عارمانِ مجازی..

نوح به بچش میگف ببین پسر من 1000 سال تجربه زندگی دارم! این راه بهترِ.. بعد پسرِ کصخولش میگفته 300 سال اختلاف سن داریم تو حرفمو نمیفهمی :| عا شم خودشو با همین استدلالای تخمیش به گا داد!! نتیجه اخلاقی: به حرفِ باباهاتون گوش بدید :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #925
  • کلمات کلیدی
7 صُبِ من رو مُبلِ خونه عابجی بزرگه لَشَم توله بزرگشون مثه بختک رو من خوابه و عاب دهنش لباسمو خیس کرده، موهاشم تو صورتمه :( مثه چوب خشک شده بدنم کمرم درد میکنه :| در همین وَضعیت تاکید میکنم این زندگی نیست کِ ما داریم..مرسی..عح :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #854
  • کلمات کلیدی
یه مرد بالا ه باس یه روز دست از جر و بحث با خودش برداره.. درونش رو باور کنه و اینو قبول کنه کِ یه عادمیه کِ بیرون و درونش فرق داره! چون کِ هرچی تلاش میکنه نمیتونه اون چیزی باشه کِ هر روز و هر دِیقه داره تلاش میکنه کِ باشه..میفَمی حاجی؟!

اطلاعات

  • مطالب مشابه #817
  • کلمات کلیدی تلاش میکنه
آیت الله ال فرگوسن میفرماید کِ: دقایق عا بازی بود و من زیر لب دعا می کِ زودتر بازی با همین نتیجه تموم شه. ناگهان گل مساوی رو خوردیم. سرمو چرخوندم و دیدم کِ ده ها هزار تماشاگر تیم میزبان عینِ دیوونه ها خوشحالی میکنن و سر از پا نمیشناسن. بعد با خودم گفتم اگر به دعا بود قطعا این تماشاگر ها هم برای موفقیت تیمشون دعا پس چه ومی داره کِ خدا فقط صدای من رو بشنوه و این همه دعا رو نادیده بگیره؟!! پس قرار نیست خدا فقط به من گوش بده. قرارِ عد به مرحله ی اجرا دربیاد.. از همونجا بود کِ تصمیم گرفتم هیچ لحظه ای از زمان مسابقه رو به تقدیر واگذار نکنم و برای تک تکِ لحظه هاش برنامه داشته باشم..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #788
  • کلمات کلیدی
عادمایی کِ در مورد شما نظر میدن دقیقن همونایی هستن کِ واسه تفریح میرن تو پاساژ و پشت ویترین مغازه ها وایمیسن و بدونِ اینکه بخوان چیزی ب ن در مورد اجناس پشت ویترین نظر میدن! تهشم میذارن میرن! اونا واسه گذروندن وقت و تفریح این کارو میکنن، پس ما احمقیم اگر بخوایم بهشون گوش بدیم و وقتمونو واسشون تلف کنیم..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #603
  • کلمات کلیدی
گفتم: اسمت چیه؟ گف: عارزو :) گفتم: خسته نمیشی انقد همه میکننت ؟ :| چنتا فوش داد پاشد رف بی جنبه :/ خب اولن کِ من دوروغ نگفتم کِ! هرکی رو میبینی میگه من "عارزو میکنم" فِلان، یا میگه من "عارزو " بیسار :| بعدشم تخصیر خودش بود اومد نشست سر میز سر صحبتو با من باز کرد و حواس منو از چیزبرگرِ عزیزم پرت کرد :||

