دنیای جادویی پونی کوچولو

هرکی میخواد بگه ادرس شعبه دوم بهش بدم شعبه دوم ازمایشی هست یعنی اگه بازدید نداشته باشه یا مطلبی توش نباشه حذف میشه دوست دارید نام کاربری و رمز بدید تا توش نویسندتون کنم یا نام کاربریتون بدید تا براتون دعوت نامه بفرستم اصلا بیخیال برای ورود بکلیک

اطلاعات

عزیزم پرسیده بودی برای نویسنده شدن باید چیکار کنی اما چون نظر خصوصی فرستاده بودی نتونستم جوابتو بدم برای همین تو این پست بهت میگم برای نویسنده شدن فقط کافیه یه نام کاربری و رمز عبور بگی و بگی اسمتو چی بنویسم بعد باید بری به این آدرس: و نام کاربری و رمزتو اونجا بنویسی اما وقتی نام کاربریتو نوشتی اینم کنارش بنویس که معلوم بشه نویسنده ای: pony-tina@ بعدش وارد شو همین

اطلاعات

یکی بهم گفت این همه روح از کجا اومده؟ جوابش اینه مارتا با این که فقیره ولی خیلی کارا میتونه ه وقتی مرد رفت تو قبرستون و به همه ی روح ها گفت اگه کمکش کنن خوشبختشون میکنه( میتونه دیگران و خوشبخت کنه ولی خودش و نمیتونه ) اونا هم قبول کمکش کنن

اطلاعات

سلام تورو به حضرت زهرا قسم ممتن رو نخون اول یه آرزو کن. دختری در تهرانم سرطان دارم.شبی در خواب حضرت زیتب را دیدم در گلوم اب ریخت و شفا پیدا .ازم خواست اینو به 7 نفر بگم.این پیام دست کارمندی افتاد اعتقا نداشت کارشو از دست داد،به دست دیگری افتاد عمل نکرد پسرشو از دست داد.1نفر عمل کرد20 میلیون بدست آورد .اگه به زینب س اعتقاد داری به 7 نفر بفرست اگه تا 7 روز معجزهذ نشد به این خط تماس بگیر 09309881975 اسمم مهسا قسم دادم کپی کنید بعد از 28 دقیقه ی بهت زنگ که انتظارشو نداری.

اطلاعات

امروز مرویس داشت با مامان جدیدش که اسمش استار هست میرفت مدرسه تو راه مدرسه: استار : مدرسه رو دوست داری؟ مرویس : اره اره عالیه استار : چیزی شده؟ مرویس : نه چیزی نشده استار : تو مدرسه دوستی داری؟ مرویس : هنوز پیدا ن استار : اخیییییییی پیدا میکنی ناراحت نباش مرویس : امیدوارم استار : معلما........... مرویس وسط حرف مامانش : معلومه معلما عالین من خیلی دوستشون دارم اصلا ایراد ندارن خیلی گلن استار : چه خوب کم کم به مدرسه میرسن استار: فکر کنم باید بری مرویس : د......درست.....درسته استار : پس بای مرویس : صبر کن استار : چی شده؟ مرویس : میشه وقتی کلاس تموم شد دنبالم نیای؟ استار : باشه بای مرویس: بای مامان جیل و ژولیت و جولیا و سامانتا میان پیشه مرویس جیل: میبینم که با ترس اومدی مدرسه مرویس : دست از سرم بردارین بعد میدوعه سمت کلاس جیل و دوستاشم دنبالش میرن جیل : مگه نگفتم اگه بازم بیای اینجا حسابت و میرسم؟ مرویس : اینجا مدرسه ای هست که من میام تا درس بخونم شما هم مدیر و........نیستی که بخوای بهم گیر بدی جیل : باشه فقط بزار زنگ تفریح بخوره کم کم همه ی بچه ها میان و درس شروع میشه یک ساعت میگذره و زنگ تفریح میخوره مرویس با سرعت از کلاس بیرون میره و جیل و بقیه هم دنبالش میرن ا ش مرویس و میگیرن جولیا دست های مرویس و میگیره تا فرار نکنه جیل از کیف مرویس یه نامه رو بر میداره و : این چیه؟ مرویس : بزارش سر جاش جیل : گفتم این چیه؟ مرویس : نامه ای هست که مادر واقعیم بهم داده بود.میدونست که ممکنه نتونه تا بزرگی های من پیشم باشه برای همین اون نامه رو نوشت که به یادش باشم جیل : اخیییییییی ولی دیگه نمیتونی بعد نامه رو کرد جولیا هم دست ها ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه بیچاره :(
  • کلمات کلیدی مرویس ,استار ,نامه ,مدرسه ,امیلی ,کلاس ,چیه؟ مرویس ,مادر واقعیم ,دنبالش میرن ,ناراحت نباش ,داری؟ مرویس
الان یعنی 20 ابان تولد رینبودش اسپارکل(فاطمه) جون تولدت مبارک فاطمه ایشاالله 100000000000000000000000000000000000000000000000 ساله بشی اینم جشن غافلگیریییی بریم جشن شروع کنیم فضای کل جشن: کیک: اینم بقیه خوراکی های جشن: اینم نوشیدنی ها: قهرمان رینبودش هم با بدبختی کشوندم اینجا:

