من، خودم و محیا!

چقدر این شعر هوشنگ ابتهاج خوبه... و پرواز از آن خاک به این خاک جز "رنج سفر از قفسی تا قفسی" نیست این قافله از "قافله سالار" اب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم، "خار و خسی" نیست...

اطلاعات

برام این نامه های کوتاه مادری به دخترش که مونا زارع تحت عنوان "چگونه با پدرت آشنا شدم؟!" توی رو مه ی شهروند مینویسه، خیلی جذاب تر از سریال how i met your mother ه که تا فصل 9م هنوز مادرشون توی قصه نیست! ولی جدا از اینا همیشه قصه های آشنا شدن زوجها رو دوست داشتم. مخصوصاً زوجهایی که مدت زیادی از زندگیشون میگذره. احتمالاً دلیل دوست نداشتن اون سریاله هم همینه، اسمش برام انتظار ایجاد میکنه که به سوال پاسخ بده ولی هی طول میده و جواب نمیده. 9 فصل آخه؟ ولی فرندز رو دوست داشتم. یه روایت از موقعیت های مختلف زندگی چندتا دوست در طی 10 سال! شاید اگه اونم اسمشو میذاشت ماجراهای تد من مینشستم نگاهش می !

اطلاعات

این "سر به مهر" رو دیدم، توش دختره وبلاگ مینوشت دلم خواست ولی چقدر شخصیتش روی اعصاب بود! این لیلا حاتمی هم که همه ی نقشهاش شل و ول و وارفته ست! و اصولاً خوددرگیر! اون "در دنیای تو ساعت چند است" رو هم دوست نداشتم! اصلاً برام قابل درک نیستن این شخصیت ها! حتی شخصیت های های آبکی خارجی باو ذیرتر از شخصیت های این هاست! یه دیگه هم دیدم امروز، sleeping with other people ، درباره ی تعهد (نداشتن) بود. البته که پیام درست و حس ای نداشت اما شخصیت هاش به مراتب باو ذیرتر بودند. دیگه ی خارجی ای که دیدم، when nieztche wept ، بود، بعد از خوندن کتاب قشنگ اروین یالوم چقدر دیدن ش توی ذوق زد! (وقتی نیچه گریست، ترجمه ی سپیده حبیب رو خوندم) همه ی قشنگی و ظرافت قصه رو از بین برده بود! eurotrip رو هم برای بار چندم دیدم! اینبار با همخونه ایم دیدم به زبان آلمانی! هربار میبینمش باز میخندم، خیلی باحاله "من دیه گو مارادونا هستم" رو هم دیدم، وای چقدر اعصاب خورد کن بود این ! قشنگ روانم رو بهم ریخت. بیچاره اونایی که رفتن سینما اینو دیدن!!! فقط اون سکانسی که شخصیت "رویا" اومده بیرون و میخواست بده رو خیلی دوست داشتم... احساس همذات پنداری شدیدی داشتم باهاش... شخصیت هاش باو ذیرتر بودند اما رفتاراشون خیلی اغراق شده و بی منطق و روی اعصاب بود. اون تیکه ی آ که بهش گفت "جز من دیگه ای توی زندگیت نیست؟" و بعد به هم نگاه هم بد نبود، یه کم خندم گرفت! خوب تیکه انداخته بود! یه تیکه هم حرفهای هومن سیدی سانسور شده بود، فکر کنم برای شبکه ی خانگی اینجوری شده بود. خورد توی ذوقم. از سانسور بدم میاد. ولی جداً بازی هومن سیدی اینقدر خوب بود که سیمرغ ببره؟ مثل همه ی نقشهاش بود دی ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه میبینم!
  • کلمات کلیدی فیلم ,خیلی ,بازی ,دوست ,شخصیت ,قشنگ ,خیلی دوست ,دوست دارم ,بازی کرده ,ارتباط ذهنی ,دوست داشتم
امروز این "گس" رو دیدم. خیلی حال . خیلی خوب بود. فقط نمیدونم چرا اینقدر کم دربارش چیزی نوشته بودن، شاید چون اولین ساخته ی کارگردانشه... ولی جدی جدی خیلی خوب بود. نه کش دار بود نه صحنه ی اضافی داشت، نه دیالوگ بیخود. خیلی قشنگ به موضوع خیانت پرداخته بود... لذت بردم از به این خوش ساختی... بعد درباره ی "در دنیای تو ساعت چند است" هم میخواستم بگم که چه جوری شماها این رو دوست داشتین؟ من اصلاً دوست نداشتمش. بعد خیلی برام جالبه که اینهمه آدم از چی این خوششون اومده؟ باید یه تحلیل روانشناختی م این موضوع رو بعداً

اطلاعات

چقدر این شعر هوشنگ ابتهاج خوبه... و پرواز از آن خاک به این خاک جز "رنج سفر از قفسی تا قفسی" نیست این قافله از "قافله سالار" اب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم، "خار و خسی" نیست...