اطلاعات

  • مطالب مشابه #604
  • کلمات کلیدی عارزو
درِ خونه رو باز ، دیدم اوپس!!! خونه شخم زده شده !! یه چن دیقه طول کشید تا بفهمم اومده تو خونه :| هرچی کِ برام مهم بود رو برده بود ! عطر و ادکلنا؛ حتی شیشه های خالیِ عطرا!!! ساعت مچیا، کتونیا، کلاها، دستبند فرندشیپا، گردنبندا، پلی استیشن حتی، پول، چک و.. :| خیالم نبود چون همه ی اینا رو میشه باز گرفت اما ناراحتیم واس خاطرِ اون یادگاریایی بود کِ دیگه هیچی نمیتونه جاشو برام بگیره..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #590
  • کلمات کلیدی خونه
عابجی بزرگه: عارمان میای خونه ی ما لباس عاستین بلند تن کن :| من: چَرا؟ عابجی بزرگه: فاطمه 1 هفته اس گیر داده میگه منم میخوام مثه دائی رو تنم نقاشی کنم :/ من: گو خورده :| خودم میام باهاش حرف میزنم :/ عابجی بزرگه: اصن میخوای خونمون نیای؟ :دی من: گو نخور :| عابجی بزرگه: حسساااام {شوعرش} این به زنت فوش میده :( صدای حسام: حتمن حقت بوده دیگه :)) من: ای جوووونم. داماد خودمههه :)))))) عابجی بزرگه: جفتتون بی شعورید :(( بوق بوق بوق بوق..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #549
  • کلمات کلیدی بزرگه ,عابجی ,عابجی بزرگه
یه عنی هم هـَ خیلیاتون شاید بشناسیدش! این بنده خدا خیلی حسِ زرنگی بهش دس داده بوت مثلن اومده بود واس ما زیر و رو بکشه!!! الان اسمشو اینور اونور دیدم یادش افتادم! میخواستم عَـ همین تریبون بش بگم: عـَ همون روز اول شناختمت چوپان جون! به روت نیاوردم کِ هر روز کِ میای دروغ میبافی واسم بیشتر وجدانم راحت شه کِ چرا ازت متنفرم.. عـَرِه..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #534
  • کلمات کلیدی
میدونم الان اینی کِ میگم قشنگ نیس و بدتون میاد :| اما خو باس بگم.. وخ نمیکنم وب ی رو بخونم. یا برم کامنت بذارم واس ی. اگه ی هـَ کِ هنو تو بازیایِ وبلاگیِ "من برم کامنت بذارم کِ اون کامنت بک بده" اسیره عـَ الان تکلیف خودشو بدونه کِ عـَ من ع گرم نمیشه و الکی بیخود زحمت نکشه! بقیه هم اگه حس میکنن یه وخ نمیرم سر بزنم به وبشون بی احترامیه و اینا به چپم :| خلاصه ی احساس اجبار نکنه تو بود و نبود و خاموش و روشن بودنش :| +دیگه عذرِ تخصیر :/ گشادیم به حدِ پارگی رسیده و اصن حس نداشتم کامنتارو جواب بدم. ولی ن کیونمو جم همشونو خوندم بعدش تایید :| اگه یه موقه سوالی چیزی کرده بودید و نیاز داشت کِ جواب بدم و ندادم ببخشید :| بذارید به حساب گشادیِ مفرطم.. ++زین پس در حد توان و جز در مواقع ضروری از دادن هرگونه کامنتی بپر د.

اطلاعات

  • مطالب مشابه #522
  • کلمات کلیدی کامنت ,کامنت بذارم
خیلیم دوس دارم وختی مُردم رفتم اونور به خدا بگم: میشه فقد واسه یه روز جامونو عوض کنیم من بشم خدا تو بشی عارمان :| بعد اگه قبول کرد؛ تو اون یه روز هر عارزویی داش واسش برعاورده کنم کِ بهش غیر مستقیم این پیامو رسونده باشم: باباجون! تو خ ن تی! اگه تو کِ همه چی داری به بندت نرسی پَ کی باس برسه.. عه..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #518
  • کلمات کلیدی
یکیم نی با احساساتش بازی کنم فردا روز یکی ازم پرسید ”تالا ی رو کُشتی؟” ، به افق خیره شم یقه ی پ ومو بدم بالا، یه پُکِ عمییییق به سیگار بزنم تو نسیمِ سوز داری کِ داره میاد دودو بدم بیرون بگم: ”نه! ولی با احساساتِ یکی بازی ..” خیلی کلاس داره ن :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #508
  • کلمات کلیدی
اینکه تو هیچ ورزش گروهیمون نتونستیم تا حالا رو قله ی دنیا وایسیم و جشن بگیریم، در عوضش تا دلت بخواد تو ورزشای تک نفره قهرمان داریم عـَ نظر شوما معنیِ خاصی نداره؟!! +نظر خودم: یک ایرانی دوس داره فقد خودش از همه بالاتر باشه، بدونِ هیچ شریکی..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #489
  • کلمات کلیدی
ترافیک زیاد بود. ماشین جلوئیِ هم مثه لاکپشت داش میرف. شیشه هاشم 100 درصد دودی هیچی توش معلوم نبود. دستمو گذاشتم رو بوووق. سرمو عاوردم بیرون چنتا فوشِ عابدار نثارش . یهو دیدم 4 تا گولاخ تپه عـَ ماشین اومدن پائین.. هیچی دیگه الان خوبم.. فقط دوتا از انگشتام مو برداشته الان دستم تو گچه :| لب پائینی هم 3 تا بخیه خورده :| پایِ چشم راستم هم قده یه توپ پینگ پنگ باد داره و کبوده :| و در کل احساس کوفتگی در تمامی نقاطِ بدنم حس میکنم :| حالا من همه جا گفتم زدم 4تاشونو پ ر ، بالا ه 4 نفرو میزنی شتک میکنن 4 تا هم میخوری ولی جز اون یه مشتی کِ تو دماغ یکیشون زدم و طرف شتک کرد وسط خیابون دیگه 3 تایِ دیگه بهم فرصت ندادن کاری کنم و مثه سگ کتکم زدن عـَ شومام ی پرسید بگید زده..عَرِه..خوبیت نداره حقیقتو بفهمن +یوخده ریکاوری کنم بعد کامنتارو تایید میکنم :دی

