عاشقانه

۴۰ نفر برتر حوزه سلامت کشور دیروز وزارت بهداشت بودم از یه طرف خوشحالم از یه طرف استرس دارم زندگیم شده کارم الانم ی اعت و نیم بیشتره با کابوس از خواب بیدار شدم فکر فکر فکر کار کار کار یادش بخیر کشیک های شبانه تو راس ۳ شیفت اول و دوم یادش بخیر بیدار می موندم کنارت تا صبح خوابتم می اومد اما من دوست نداشتم ازت جدا بشم هنوزم دوست ندارم ... دلم امان از دلم سخت گیری ها و چک ها چند برابر شده داره تلاش میکنه دوست داشتن تو از سر من بره اما به قول خودش فکرمو که نمی تونه عوض کنه فکر جای دیگری است الانا یواشکی آهنگ ها رو گوش میدم ی نباشه مثل ابر بهار گریه میکنم یاد روزهای قبل کاش بودی حتی کم

اطلاعات

  • مطالب مشابه مخاطب خاص
  • کلمات کلیدی دوست ,یادش بخیر
چقدر من ساده و زود باورم چقدر راحت آدما و حرفاشونو باور می کنم فکر می کنم همونقدر که من دلبسته ام اونم هست ولی خب موقعیت ها مهمه اینکه زندگیتو تو خطر ببینی و نخوای دیگه باشی فقط می دونم دنیا گرده همین خود من یه روز جواب همه بدیهامو می بینم تو هم و اونروز دیر نیست شایدم برای خودمون پیش نیاد اما عزیزامون درگیرش بشن فکرشم نمی اینطور بشه قلبم از ب دوباره درد گرفته من مزاحمت نبودم من نیومدم سراغت من بارها و بارها خواستم برم حالا چی شده؟ یه دعا یه روز برات گفتم انشالا عاشق بشی ببینی آدم همه چیزشو می زاره زیر پا منطق دیگه معنی نداره ولی خب تو و همه و همه .... نمی دونم الان برات دعا کنم نفرین کنم ترجیح میدم هیچی نگم چون خیلی ناراحتم امیدوارم خوش باشی اگه بتونی وجدانت بزاره

اطلاعات

  • مطالب مشابه وجدان
  • کلمات کلیدی
روزهایم می گذرد ساده و آرام بدون کوچکترین هیجانی من اما تلاش میکنم کنار بیام با همه اتفاقای چند ماه گذشته سعی میکنم فقط گاهی دلم میگیره گاهی بغض میکنم گاهی هم بلند بلند گریه میکنم گاهی کار می کنم اونقدر زیاد که از پا در می یام تو همه کارام افراط و تفریط دارم و میدونم این خوب نیست من که باور نمی کنم تو بگو هیچی عوض نشده شده انگار خلاص شدی از من باشه مشکلی نیست من که تصمیم گرفته بودم خالی بشم فقط امیدوارم دیوارهای قلبم برای ایستادن و تپیدن یاری کند. تو بگو، من دیگه باوری ندارم نفسسس عمیققققق یک دنیا خاطره دکور مطب تغییر کرده کاملا دیگه حس و حال روزی که اومدی توش نیست خوبه کمک می کنه به فراموشی به من و ادامه دادن تمام سهم من از تو خاطراتی است که هیچوقت فراموش نمیشه هیچوقت تمام سهم من از تو قلبی است که خالی شده از هر چه بود اینه دیگه زندگی اینطوریه یه بازی که گاهی ناعادلانه توش می بازی همه وجودتو

اطلاعات

  • مطالب مشابه روزهای من
  • کلمات کلیدی گاهی ,میکنم ,میکنم گاهی
دنیایم پر از آرامش بیرونی و هیاهوی درونی شده من ماندم و حس های درونی مدفون شده در وجودم گرچه شاید بگذرد می گذرد ولی من بی تابانه در پی خود می گردم من ماندم و یک لیلی نیمه جان که خود را می کشد فصل جدیدی از زندگی آغاز شده و من عینکی دیگر به چشمم زدم دلم را خالی می کنم از هر چه هست و می دانم و باور می کنم جز من هیچ مرا دوست ندارد و من در پی خویشم و تو در پی خود .....

اطلاعات

یه حسی رفته از قلبم که پشتم کوهی از درده چه جوری از دلم کندی که اون حس بر نمی گرده نه دنبال یه تسکینم نه فکر کندن از این درد تو دنیا با یه در فقط باید مدارا کرد از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی این حق ما بوده از تمام این زندگی از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی این حق ما بوده از تمام این زندگی ♫♫♫ چه روزایی که دلگیرم چه روزایی که آشفته م اگه می بینی که آرومم چون این دردو پذیرفتم یه حس غربتی دارم که از هر جمعی بیزارم کنار هر ی باشم همین تنهایی و دارم از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی این حق ما بوده از تمام این زندگی از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی این حق ما بوده از تمام این زندگی

اطلاعات

  • مطالب مشابه حس. احسان خواجه ی
  • کلمات کلیدی تمام ,زندگی ,بوده ,دیوونگی ,خاطره ,موند ,خاطره موند ,برام خاطره
از تو می نویسم برای تو تویی که تمام من بودی تویی که هنوزم یادت دلم را می لرزاند و قلبم را به تپش وا می دارد یادش بخیر همه روزهای گذشته روزهایی که تمام شدنش برایم محال است محال است محال بود باور نمی این سکوت را باور نمی این نبودن را گفتی نمی روم نمی توانم بروم اما آنکه نمی توانست من بودم آنکه سوخت من بودم آمدی عاشق شدم برای اولین بار در عمرم جانم را میدادم برای آنچه بود باور نمی عاشق شده ام هیچ نمی دیدم تنها همه جا تو بودی و تو بودی و تو و حال تمام شده سکوت فراگیر سهمگین و دیگر آهنگ ها را گوش نمیکنم خاطراتشان عشقشان مرا میکشد...