اطلاعات

مبارک مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک پانته آ جوووووووووووووووووووووووووووووووووووون لگد جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااا تو آپا هم تقدیمی داری تقدیمی

اطلاعات

  • مطالب مشابه تفلدت مبالک:)
  • کلمات کلیدی مبارک ,تولدت مبارک ,مبارک تولدت ,مبارک تولدت مبارک
راستی اینارو از توی تست پونی برداشتم حالا حدس بزنید تست دادم کی شدم؟ بله عشقم توایلایتتتتتتتتتتتتتتتتت! you are a complete bookworm and spend time with friends. you are super determined to find what your true destiny is. you have many friends who mean the absolute world to you. you would do anything for them. the whole world depends on you and your best friends. ترجمه: شما یک یکه به کتاب علاقه مفرط دارد کامل هستید و با دوست ها وقت را صرف می کنید . شما مافوق تعیین می شوید بی د آنچه سرنوشت درستتان است . شما دوست هایی بسیاری دارید که به شما جهان را مطلق معنی می دهند . شما برای آنها چیز انجام می دهید . تمام جهان شما و بهترین دوستانتان وابسته است . برای تست دادن بکلیک

اطلاعات

سلام سلام میدونم خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی وقت بود نبودم بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخـــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد! از امروز برنامه ریزی و فعالیتم رو اینجا هم ادامه میدم ^____^ بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای @_@

اطلاعات

بچه ها هر کی میخواد میتونه نویسنده ی وبم بشه (: حتی اگه خیییییییییییییلی کم پست بزاره یا فقط بتونه تابستون بیاد (: فعلا میخوام مدیر انتخاب کنم (: برای همین میگم (: محلت تا ا آبان (: ی نتونست اشکال نداره هر وقت خواست بگه نویسندش کنم (: تمام (: آدرس وبم: ponyblog - مطالب دیجی پون3 - پونی بلاگ

اطلاعات


اطلاعات

بچه ها خبرررر رینبو دازل گروه زددددده تو تلگرام منو دوستاش توش ادمینیم هر کى خواست عضو شه بهممم بگه راستى این کانال مخصوص پونیه از رینبو دازل پرسیدم که چرا دیگه نمیاى آپارات و وب؟؟؟ گفت دیگه تلگرامى شدم!!!!!!

اطلاعات

نههههههههههههههههههههههه چرا همه دارن از نت میرن؟؟؟؟ اول فلاتردش بعد اسکوتی کارا؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه قرار باشه شما هم از نت برید منم همین الان میرم تعجبی نداره چون 4 ساله که دیگه همه ی دوستام از نت رفتن! نههههههههههههههههههههههه چرا؟؟؟ اگه واقعا به دوستیتون وفا دارید و میتونم بهتون اعتماد کنم و هیچ وقت نمیرید توی نظرات بگین

اطلاعات

خب منم گفتم داستان بزارم راستی تو این داستان رینبودش مادر و پدرش هستن از اونجایی هم که معلومه رینبودش شخصیت اصلیه خلاصه داستان: در راهرو های دبیرستان ویلتون موجودی عجیب پرسه میزند، موجودی با موها و پنجه های بسیار تیز... و دندان های دراز و نوک تیز... موجودی واقعا وحشتناک... موجودی که بچه های جدید مدرسه را اصلا دوست ندارد. اینم ع ش: به زور ع گیر آوردم. برین ادامه برای قسمت اول راستی همه قسمتا از زبون رینبودشه

