمان، و پاڪ ڪن سرشڪ را ز چشمهاے خیس من، به رسم غمگساریت براے باور دلت، عیان نڪرده اے هنوز ڪه من چقدر عاشقم، فداے راز داریت قسم به عطر رازقی، به یاس هاے تب زده به نغمه چڪاوڪ و به شرم دوست داریت ڪه اخم و خنده تو را به نقد جان یده ام تفاوتے نمیڪند، عتاب و سازگاریت تو جرعه اے از عاشقے بسوے من روانه ڪن ببین چه شعله اے ڪشم براے چشمه ساریت ♥♥♥

اطلاعات

  • مطالب مشابه بهانه کن
  • کلمات کلیدی براے
بی تو دلم می گیرد و با خودم می گویم کاش آن یک بار که دیدمت گفته بودم که بی تو گاه دلم می گیرد که بی تو گاه زندگی سخت می شود که بی تو گاه هوای بودنت دیوانه ام می کند اما نمی گفتم که این «گاه» ها گهگاه تمامِ روز و شب من می شوند آن وقت بغض راه گلویم را می گیرد درست مثل همین روزها!

اطلاعات

  • مطالب مشابه دلم!
  • کلمات کلیدی
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭﺍﻥ مثل ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﻣﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﻭ ﭘﺎﯾﮑﻮﺑﯽ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭﺍﺩﺍﺭﻣﺖ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﯼ ﺑﺮﮒِ ﮔﻞ ﺗُﺮﺩ ﻭ ﻟﻄﯿﻒ ﻭ ﻧﺎﺯﮐﯽ ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺑﻔﺸﺎﺭﻣﺖ ﺑﺎفه ی زلفت به دست بادهای وحشی است ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺧﻮﺷﺒﻮﯼ ﻋﻄﺮﻡ ﭘﺲ ﮐﺠﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﻣﺖ ﺑﺎ ﺟﻔﺎﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﮐﻒ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺁﺧﺮ ﺍﯼ ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﯽ ﺑﺴﭙﺎﺭﻣﺖ ﻧﻘﺶ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﺯﺍﯾﻞ ﻧﺸﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻭﻟﯿﮑﻦ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻣﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﻝ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻝِ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﺁﯾﻢ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭﻣﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺍﺯ ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﺭﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺨﺶِ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺸﻤﺎﺭﻣﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻋﺴﻞ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﺎﻓﺬﺕ ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺤﻦ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭَﻣﺖ

اطلاعات

  • مطالب مشابه دارمت
  • کلمات کلیدی
دلم برای تو تنگ شده خیلی تنگ هر چه تلاش میکنم نمی شود که نخواهمت دوست داشتنی تر از آنی که دوستت نداشته باشم و خواستنی تر از آنی که نخواهمت و دست نیافتنی تر آنی که بیابمت ای شیوای گم شده پیدای من دردیست داشتنت، یدارم از جان که ندارمت

اطلاعات

آخرین جستجو ها