اطلاعات

  • مطالب مشابه از تو برای تو
  • کلمات کلیدی باور ,محال ,بودی ,تمام
امروز با ناامیدی آ ین نظرات ثبت شده رو نگاه یک نظر جدید زود بازش و خدا خدا می پیامی نشونی از خودش باشه وقتی اونهمه قلب و بوسه رو دیدم بی اختیار اشکام سرازیر شد وقتی حضور دوباره شو حس بال درآوردم امروز بعد مدتها حالم خیلی خوب بود دیگه از اون خستگی و بیحالی چند وقته خبری نبود می خندیدم شاد بودم بعد مدت ها ورزش آهنگ شاد گوش آروم بودم یه آرامش وصف ناشدنی و همه اینها فقط برای حضور مردی است که با تمام وجودم عاشقشم

اطلاعات

  • مطالب مشابه عاشقتم
  • کلمات کلیدی
امروز امروز لعنتی امروز لعنتی من تنها و تنها و تنهاتر اشک اشک هق هق درد چشمام درد میکنه بعد بیشتر از یک روز و نیم تونستم گریه کنم و هر بار فاصله بین شوک های زندگیم و گریه هام طولانی تر میشه می دونم خوب نیست آرامبخش نیاز دارم هر به من نزدیک باشه تو دورش میکنی هر از مادرم دخترک تا همه و همه مردم برای همیشه تنها دلخوشیم اینجاست تنها و تنها دلخوشیم من موندم و خدا و یه درد بزرگ تو دلم

اطلاعات

امشب قلبم درد گرفت بدجور تو این یکی دو ماه گذشته بارها و بارها درد گرفته یه جور تنگی فشار انگاری ماهیچه هاش دیگه یاری نمی کنن می خواد بایسته ولی نمی تونه انگار یکی با دستاش از دو طرف گرفته و فشارش میده مثل اینکه گلوتو گرفته باشن خلاصه که خیلی درد داره خیلی درد کشیدم فراموش تنها شدم تنهاتر و درد کشیدم فراموش درد بدیه وقتی نخوای ولی باید بخوای باید شاید دیگه ننویسم دلیلی که براش این وبلاگ رو ساختم دیگه نیست گرچه مدتی کمرنگ شده بود ولی بود شاید یک جایی یکبار دیگه دفتر خاطراتی بسازم برای اشک های نریخته ام شاید ....

اطلاعات

  • مطالب مشابه و قصه تمام
  • کلمات کلیدی شاید ,کشیدم فراموش
دوباره ماندن حس تنهایی دوباره من دوباره او و خ سنگین و زود می گذرد دقایق تاب ماندنم نیست پای رفتن هم نیست برزخی است پر از هیاهوی سکوت و عشقی از دست رفته برای همیشه خانه ای که ویران شد و منی که نماند از هیچ هیچ و تمام شد و دوربرگردانی ندارد جاییکه عشق تمام میشود تو می مانی و یه مشت خ با خودت و حساب و کتاب دقایقی که بودی و او نبود...

اطلاعات

  • مطالب مشابه بودم
  • کلمات کلیدی
نفس عمییقققق به وسعت دلت و به وسعت عاشقیت و به وسعت وجودت بودنت بیزارم از تنهایی از سکوت و هر روز درگیرشم درگیر ساعت های درونم درگیر دلهره ها که مرا می برد به نقطه ای دور گاه ساعت ها حرف می زنم با دیوارهای خالی با نفس هایی که در سکوت میشنوم و تو ای دوست مرا به کدامین مقصد می بری به جایی که دلم قرص باشد به حضورت به داشتنت تا همیشه همه دنیایم را روی یک نفر میسازم و نبودش نابودم میکند و فقط اوست که میداند انتهای دلم چیست

اطلاعات

  • مطالب مشابه وسعت دلت
  • کلمات کلیدی وسعت
یه وقتا برمیگردی کل زندگیتو مرور میکنی کل آدم ها رو اولین ها اولین بار که عاشق شدم عشق که نمیشه گفت دوست داشتن دخترانه پسری بود در همسایگیمون چند تا خونه اونورتر هیچوقت باهاش حرف نزدم فقط میون همه پسرهای محله اونو بیشتر دوست داشتم و حواسم بهش بود بعد چند وقت خونمونو عوض کردیم ولی بازم نزدیک بودیم می رفت سربازی ساعت های رفت و برگشتش از پشت شیشه نگاش می یه روز گفتم خدا جونم اگه قسمتم نیست دیگه نبینمش و همونم شد دیگه هیچوقت ندیدمش هیچوقت بعد اون رفتم اونجا هم یه پسری بود هم یم که من ازش خیلی خوشم می یومد خیلی زیاد حواسم بهش بود اونم حواسش بود اما نه من رفتم جلو نه اون هیچی دیگه ۳ سال همینطوری گذشت البته همکلاسی های دیگه بودن که باهاشون دوست بودم دوست ساده ساده در حد همکلاسی همین و بس .....