اطلاعات

بابا چرا با من دعوا دارین ؟ این پست چیه مدیر؟ چی دارم میبینم؟ این نظر برای اینکه کدوم داستان رو بنویسم داده شده! دیگه نبینما! راستی اسم رو سانسور ! فقط از مدیر کمال تاسف رو دارم چون این پست مال پونی نیست یکشنبه ۱۸ مهر۱۳۹۵ ساعت: 21:51 توسط: طهورا همشون چرطه پاسخ: چرا؟؟؟ وا چرا چرته؟؟ دیگه از این حرف ها نزن! وب سایت ایمیل به نظرتون کدوم داستانم رو بنویسم؟؟

اطلاعات

  • مطالب مشابه چرا؟؟
  • کلمات کلیدی
بچه ها من رفتم رویای مرگ 2 از اول خوندم و فهمیدم خیلی بی مزه نوشتمش حتی تو یکی از قسمتا سانست و رینبودش ه شدن ولی تو دوتا قسمت ا بودن میخوام بدونم به نظرتون دوباره از اول بنویسمش؟ ولی باحال تر و هیجان انگیز تر شاید موضوعش هم عوض کنم جواب یادتون نره که خیلی مهمه

اطلاعات

ورزش درس مورد علاقه منه(البته یجورایی درس نیست)هفته پیش معلممون گفت فردا(چهارشنبه)ورزش داریم،پنج دیقه نگذشته ناظممون اومد گفت چهارشنبه از ساعت 8 تا 12 اردوییم یعنی ورزش بی ورزش:(اما دیروز معلممون دوباره گفت ورزش داریم همه دست جیغ هورااااااا ولی...برو ادامه

اطلاعات

سلام مى خوام نتایج مسابقرو بزارمممم

اطلاعات

عنوان که خوندی،من به چه زبونی به این بارانا لایت شای بگم کاراش فایده ای نداره؟؟؟؟؟؟؟ اصلا نمیفهمم مشکلش چیه؟ http://pony-tina. /comments/?blogid=pony-tina&postid=425&timezone=12600 یا توهمون نظرات پست مهم من http://pony-tina. /post/425 هرکی حوصلشو داره به این بفهمونه دوستی بی معنی نیست و هیچوقت نابود نمیشهههههه معلوم نیست چشه که هی میخواد دوستی نابود کنه

اطلاعات

من الان قیافم اینطوریه: بخاطر این:خصوصیات متولدین اسفند بسیار حسّاس و رؤیایی ، دارای حسّ ششم ، خیلی ظریف و نرم عمل میکند اهل آرامش و ملایمت ، همیشه موافق ، سازش کار و دارای تخیّلات شدید اصلاْ واقع بین نیست ، سازگار ، زود رنگ عوض می کند ، احساساتی قابل انعطاف ، دارای افکار غیر واقعی و غیر منطقی ، بسیار متین و آرام کم عصبانی می شود ، مهربان ،علاقه مند به موسیقی ، عاشق صلح و آرامش کم انرژی ، ساده لوح ، پول دوست ، مرموز ، داستان پرداز قوی نیکوکار خج ی ، خواستار تشویق و حمایت ، زود رنج ، از نظر جسمی ضعیف دو دل ، ترسو ، خیلی حسود ، باریک بین و دقیق ، خیالباف ، نا امید اهل نامه نگاری ، علاقه زیادی به جشن تولّد ، یا منفی کامل است یا مثبت کامل دارای صبر ایّوب است ، گاهی اوقات واهی و پوچ گر ، نازنین ولی ناقلا اهل معنویّات ، به دخترانش علاقه زیادی دارد ، غم گرا ، خواستار نوازش احساس آرامش می دهد همش درست بود یعنی همههههه

اطلاعات

  • مطالب مشابه چطور ممکنه؟
  • کلمات کلیدی داراي ,آرامش ,علاقه زيادي
بچه ها من اومدم