اطلاعات

  • مطالب مشابه #492
  • کلمات کلیدی
حسِ اون وختی کِ صب پیام میده "دارم میرم یونی..چشم..کم عارایش میکنم..مانتو تنگ نمیپوشم..ماشین شخصی سوار نمیشم..فقد تا ی..به هیچکدوم از همکلاسیای پسرم هم سلام نمیکنم..به هیچکدومشون هم برگه و خ ر نمیدم، چششون کور خودشون میاوردن اصنش ^_^..بعدازظهرم منتظر میمونم تو بیای دنبالم "

اطلاعات

  • مطالب مشابه #480
  • کلمات کلیدی
دوس ندارم فاز منفی بدم اما شما خدای جذ ت هم باشی و به یه خدای جذ ت دیگه حس پیدا کنی و احساس عشق و عاشقی کنی، وختی باهاش رفتی زیر یه سقف عشقتون به لجن کشیده میشه و تهش یا باس بقیه ی زندگی رو تحمل کنی یا جدا شی.. دیگه جذاب تر از برد پیت و عانجلینا کِ نداریم..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #486
  • کلمات کلیدی خدای جذابیت
حذف شد! +پست قشنگی بود اما خب حذف شد :| ++شنیده ها هاکی از اونه کِ یکی داره پُشتِ سرم گوخوری میکنه تو وب دوستام! بات نات پِرابلم! بذار اون گوشو بخوره! دوستا هم اگه واقن دوست باشن میدونن با این عادمِ پلشت چه برخوردی کنن! اگرم دوست نباشن کِ کیونِ لقشون هر فکر و خیالی خواستن میتونن ن دربارم! موفق :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #449
  • کلمات کلیدی
این عادمایی کِ همیشه اتو کشیده و کت شلواری و تر و تمیزن. اینایی کِ همیشه صورتشون تراشیده اس یا ریششون عانکارد/عانکادر شده. اینایی کِ احوال پرسیشون خیلی لفظ قلمه و 2 ساعت سلام و حال و احوالشون طول میکشه. اونایی کِ همیشه دستمال تو جیبشون دارن کِ به جای دستشون با دستمال عرق پیشونیشون رو خشک کنن. اینایی کِ همیشه یه خودنویس تو جیب پیرهنشون هست. اونایی کِ هر رو دکمه ی سرعاستین جدید میبندن.. بسه.. برم یه قرصِ ضد اسهال بخورم :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #437
  • کلمات کلیدی اینایی
رفته بودیم اُستادیوم فودبالو ببینیم. نیمه اول تموم شد حوصلمون سر رف بلند شدیم رفتیم بیلیارد بازی کردیم :| الانم کِ اطلاع دادن بازی مساوی شده :| واقن باس تکرار کنم کِ تو ایران 2 تا چیز هیچ وخ درست نمیشه: اولیش فودبال دومیش هم بقیه چیزا :|

اطلاعات

  • مطالب مشابه #444
  • کلمات کلیدی
خیلیام مثه شنبه میمونن! ینی هر وخ میفَمی قراره پیداشون شه افسردگی میگیری :| +دوستانِ جان! مطالب با استفاده از امکانِ "ارسال در عاینده"ی ارسال میشن! اگه یه موقه میاید میبینید کامنت دادید و تایید نشده، اما مطلب بعدی ارسال شده بدونید داستان چیه! خب؟

اطلاعات

  • مطالب مشابه #414
  • کلمات کلیدی
پسر کِ باشی باباها هیچ وخ بهت نمیگن "دلم برات تنگ شده"، هیچ وخ نمیگن "نگرانتم"، هیچ وخ نمیگن "حواست به خودت هس؟! به خودت میرسی یا نه؟!"، هیچ وخ نمیگن "دوستت دارم" هیچ وخ نیمگن "قربون قد وبالات برم" و.. اما جای همه ی اینا دو کلمه برات اس ام اس میکنن: "چطوری پسر؟!" کِ همه ی اون جمله ها توشه..

اطلاعات

  • مطالب مشابه #419
  • کلمات کلیدی نمیگن

آخرین جستجو ها