اطلاعات

  • مطالب مشابه خاطرات ۱
  • کلمات کلیدی دوست ,هیچوقت
من در درونم غوغایی است آشوبی از دردی ناگفته زخمی که ازار می دهد مرا و یارای گفتنی نیست مرا دریاب من تنهایم خسته ام دل مرده ام گیج شده ام در خود چگونه مرا کشتی احساسم وجودم چگونه توانستی مرا تا این حد آزار دهی چگونه توانستی مرا از خودم برانی مگر من چه که مرا دوست نداشتی چگونه توانستی مرا قسمت کنی با هر که هست قسمت تلخ ترین نوع آزار است خیالی یا حقیقی وقتی قسمت می شوی می خواهی بمیری با کودکت زن اولت فرضیاتت و این مرا می کشد آ می میرم من برای دوست داشته شدن به تنهایی کافی هستم من به تنهایی کافیم مرا قسمت نکنید...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مرا قسمت نکنید
  • کلمات کلیدی قسمت ,توانستی ,چگونه توانستی ,قسمت نکنید
و تو را خواستم آنگاه که آمدی م و بر جانم داغ زدی و افسوس ... رفتن همیشه ترک و دور شدن نیست رفتن یعنی با تو خوش نیستم با دیگران خوش ترم حال این دیگران هر که میخواهد باشد مهم این است که تو نیستی خیانت یعنی باشی و ببینی عشقت اشک می ریزد نپرسی چرا ببینی گوشه گیر شده نگویی چرا ببینی آن آدم شاد همیشگی نیست ولی به روی خودت نیاوری بگذاری بمیرد در خودش و وقتی مرد بگویی چرا مردی مگر من چه تا وقتی عشقی نداری زندگی زیباست عاشق که شدی شاعرانه میشود و وقتی عشقت بمیرد می میری برای همیشه

اطلاعات

  • مطالب مشابه رفتن
  • کلمات کلیدی ببینی ,رفتن
و تو را هیچ برآمد که به خود مشغولی و تو را عشق برآمد که ز چون می نالی ای تو سرگشته و شیدا ای تو درمانده و رسوا بگذار جان بخوابد در این تن خسته بگذار اشک بتابد در این چشم پریشان من و باد و زندگی وشان من و آه و روح خسته تر از جان تو تمامی و تمام جهان منی تو عشقی و عاشقانه منی

اطلاعات

دلتنگم دلتنگ آنچه بودم و آنچه شدم می گذرانم فقط چند دقیقه امشب احوالپرسی که نه گفتم اوضاع آرومه و میان نوشتن اشک ریختم یاد لحظه ها و ساعت های با هم بودنمان او نمی دانست قلبم هنوز می تپد و هیچ برایم مهم نیست دیگران چه فکری دارند همیشه دوستت دارم

اطلاعات

جرم من عاشقی در وقت اضافه است این که دیگه دل نمی بندم به آنچه هستم و تنها و بی همسفر راهی را می روم تا به پایان برسم می خواستم آزاد و رها باشم شاد باشم و ک نه هایم مرا نوازش کند می خواستم عاشقی کنم من چیز زیادی نخواستم فقط دلم پر کشید و من بدون اینکه بخواهم دنبال دلم پر کشیدم به آنجا که او مرا برد رفتم غلط نبود حایش درست نبود و من سرگردان ماندم نه راه پس دارم نه راه پیش و می گذرانم خسته شدم از ثابت خودم به دیگران من خوبم خوب خوب هیچوقت بد نبودم به خودم افتخار می کنم من یک زنم خدا قوت لیلی چگونه می توانی؟

اطلاعات

  • مطالب مشابه جرم من
  • کلمات کلیدی
میخواهم دوباره عاشق شوم پرواز کنم تا اوج خواستن اما همه از دلم رد میشوند ته تهش فقط تو می مانی و بس چقدر سخت است جایگزین ت اصلا مگر میشود تو را جایگزین کرد تو در جان منی تو ایمان منی مرا بغل کن یکبار دیگر تا دوباره حرم نفسهایت را حس کنم...

اطلاعات

تا وقتی جوان هستی همه چیز ممکن است دیوانگی ساختن اب عاشق شدن گذشتن همه چیز بزرگتر که میشوی جان میدهی در هر رابطه ای سخت میشود سادگی از میان می رود و قلبت هم که متلاطم باشد دیگر ساده نمی گذری گرچه من هنوزم ساده ام من هنوزم همان دختر ۲۰ ساله ام که غیرممکنی برایش نبود هنوزم میخواهم خودم بسازم از نو چرا تو که یکبار از صفر را تجربه کرده ای نه چندین بار چرا باز هم میخواهی شروع کنی چرا اعتماد کن به خودت ولی یاد بگیر گاهی چشمان و گوش هایت نیز دروغ می بینند و میشنوند گاهی حتی قلبت تو را گول می زند تا دمی خوش باشد ساده نباش دختر ساده نباش

اطلاعات

  • مطالب مشابه ساده نباش
  • کلمات کلیدی ساده ,نباش ,هنوزم ,ساده نباش
تصمیم گرفتم رها شوم از قید و بند آدم ها خسته شدم دوستی گفت غمگین به نظر میرسی دیگر شاداب و سرحال نیستی هر روز لاغرتر میشی و من لبخندی تلخ زدم و کمی در وصف پایان عاشقیم گفتم بهت زده نگاهم کرد و انگار از چشمانم خوانده باشد داستانی از خود گفت به خود آمدم اما .... ادامه این مسیر برایم تنهایی است و تنهایی بهتر از حضور هر ی است عاشقی تمام تمام و تمام