اطلاعات

دردسرای من تمومی نداره از یه طرف مدرسه از یه طرف همه وبام از یه طرف رویای مرگ 2 از یه طرف این یارو بارا لایت شای حالا بیخیال اینا اومدم بهتون بگم ممکنه تا عید نتونم داستان بنویسم اخه اصلا فکرشم نمی درسای شیشم انقدر سخت باشه تازه شاید فردا مجبور باشم همه 9تا کتاب ببرم فقط حالا حالاها انتظار ادامه نداشته باشید راستی اینم پستر جدیدش شاید هم زود بزارم اصلا معلوم نیست تازه تو دوتا قسمت ا داستان سوتی دادم بدجوررررررر دیگه بای

اطلاعات

خب همونطور که از عنوان دیدید ع های خوشگل توایلایت تقدیم به مدیر جون مدیر جون سعی بهترن هاش رو برات بزارم مدیر شما که توایلایت رو دوست دارید من اون رو ملکه ی خورشید و کیوتی مارکش شد این: مدیر از من راضی هستی؟؟؟

اطلاعات

به دلیل مدرسه(که فرداس)به همگی هم تبریک میگم هم تسلیت برای همین طنز مدرسه اوردم: خارج از مدرسه (کافه) تقلب (چشمهایم برای تو) روز امتحان (روز واقعه) زنگ زیست (معنی عشق) کیف مدرسه (محموله) اولین ی که معلم از او میپرسد (قربانی) نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم) معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان) زنگ تفریح (حمله به تو ) مدیر مدرسه (پدر سالار) پنج شنبه (خانه دوست کجاست) جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز) میز آ (بهشت پنهان) پای تخته (قتلگاه) ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی) کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه) تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی) نمره ۲۰ (آرزوی محال) گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است) امتحان شهریور (شانس زندگی) فضول کلاس (کارآگاه ویژه) معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی) بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن) شب امتحان (وصیت نامه) قبولی شهریور (بازگشت به خانه) تقلب (بی تو هرگز) زنگ کلاس (دیدار ارواح) مدرسه (چوبه دار) زنگ ورزش (امید دانش آموز)

اطلاعات

  • مطالب مشابه تسلیت عرض میکنم
  • کلمات کلیدی مدرسه ,آموز ,دانش ,خانه ,معلم ,تقلب ,دانش آموز ,مدیر مدرسه
بچه ها من یک دوست دارم به نام سحر در واقع اون دوست دوستم فلاتردشه خب حالا من از زبان سحر میگم: یکی هست به نام بارانا لایت شای. الان اسمش عوض شده قبلا همه به میدنایت دازل میشناختنش. اون 4 تا وب رو بخاطر اینه توی پست ثابتشون نوشته بودن نکنین کرده من ( سحر ) و فلاتردش و اپل وین جلوش وایسادیم اما... اول از همه اپل وین رو بد نام کرد.. بعد فلاتردش رو کرد... منم از دستش فرار و اسمم رو به کلی عوض تا پیدام نکنه حتی مجبور شدم ایمیلم هم عوض کنم! برای همین دیگه ایمیلم رو نمی نویسم! حالا تقریبا منو پیدا کرده و سعی میکنه از طرف من نظر بد بزاره تا منو بد نام کنه لطفا نشر کنید

اطلاعات

سلام دوباره امروز اومدم با یک مسابقه هیجان انگیز! مسابقه ساخت پونی! باید براش اسم و فامیل بزارید و لباس بپوشونید و..... باید پونی که میسازید یک ع از پونی بودنش باشه یک ع از انسان بودنش باشه خب دقت کنید که: موهاش بلند و شیک باشه 3 امتیاز موهاش چند رنگی قشنگ باشه و رنگ هاش به هم بیان 4 امتیاز رنگ موهاش روشن باشه 3 امتیاز رنگ پوستش به لباس و موهاش بخوره 2 امتیاز چشماش هم به رنگ پوست و مو و لباسش بخوره 3 امتیاز لباسش بلند و قشنگ باشه 4 امتیاز کف شیک باش 1 امتیاز در کل 20 امتیاز محلت: تا روز چهار شنبه 7 / 7 / 1385 موفق باشین