اطلاعات

یکی از عالیترین هایی بود که دیدم! من که قبلاً طرفدار پر و پا قرص درام و های رئال بودم جدیداً کشف از "آرایش غلیظ" و "باشگاه مشت زنی" و "رخ دیوانه" بیشتر لذت میبرم! و این آ ی "اژدها وارد میشود!" از هوشمندی و طنازی مانی حقیقی لذت بردم. مسحور شوخی هاش با لبخند طعنه و ح ج شدم! همونطور که آدمهایی جرج کلونی رو دوس میدارن، من مجذوب مانی حقیقی شدم، البته نه خودش، که بخشی از شخصیتش که توی میشه دید. هر اثری چیزی از خالق خودش درون خودش داره وگرنه تکرار صرف محسوب میشه. هرچقدر بیشتر یک اثر بتونه قواعد تکراری مرسوم رو بشکنه و رعایت نکنه، بیشتر از خالق خودش رو به نمایش میذاره؛ و مانی حقیقی توی این ش به مقدار زیادی خودش رو نشون داده بود و من عاشق همون خودی ازش شدم که نشون داده بود... من موقع دیدن خیلی حس خوبی داشتم. حسی مثل سرخوشی ناشی از نشئگی یا مستی یا حتی سرخوشی ناشی از ترشح هورمون های ... اینکه صدا ها و تصویرهای ناب و بکر تاثیر به سزایی داشتند قابل انکار نیست. و همینطور جدید که عالی بود توی این ! میگم عالی یعنی عالی! اینکه بازیش چقدر خوب بود رو نمیدونم اما جذ ت بصریش عالی بود. لباسهای رسمیش و نوع گریمش و غرور ذاتیش به شدت جذابش کرده بود. همینطور لحن صدای با اعتماد به نفس و کنجکاوش. (توی لیست 5 نفر من جا گرفت ) از این جذ ت های حواس پنجگانه ای که بگذریم، جذ ت درگیر کننده ی ذهنی هم داشت. یعنی خوب یه که بعدش ذهنت رو درگیر کنه و نه تنها جسمت از لذت میبره که ذهنت هم درگیر بشه و لذت ببره و این اون رو هم داشت... (یار ما این دارد و آن نیز هم!) اینکه از خودت میپرسی "اژدها نماد چی میتونه باشه؟" و درگیرش میشی و 24 ساعت توی نت س ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه اژدها وارد میشود!
  • کلمات کلیدی فیلم ,اژدها ,مانی ,زندگی ,یعنی ,خودش ,مانی حقیقی ,وارد میشود ,اژدها وارد ,خودی خودش ,معنایی نداره
امشب دوستم که "اژدها وارد میشود" رو دیده بود و نوشته ی قبلی منو خوند، کلی بهم انگیزه داد که باز هم از هایی که میبینم بنویسم. همینجا میگم: مرسی الهام! مرسی که هستی! مرسی که توی زندگی من حضور داری! بدون تو دنیا یه چیزی کم داشت و زندگی من نیز... --- "شکاف" رو دیروز دیدم. بعدش به سرم زد که بنویسم اما اونقدر توی ناراحتی فضای غرق بودم که خانه مرا کافی نبود! مجبور شدم بزنم بیرون و بعد هم دیر برگشتم خونه و از فاز نوشتن دربارش درومدم. ولی امشب دیدم باید حتماً بنویسم. اگه رو ندیدین، نوشته م خطر لوث شدن داره، چون میخوام آ رو لو بدم. اگه براتون مهم نیست که خب به خوندن ادامه بدید، ولی اگه دوست دارید بیشتر توی فضای قرار بگیرید بهتره که نوشته ی من رو بعد از دیدن ببینید. فضای کلاً خیلی غمناکه، مخصوصاً اگه توی پی ام اس ببینینش! (تاحالا توی پی ام اس دیدین؟ کلاً هر چیز ناراحت کننده ای چندین و چند برابر ناراحت کننده ست! البته خوبی دیدن غمناک گریه دار توی این موقعیت اینه که گریه میکنی و خالی میشی و بعدش یه کم راحت تر میشی و انگار سبک میشی. ولی خب هر چیزی که یه خوبی داشته باشه حتماً یه بدی هم داره! ) هانیه توسلی رو دوست دارم. قبلاً یه بار لیست های هانیه رو دیده بودم و چون از اون لیست اسم شکاف یادم مونده بود شکاف رو به محض اومدن توی نمایش خانگی گرفتم که ببینم. هانیه توسلی بازیگر خوبیه. تا اونجا که میدونم مجرده و با مجر حال میکنه. نمیدونم چقدر درگیر حاشیه ست ولی معلومه که آدم سطحی ای نیست و فکر میکنه. از قاب رنگی رنگی گوشیش خوشم میومد. از مدل راحت نظر دادنش و اینکه ابایی نداشت که قاب گوشیش رنگی رنگی باشه و سلفی بگیره ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دیدن به همراه مشکلات زن بودن...
  • کلمات کلیدی فیلم ,خیلی ,بازی ,کرده ,بابک ,عالی ,بابک حمیدیان ,هانیه توسلی ,جدایی نادر ,پارسا پیروزفر ,خیلی عالی

آخرین جستجو ها