اطلاعات

  • مطالب مشابه عاشقی تمام
  • کلمات کلیدی تمام ,عاشقی تمام
ی رو دوست داشته باش که عاشقت باشه عاشق بودن یعنی تو رو همونطوری که هستی با همه بدی هات خوبی هات دوست داشته باشه سعی نکنه هر روز تغییرت بده به اون چیزیکه خودش دوس داره به ت شخصیتت هویتت احترام بزاره تو رو باور داشته باشه تو رو پر کنه از عاشقی اونقدر که غرق شی در عشقش و رنگ نگاهت هیچ دیگه رو نبینه یکه سرمست بشه از بودنت از حضورت و هیچوقت برای داشتنت دست از تلاش نکشه حتی وقتی پیر شدی بازم برای به دست آوردن دلت تلاش کنه آخ که چقدر لذت داره این عشق چقدر شیرینه دل حریم امنی است اگر گذرگاه شود می میرد ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه پرستش
  • کلمات کلیدی باشه ,داشته ,داشته باشه ,دوست داشته
یکی باید باشه بدون اینکه بگی حرفی بزنه تا عمق دلتو بخونه من یکی رو داشتم یکی که درد درونم رو حتی از نانوشته هام می خوند حتی صدای گریه و خندم رو پشت چتهای شبانه می شنید یکی بود که دیگه نیست و من هر بار ازش می نویسم فقط اشک می یاد تو چشمام قول دادم دیگه حرف نزنم هیچ جز اون شادم نمی کرد باهاش روی آسمونها بودم و تا ابد فراموشش نمی کنم

اطلاعات

یک روز گوشهایم را می گیرم و از شهر تو می روم می روم به دنیایی دور دور از خودم و آنچه بودم تا بهترینی بسازم لایق خویشتن گفتم می مانم اما اگر عاشقانه هایت را دریغ کنی تا رفتن فاصله ای ندارم دل کندن را خوب آموختم و گاهی چقدر دیر خبر می گیریم از حال هم گفتم دیر است دیر است شاید اندک نفسی از این زندگی خسته مانده باشد اما من کجا و تو کجا بگذار تنهایی همدم لحظه های نابت باشد بازگشتم تلاشی دوچندان می خواهد آماده ای؟ برای به دست آوردنم باید چندین برابر باشی آماده ای؟ به گمانم نه عشق دخترک به اندازه کافی تو را پر می کند .....

اطلاعات

و در این میانه کارزار هیچ چیز تغییر نکرد من ماندم و دنیایی اندوه من ماندم و خودم و خودم و ... زندگی فراسوی باور ماست و آن زمان که می گذری هم در میان هوایی جایی که از برزخ هم بدتر است رویای عاشقیم مدفون شد برای همیشه صبحی سپید شبی سرد سوزی آشنا و پناهی و آهی و راهی بی جان نفس هم تنگ است و سکوت و سکوت و سکوت ...

اطلاعات

کی مرد شدم چرا یادم نمی یاد کی قول دادم من هم زن باشم هم مرد تمام ظرافت هامو یادم رفته صبح که بیدار می شم موهامو با کش سفت می بندم پشت سرم و می شینم سر کارم گاهی یادم می ره غذا بخورم از گرسنگیم می فهمم ظهر شده گاهی سر بر می گردونم می بینم باید بدوم برم مطب ته تهشم هیچی خودم هیچی کاش لااقل امنیتی داشت این کار م برای خودم من کی مرد شدم من دختر یکی یدونه بابا حالا کارایی می کنم که باورم نمی شه همه به من تکیه می کنن عجب قدرتی دارم هنوز س ام قدرت ظاهری البته یه روز به خودت می یای می بینی از بین رفتی تو این گذر زمان بدون اینکه ببینی بدون اینکه بخوای مرد بودن از تو زن یه آدم سخت می سازه که احساساتشو مخفی میکنه تو صورت من هیچی حسی نیست چشمام برق نمی زنه عشقی نیست سنگ و سخت و سخت مثل بابام شدم اونم مرد بود خب دقیقا همینطور بود اونقدر گرفتاری و فکر داشت همیشه تو لاک خودش بود همیشه ساعت ها سیگار می کشید استرس و اضطراب داشت گاهی عصبی بود ناراحتی می کرد منم دقیقا سعی می کنم اینطور نباشه اما وقتی فشار مشکلات همه رو دوش توست چه انتظاری

اطلاعات

  • مطالب مشابه کی مرد شدم
  • کلمات کلیدی گاهی ,یادم ,بدون اینکه
سراسر نوشتن این روزها یعنی حال درونیم تعریفی ندارد کارها هم نسبتا بد نیست رو غلطک افتاده من اما سرگردانم سرگردان کوچه های دلتنگیم که تا کجا ادامه دارد ب گفت آرامبخش بخور ح خوب نیست مشاورم چقدر مخالفه با دارو منم مخالفم حالا به چه حساب بزارم دوسم داره یا می خواد خیلی راحت ازم خلاص شه قطعا دومی حالا چطوری می شه اعتماد کرد به ادامه راه به آدم ها گرچه من تلاش می کنم س ا باشم به خاطر خودم دخترک و دیگر هیچ چون در زندگیم دیگه هیچی برای ادامه ندارم این روزها عشق می دم به دخترک زیاد گرچه منو پس می زنه اون فقط عاشق خنده های از ته دل منه که مدتیه ناپدیدن گم شدن در کارو روزگام الهی فقط تو یاورم باش تو کنارم باش شکرت نفسی هست من باید ادامه بدم باید قوی باشم چاره ای نیست کمکم کن

