محکم بشین دلم این دوره ا ه

دارم به زندگی که ن فکر می کنم زندگی که قرار است یه روزی با تو شروع کنم زن من پاییز هم تمام شد تو نیامدی زن اخ که چقدر ابم بی اختیار چشام پر اشک میشه زن من وقتی نو نباشی یلدا رو می خوام چیکار شب دراز رو می خوام چیکار یلدا بدون تو یعنی حسرت یعنی دلتنگی یلدای من کجایی اینجا مردی هست که روزها رو به امید امدنت سر می کند ا سر این امید مرا می کشد زن من اینجا مردی می نویسد که غرورش رو ش تن محکوم به تنهایی ش تمام لحظه های من پر تنهایی هستش زن من یلدا هم که رسید شبی که قرار بود باهم باشیم اغوش تو باشد ناز های تو باشد خنده های تو باشد زن من یلدا یعنی تو شب دراز با تو بودن نوازش موهای تو لمس تنت بوی عطر تن تو زن من اینجا می نویسم تا روزی که بیایی نمی دانم شاید هم نیایی شاید سرنوشتم من این است که یه مرد تنها باشم یه مرد بی همدم باشم ولی امید دارم می ایی زن من اخ که چقدر سرده زن من بدون تو سرده کجایی که گرمایی تنت رو حس کنم گرمای دستانت را زن من کاش می توانستم دستان سردن رو بگیرم و ها کنم زن من یلدای من انتظارت امدنت مرا کشت زن من این روزها اغوش تو رو بد جور کم دارم بدون تو همه چی تلخه یلدای من بیا که اینجا مردی در انتظار نشسته

اطلاعات

  • مطالب مشابه زن اینده
  • کلمات کلیدی یلدا ,امید ,مردی ,یلدای ,یعنی ,اینجا مردی ,خوام چیکار
یه وقتایی هست که بدجور کلافه می شوم کلافه از دست خودم از این دنیای بی سر و ته می فهمی بانوی من از اینکه نیستی هیچ چیزه این دنیا چنگی به دل نمیزند حتی راه رفتن روی برگ های ریخته شده در خیابان زمانی صدای خش خش برگ ها لذت بخش است که تو باشی و محکم دستهای نیازمندم رو بگیری و گرمای دستانت به من حس ارامش بدهد بانوی من پاییز با تو جذابه بی تو اصلا چنگی به دل نمیزنه جز افسردگی چیزی نداره کاش بودی تا یه قهوه دو نفر می خوردیم تو این هوای پاییزی کاش بودی تا دست هایت که احساس سرما می کند ها می کاش بودی تا در نگاهت غرق میشدم زن من این روزهایی که نیستی خیلی سخت می گذرد من اینجا کنج گوشه اتاقم مردی هست که ش ته شده است از این تنهایی زن من این شانه هایم در حسرت این است که یه بار سرت رو رویش بگذاری اون موقعس که من احساس مرد بودن می کنم زن من چه لباس هایی که برایت از پشت ویترین مغازه ها که می گذشتم نپسندیدم کار من این است کلافه که می شوم بیرون که میروم به ویترین ها نگاه می کنم برایت چیزی می پسندم کاش بودی تا ان لباس خو را که دیدم رو برایت می گرفتم زن من این چایی که به تنهایی می خورم نمی چسبد کاش بودی تا لذت چایی دو نفره رو می چشیدم...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زن اینده
  • کلمات کلیدی بودی ,برایت ,کلافه
این روزا داره می گذره و پاییز هم داره نفس های ا ش رو میزنه اینجا یه مردی هستش که بود و نبودش برای ی فرقی نمی کند اینجا مردی از تنهایی هایش می نویسد برای ی که قرار است بیاید ولی نمی دانم کی شاید هم نیاید زن من من این روزها رو به امید اینکه بیایی سر می کنم این تنهایی مرا کلافه کرده است زن من نمی دانم در کجای این دنیا هستی یا شایدم این ها هستی زن من به دستانت محتاجم به روزی که من خسته از سرکار می ایم و تو قرار است با دستانه لطیفت چایی که قرار است به من بدهی کل خستگی ها یکباره از تنم در بره من به ان روز محتاجم من خسته بر می گردم اما نیستی من خسته ام از این تنهایی خسته از اینکه نیستی من خیلی وقته قدم نزدم دوس دارم لذت قدم زدنه دو نفره رو بچشم زن من من از این لذت ها محروم هستم زن من نمی دانی چه شوقی برا امدنت دارم به تو محتاج به عطر تن تو به عطر موهایت به عطری که میزنی و می پیچه تو فضای خونه و من مست می شوم اصلا وقتی تو هستی دنیا جور دیگری است کاش بیایی

اطلاعات

  • مطالب مشابه زن اینده
  • کلمات کلیدی خسته ,هستی ,تنهایی
یک ماه از پاییز گذشت و تو نیامدی زن من کجای این دنیایی که من زیر این هجمه از تنهایی ذره ذره اب میشم امشب حالم ابه تنهای چیزی که به من ارامش میدهد بغل توست زن منه دستانه توست زن من نفسهای گرم توست زن من عطر موهای توست زن من من کم اوردم زن منه پس کی میایی خسته ام خسته از این تنهایی هر چقدر هم مرد باشی می شکنی من خیلی ش ته شدم زن من هر روز من خوب که نه بدتر از دیروزه حسی که دارم یه حس کشنده اس کاش دستی دست های سردم را می گرفت...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زن اینده
  • کلمات کلیدی توست
این روزها می گذرد بانوی من اما بدون تو می گذرد حیف این روزهای پاییزی که بدون تو می گذرد تلخ است تلخ تنهایی رو می گویم بانوی من من کلافه شده ام از این تنهایی نمی دانم کجای دنیا هستی شاید الان مشغول بافتن موهایت هستی ناز می کنی می خندی نمی دانم کی قرار است بیایی و مرا از تنهایی نجات بدی نمی دانم کی قرار است بیایی روز امدنت باشکوه ترین روز من خواهد بود روزی که من از این پیله تنهایی رها می شوم و این خانه هم بوی عطر زنونه می گیره اخ که چه لذتی داره نوازش موهات لمس موهات نمی دانم کی می ایی ولی امید دارم که می ایی و مرا پر از خنده می کنی و به من حس مرد بودن می دهی

اطلاعات

نامه ای به زن اینده ! چند سال دیگر باید منتظر بمانم زن من دیگر از این همه تنهایی کلافه شده ام کجای زندگی من هستی که پیدات نمی کنم کاش میدانستی چقدر به بودنت محتاجم کاش میدانستی که با امدنت زندگیه دوباره به من می بخشی تمام روزهایم رنگ پاییز گرفته کجایی بهار من زن من از این انتظار خسته شده ام بیا مرا بیش از این چشم انتظار نذار بیا تا تمام وجودم را فدای تو کنم نمیدانی که که چقدر بی م نمیدانی که چقدر به اغوش گرمت محتاجم شونه هام داره میلرزه خیلی وقته که این خونه بدونه تو سرد و تاریکه هیچی جای گرمی اغوشت رو نمیده چقدر به اغوشت محتاجم دلم لک زده برا نوازش موهات کاش بودی تا از ارزوهایت برایم می گفتی زن من دل من از این همه تنهایی پوسید آخ که چقدر دلم بوی عطر زنونه می خواد زن من کاش بودی تا کی این همه تنهایی زن من :(

اطلاعات

  • مطالب مشابه زن اینده
  • کلمات کلیدی چقدر ,محتاجم ,تنهایی

آخرین جستجو ها