اطلاعات

و آن زمان که از خویشتن خویش دور میشوی و دل به باد می سپاری زندگی برایت بی معنا میشود و خنده هایت محو میشود روزی به خود می آیی که دیگر دیر است برای هر بارگشتی و آن زمان که دلت مرد دیگر به دنبال زنده ش نباش چونان چینی بند زده ای است که تا ابد ش ته خواهد ماند من از یاد رفتم حتی برای خودم و دلم به هیچ نفسی وابسته نیست گفتم و گذشتم دیگر قطره اشکی نیست و اگر هست از سر دلتنگی برای تنهایی است شاید روزی نسیمی صورتم را نوازش دهد و من آرام گیرم به یادگاری از عشقی دور و شاید آن روز یادم آید روزی دلی داشتم دلخوش و سرمست بودن ....

اطلاعات

  • مطالب مشابه و شاید...
  • کلمات کلیدی شاید ,روزی
یکی باید باشد که تو را آنگونه که هستی بپرستد بپذیرد لمس کند اصلا می دانی حظ کند از بودنت از بوییدنت حظ کند از داشتنت تو را بخواهد با تمام وجودش و ج از تو عذابش باشد. نتواند لحظه ای بی صدایت بماند لحظه ای را بدون لمس قلبت بگذراند نتواند از آغوشت جدا شود و تو را مانند هوا نفس بکشد نفس بکشد تا جاودانه شوی

اطلاعات

خودکشی راحته راحت ترین کار دنیا یه لحظه می میری و تمام تو که روحت مرده جسم خاکی رو میخوای چیکار بسپارش به دست خاک فکر نکنم خیلی دور باشه اونقدر از درون خالیم که هر چی تلاش می کنم پر نمیشع شایدم تلاشی نمی کنم خستم از تلاش مرا پرت کردید به گوشه ای حالا می گویید چرا گوشه گیر شدی دلم دلم یک مرد میخواهد پرقدرت و قوی مرا در آغوش بگیرد بگوید نگران نباش من هستم امنم امن ا فقط فقط حس آرامش کنی مردی که درک کند سکوت زن از چیست اما هر چیزی که تو بخواهی قسمتت نیست مردها تمام شدند دیگر خودم و خودم و خودم و شاید یک روز خودم تمام شوم ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه خودکشی
  • کلمات کلیدی تمام
گاهی برخی ِآرزوها را باید به گور ببری بعضی چیزها مال تو نیست تلاش برای داشتنشان سر در سنگ فرو بردن است اونقدر گریه چشمام به سختی باز میشه خیلی حالم بده خیلی امشب یه قولی میدم به خودم اگه ناراحت بخوابم دور همه رو یه خط قرمز میکشم می رم تو لاک تنهاییم تا ابد من و خودم و خدا و سکوت این زندگی منه

اطلاعات

  • مطالب مشابه ......
  • کلمات کلیدی
هر به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند حرفی نیست من در عجبم دوست چرا می شکند هر به فکر خودشه خیلی ساده تو باش تو بمون قلبتم مهمه ولی تو فقط باش بودنت خوبه چرا ی نمی پرسه من چی میخوام تو چی دوست داری شایدم باید خودم بگم ولی نه اونیکه باید بفهمه خودش می فهمه ولی خب نیست نگرد گشته ایم ما یافت نشود پله نشو برای بالا رفتن آدم ها بزار ح خودت خوب باشه خودت مهمی همه حالشون با تو خوبه تو با کی ح خوبه؟!!!!! حالم با خودم خوبه فقط خودم ی نیست که حالم باهاش بهتر باشه بمون زندگی کن با منم باش تا من خوش باشم خنده داره خیلی خنده داره

اطلاعات

  • مطالب مشابه فقط خودم
  • کلمات کلیدی خوبه ,دوست ,میشکند ,خنده داره
نمی تونم به ی اعتماد کنم چقدر بد شدم یه ترسی ته دلمه از عدم اعتماد از اینکه همه چی تو خالیه و چقدر بده با این حس زندگی کنی چقدر بده نتونی نگاه مهربانانه داشته باشی به اونایی که دورو برت هستن اینطوری ناراحتشونم می کنی ممکنه اینطور نباشه ولی اونقدر تو این 7 8 ماه گذشته بهتر بگم تو این 5 6 سال گذشته اذیت شدم که دیگه جایی برای حسی نمونده یکی باید باشه منو از نو بسازه دلم می خواد برگردم به دوران مدرسه چقدر قوی بودم چقدر همه مهربان و خوب بودن همه راست می گفتن صورت هیچ نق نداشت اما حالا ...... خدایا خودت راه درست رو نشونم بده یه بار ازت خواستم اونایی که نباید باشن رو از سر راه زندگیم آروم دور کنی حالا می خوام همینطور بشه اگه قسمت نیستن خودشون برن به سادگی خدایا خودمو سپردم دست تو

اطلاعات

  • مطالب مشابه اعتماد
  • کلمات کلیدی چقدر
خیلی سادس رو پیشونی من نوشته احمق به خودت بیا به خودت بیا به خودت بیا اینجا خوب می نویسی تو احرا افتضاحی افتضاح اینهمه احساساتی نباش به خدا هیچ مهمتر از خودت نیست بابا مگه یه زن چقدر باید تحت فشار باشه گناه دارم به خدا گناه دارم خدایا شکرت شکرت چشه مگه تنهایی اینهمه ازش می ترسی اینهمه ازش فرار می کنی به خدا خیلی هم خوبه خودتی و خودت سفت باش دختر محکم باش تو می تونی چت شده چت شده اشکام بغضم نفس عمیق بکش آروم باش آروم باش می گذره همه غصه ها غم ها یه جایی به اسم من لیلی تموم میشه از من نمی گذره گیر می کنه نمی دونم حتما یه توانی تو من دیدی دیگه شایدم می خوای منو از سادگیم بکشی بیرون از خودم بکشی بیرون

اطلاعات

  • مطالب مشابه سادگی
  • کلمات کلیدی خودت ,اینهمه ,بکشی بیرون ,گناه دارم
با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یک کوهو شبایی که بغل یه قاب ع بی روحو کجایی که ببینی من چه دردی میکشم بی تو چه زجری میکشم وقتی میبینم جای خالیتو تو رفتی خاطرات تو رفیق اشک چشمامن در و دیوار این خونه غریبی میکنن با من یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیست تو اونقدر درو رفتی که ازت یک قطره پیدا نیست کجایی که ببینی من چقدر دل خسته و تنهام ببینی زندگی بی تو داره جون میده رو دستام کجایی که ببینی من چقدر دل خسته و تنهام ببینی زندگی بی تو داره جون میده رو دستام ما شده بودیم عذابم میده من بودن با داغ دوری از دستات یه عمری تن به تن بودن دلم میگیره از تقدیر که دور از هم رهامون کرد اگر قسمت ج بود واسه چی آشنامون کرد کجایی که ببینی من چقدر دل خسته و تنهام ببینی زندگی بی تو داره جون میده رو دستام کجایی که ببینی من چقدر دل خسته و تنهام ببینی زندگی بی تو داره جون میده رو دستام

اطلاعات

  • مطالب مشابه بغض-
  • کلمات کلیدی ببینی ,میده ,زندگی ,خسته ,چقدر ,تنهامببینی ,تنهامببینی زندگی
عشقی که پایانی نداره مثل سراب می مونه هر چقدرم بدویی بهش نمی رسی فقط خسته میشی و نا امید سخته ولی باید گذشت عشقو فقط یکبار میشه تجربه کرد شاید تجربه اش برات عالی باشه تهش رسیدن باشه ولی گاهی هم حسش برات به ته رسیدنه بعدش زندگی می کنی شایدم ی باشه تو رو خیلی بخواد خیلی دوس داشته باشه ولی تو دیگه اون حسی که باید داشته باشی رو نداری هیچوقت

اطلاعات

درست اون جایی که حس می کنی این دقیقا همون آدمیه که می خوای یه سیلی محکم میخوره تو گوشت آهای بیدارشو بازم اشتباه کردی عشق بازی ها هم رنگ بی تفاوتی به خودش گرفته عجب دنیاییه مسئول تبلیغات جدید کلی ایده داده کلی کار داریم هر روز کمتر فرصتی پیش می یاد حتی فکر کنم به گذشته یا آینده تماما در زمان حال مشاوره هم ادامه داره حالم بهتره فقط همین هر روز بیشتر فرو می رم تو لاک تنهاییم خوبه البته وقتی به خودت تکیه کنی قویتر میشی یاد میگیری درون خودت حلش کنی و ازش پل بسازی برای آیندت آینده نمی دونم بیش از یک سوم عمرم رفته روزایی که باید پر از شور عشق می بود ولی نبود باور کن باید عشقی باشه به خاطرش صبح که چشماتو باز می کنی لبخند بیاد رو لبات احساس هیجان کنی پر بشی از انرژی قوی که بتونی ادامه بدی امروز دوباره سخنرانی امیدوارم خوب پیش بره

اطلاعات

  • مطالب مشابه روزها
  • کلمات کلیدی
زندگی را معنا کن برای من برای خودت بگو آنچه در دلت می گذرد راحت باش گاهی دیگر زمانی برای گفتن یک دوستت دارم ساده نمی ی ثانیه ها را قدر بدان می رود به همین زودی گذشتیم از عمرمان و من هنوز در پی عشقم عشقی که مرا عاشقانه نفس بکشد امروز خوب شروع شد ولی وسطاش یکی دوباره حالمو گرفت سردرد دارم انگار گاهی می آیی گذری شوی بر ی راه عبوری را هموار کنی برمی گردم به عقب به خودم به تمام انی که با من بودند همیشه یک پله بیشتر بودم خدا رو شکر پله ای بیشتر غنیمتی است. آرامش عشق عشق و فقط عشق

اطلاعات

چه سردرگمی عجیبی یکی رو دوست داری که هیچوقت مال تو نیست و نمیشه و ... یکی رو باهاش زندگی می کنی که برات بود و نبودش فرق نداره یکی هم هست که عاشقته ولی تو ... عجب دنیاییه واقعا به قول یکی که می گفت دل من کاروانسرا نیست هر بیاد توش نه نیست نبود هیچوقت دیروز بحثمون شد سر کامنت یک آقا رو پیج کاری من مقصر نیستم واقعا مقصر نیستم من نمی تونم جلوی دیگرانو بگیرم نمی تونم بگم کامنت خودمونی نزارید چی بگم خیلی عصبانی بود سعی آرومش کنم رفت کامنت رو پاک کرد دوش گرفت برگشت آرومتر بود البته ظاهرا بعدشم دیگه حرفی نزد چرا اینقدر حساسی رو کامنتهای کاری؟ بهم گفت بود و نبودت مهمه گفت تو مهمی پشتم لرزید سکوت و سکوت و سکوت

اطلاعات

ابر باران زندگی بوی باران بوی خاک شبنم مه روی دستان تو باد چشمهایت م و پروفروغ اشکهایت از سر شوق و غرور این من آزرده دل همراه تو این من آشفته فکر در یاد تو با تو من اوج می گیرم ز خود با تو من میشوم بیخود ز خود ای همیشه جان من جانان من ای همیشه همره و دلدار من باش تا آرامشی بر جان شود باش تا این زندگی سامان شود #لیلی

اطلاعات

  • مطالب مشابه آرامشم
  • کلمات کلیدی
دستام پاهام یخ زده حالم خوب نیست خیلی تحت فشارم کار کار کار زندگیم خلاصه شده تو یه جای دو در دو گاهی هم یادم می افته آدمم باید یه چیزی بخورم تمام مدت مراجع کامپیوتر پیگیری طراحی مشاوره خسته شدم واقعا می خوام یه دو روز هیچ کاری نکنم یکم بخوابم نفس بکشم بحث و جدل هم که تمومی نداره میگه ننویس نگو باشه باشه میگه جدی نمی گیری میگم بابا به خدا من داغونم باهام راه بیا دوباره حرف خودشو می زنه اونم حق داره منم مراجعم بگه نتونستم قبول نمی کنم هیچ جور همینه دیگه نفس عمیییییقققققققق چقدر دعوا می کنیم خیلی زیاد هر روز تقریبا لیلی جونم خودتو دوست داشته باش گناه داری دختر خوب

اطلاعات

  • مطالب مشابه خستگی
  • کلمات کلیدی
دیگه حتی گریه هم نمی تونم م انگار محو شدم تو خیالم رو ابرا راه می رم دارم تو خودم غرق میشم تو خودم کجا بروم به کجا پناه ببرم خداوندا آغوشت کجاست چرا این دل مرا پیش خودت نمی بری چرا رهایم نمی کنی از بند این تن خاکی گور سرد از دستهای سرد بندگانت بهتر است رهایم کن این تن برای روحم کم است رهایم کن

اطلاعات

می ترسم بمیرم از بی مهری شایدم مردم خبر ندارم گدای محبت شدم گدای محبت دخترک گدای محبت مادر گدای محبت هر رفیق و نارفیق این من نیستم یک منی بود پرغرور منی که هیچوقت نشد برایش نبود منی که با کمترین عشقی کوه را جابجا میکرد این من من لیلی مرده دلم برای خودم تنگ شده برای اقتدار روزهای تنهاییم خدایا پناهم تویی مراقبم باش

اطلاعات

  • مطالب مشابه می ترسم
  • کلمات کلیدی محبت ,گدای ,گدای محبت
زندگی آیینه ای شفاف نیست زندگی جوی زلالی وسط مزرعه نیست زندگی آسمان آبی نیست زندگی ابر است گاهی زندگی باران نیست می بارد گاهی زندگی کوه بلندی است به قامت دشت بی انتها زندگی کلبه ای است که در پشت درش چلچله ها می خوانند زندگی آسان نیست لیک ولی می گذرد زندگی آیینه ای شفاف نیست زندگی مال من است زندگی زنده به عاشق بودن است زندگی محو تماشای شاپرکی است که گلی می جوید زندگی می گذرد #لیلی

اطلاعات

  • مطالب مشابه با توام
  • کلمات کلیدی زندگی ,نیست زندگی ,گاهی زندگی ,شفاف نیست ,زندگی آیینه
با تو خوبم خوب من بمان کنارم که قلبم را ربوده ای بمان که بگذرم از این سرای تاریکی خوب من باور کن دل است نمی داند عاشقی چیست کجاست نمی داند این روزها باید قلبت را پنهان کنی گوشه ای کنارم بمان خوب من بمان که نفسی تازه کنم دمی بیاسایم و خود را غرق کنم در نگاهت بمان خوب من از آن ماندن های دلچسب از آن ماندن های پر هاب ماندن های ماندنی که نرود از یادمان مال همیم پی نوشت: گذشتم این روزها از خودم و عشق راحت نبود ولی باید می رفتم دیگر هر چه هست دل من است با خودش

اطلاعات

امروز هم میگذرد بد یا خوب روزها پشت هم با عجله می دوند من مانده ام و روزهایی آغشته به رنگ بی رنگی زندگی بایست مجال بده کمی نفس بکشم کمی فرصت بده چشم بر هم زدنی است عمر ساعت ها از پی هم می دوند و روزی می بینیم ماییم و یه دنیا خاطره و تمام شدیم دیگر نه توانی است و نه نفسی و اینگونه به پایان می رسم زندگی کنیم پایان برای خیلی از ما زود می آید

اطلاعات

  • مطالب مشابه پایان
  • کلمات کلیدی
برایم عجیب شده دل بستن دل دادن انگاری هر کاری می کنی نمی چسبد آنگونه که می خواهی آنگونه که بود رد می شوند می روند اما دیدی به دلت گیر نمی کنند دوستشان داری ولی عاشقی ... دیگر نمی شود آنچه بود آنچه فکر می کردی دیگر امکان ندارد برگردی به همان حس ها حس های ناب کاش می شد که بشود فکر می بارها می شود دوست داشته باشیم شاید هم بشه نمی دونم

اطلاعات

  • مطالب مشابه عشق ...
  • کلمات کلیدی
من و شلوغی های چند روزه کاری دیدی یه وقتایی یه آدمی اونقدر اونقدر تو وجودت رخنه کرده اونقدر اونقدر دوستش داری که اصلا نمی تونی ی رو ببینی شایدم خیلی ها خیلی بهتر از آدم مورعلاقت باشن ولی اون برای تو خاصه حالا اینم دنیای این روزای منه منی که از از عاشقی هیچی هیچی نمی دونستم حاضرم زندگیم عوض بشه ولی اونو داشته باشم بدونم آغوشش مال منه بوسه هاش مال منه گرمی تنش مال منه آهی از ته دل عاشقی درد بی درمانیست وقتی به معشوقت نرسی خدایا هر جا هست سلامت باشه

اطلاعات

  • مطالب مشابه مخاطب خاص
  • کلمات کلیدی اونقدر ,اونقدر اونقدر
من زن خلق شده ام....نه برای در حسرت یک بوسه ماندن.. برای خلق بوسه ای از جنس آرامش من زن نشده ام که همخواب آدمهای بیخواب شوم، زن شده ام که برای خواب ی رویا شوم من زن نشده ام که حسرت عشقی عاشقانه را داشته باشم، زن شده ام تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم...

اطلاعات

دوست داشتم دل به یکی بدم که دربست دلش مال من باشه شش دنگ اون مالک قلبم بشه و منم مالک قلبش نتونیم به هیچ دیگه فکر کنیم اصلا عاشق حس خوب مالکیتم بدونی یکنفر دلش پر می زنه تو رو ببینه دستاتو بگیره ببوسه مطمئن باشی با هیچی هیچی جایگزین نمیشی حتی با تنت عشق دوست داشتن باید فریاد زده بشه

اطلاعات

دوباره رفتم تو لاک خودم ت شدم آروم احترام موضوع مهمیه می دونم گاهی بدرفتار و بداخلاق میشم می دونمم چرا روحم آزرده است دوست دارم ی باشه بی وقفه بهم محبت کنه بی وقفه تا بازسازی بشم روحم آروم بگیره اما خب دیگه نمیشه گاهی خودم خودمو بغل می گیرم یه ذره غصه جمع شده تو گلوم می گذره ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه احترام
  • کلمات کلیدی
و امروز دوباره خورشید خواهد ت د دوباره زمین روشن می شود و دوباره پرتوهای طلایی رنگش تنم را در آغوش می گیرد دلم آیینه است هنوز کدر نشده و هنوز غبار بی مهری وجودش را پر نکرده هنوز دوست دارد بتپد تپشی از جنس ناب عاشقی❤❤❤

اطلاعات

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند ، ی را به ی نیست و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار اب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو ی نیست من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست #هوشنگ_ابتهاج

اطلاعات

سکوت عجیبی دارد صبح ها بعد کم کم شهر بیدار میشود صدای ماشین ها بیشتر میشود هوا کم کم روشن میشود و زندگی جریان می یابد شاید یکجور تکرار روزانه بری خیلی از ما ولی همین تکرار دوست داشتنی است همین دیدن آدم های هر روزه دوست داشتنی است. همین صبحانه های به ظاهر تکراری دوست داشتنی است فقط وقتی یکی باشد که به عشق او صبح ها برخیزی دیگر همه تکرارها شیرین است دوباره بغض نگاه به سقف می کنم شاید اشکها جاری نشوند تنهایی خیلی خوبه ولی وقتی عاشق باشی حتی دور دور دیگه تنهایی تو دوست نداری مجبوری کنار بیای سهم هر از زندگی همان است که دارد برای بهتر شدنش تلاش کن

اطلاعات

  • مطالب مشابه تکرار
  • کلمات کلیدی دوست ,داشتنی ,همین ,تکرار ,میشود ,دوست داشتنی
گاهی فکر می کنم اینقدر غیرقابل درکم یعنی واقعا حرف ساده من اینقدر پیچیده شده نمی دونم شایدم هست چون خودم می دونم به نظرم ساده است ولی برای بقیه پیچیده کاش می شد بدون اینکه احساستو درگیر یه آدم کنی باهاش دوست باشی فقط فکر می کنیم چون مجازی هستیم چون دوریم دلبستگی پیش نمی یاد دلم قطعه قطعه شده می خوام جمعش کنم همه رو بچسبونم به هم ولی چطوری هر کی رد می شه از این دل زخمی بر جا می زاره من هم آدمم باشه باشه اصلا همه دنیا خوب من بد بدترین ....

اطلاعات

  • مطالب مشابه پیچیده ام
  • کلمات کلیدی پیچیده
عاشقی ، بودن می خواهد حضوری دائمی باید پا به پای گلدان عشقت، عاشقی کنی وگرنه پژمرده می شود شاید هم گل عشقت، عاشق آفتاب شود دیگر عاشق شعرهایی که تو هر روزه دریغ می کردی نباشد دیگر منتظر تو نماند وقتی می روی و می گذری انتظاری نداشته باش که بماند گل عشقت پ ر می شود گلدان می خشکد و فقط رو به سوی آفتاب میکند تا بلکه کمی گرم شود آرام شود برای ادامه ... من مجبورم زندگی کنم با شعرهایی که گفته نشد و بگذرم از آفتاب زندگیم لیلی

اطلاعات

  • مطالب مشابه پژمردگی
  • کلمات کلیدی آفتاب

آخرین جستجو ها