اطلاعات

امروز دوباره بارانا لایت شای از طرف دوستم سحر یه نظر تهدید آمیز برای وب داده نظرش اینه: فکر میکنید اینجوری میتونید از دست من خلاص بشید؟؟؟ هه! انگار مثلا میتونید وبای دیگه رو نجات بدین. انگار نمی فهمین دوستی نابوووووووود میشه نابود!!!!!!!!!! من و گروهم بازم به کارم ادامه میدم هیچ نمیتونه جلوی گروه ضد دوستی ما رو بگیره ا ش میبینید! حتی میتونم تو رو به ی چالش مهم دعوت کنم! اگه شما بردین ما سایت هامون رو برای همیشه متوقف میکنیم اگه ما بردیم شما برای همیشه نابود میشین قبول میکنی یا ترسو و سوسولی؟؟؟؟ و اما..... گروه ضد دوستی؟؟؟؟؟؟ با این جوری که توصیف کرد من دارم نگران میشم از کی این گروه وجود داره؟؟؟؟ تا کی میخواد به کارش ادامه بده؟؟؟؟ و....... فقط سه کلمه... کلمه ی اول: کلمه ی دوم : مراقب کلمه ی سوم: باشید باید اعلام کنم داره جنگی بین گروه های دوستی و ضد دوستی درست میشه که خیلی بده!!!!! مواظب خودتون باشین

اطلاعات

  • مطالب مشابه تهدید
  • کلمات کلیدی کلمه ,گروه ,برای همیشه
قسمت پنجم رو آوردم توجه این خیییییلی مهمه! اما زود زود زود برید ادامه میخوام بد جوری ایزتون کنم! اما ممکنه اولش ترسناک باشه! زود برید ادامه دیگه! فقط خواهشا نظر بدین مدیر شما هم بگین من این دفعه خیلی نوشتم خیلی زیاد دستم خیلی درد می کنه ولی چون مهم بود برای شما نوشتم پس لطفا نظر ها به 3 تا برسه خواهش میکنم خب دیگه بای

اطلاعات

مورد توجه نویسندگانى که نمیدونند چه شکلى مطلب بزارند ١-برید تو . ٢-وقتى میخواستید نام کاربرى رو زدید کلمه ى pony-tina@ رو بهش اضافه کنید که مشخص بشه نویسنده اید. ٣-رمزتون رو بزنید و اگه اشتباه بود چند بار دیگه امتحان کنید و متمعن بشین درسته. ٤-وقتى تونستید وارد شید علامت مطلب جدید رو بزنید و هر مطلبى که میخواهید رو بنویسید. تموم شد

اطلاعات

بالا ه از مسافرت برگشتیم مسافرت ل کننده ای بود لبتاب که اصلا نت نداشت مامان و بابام هم گوشیشون نمیدادن بیام نت اما بالا ه برگشتیم تهران و قراره باز پست بزارم راستی از رینبودش جون ممنونم که نزاشت تو مدتی که نبودم کمبود پست نداشته باشیم بای

اطلاعات

  • مطالب مشابه برگشتم
  • کلمات کلیدی
سلام! من رینبودش نویسنده جدید هستم! خیلی از مدیر ممنونم که منو نویسنده کرده! خب حالا اگه اشکالی نداشته باشه میخوام چندتا نکته بگم: - نظر بدید تا هم مدیر رو خوشحال کنید هم من - خوش باشین - با لبخند وارد و خارج شوید! خب حالا دیگه باید برم خ ظ

اطلاعات

بچه ها من یک داستان مهم به اسم عنصر شب دارم مینویسم توی اولین درخواست نویسندگی ام به مدیر جان گفتم توی این داستان بچه های کابوس هم میبینید! با ع و مدرک! این داستان مربوط دو دنیای پونی ها و انسان هاست! قسمت اولش هم توی ادامه هست اگه خوب بود بگید ادامه ادامشم بنویسم پس زود برین ادامه!

اطلاعات

  • مطالب مشابه داستان!
  • کلمات کلیدی داستان
معلومه خیلی وقته خودش تنهایی کار هاش رو انجام میده دازلینگ تو بچگی به شکل انسان چیییی ؟؟؟ این توایلایت2 کلا با همه مشکل داره! یا حضرت خنده توایلایت پری دریایی چرا موهات رو با چنگال شونه میکنی؟؟؟ کی این لحظه از فرندشیپ گیمز رو یادشه؟؟ رریتی توی بچگی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ وااا! بیچاره معلم! خب دیگه تمام!

اطلاعات

سلستیا در حال چک نامه هایش بود. صدا هایی از بالای سرش که اتاق لونا بود شنیده شد. سلستیا اهمیتی نداد و دوباره به چک نامه ها مشغول شد. صدا ها بلند تر شد ، صدای شلیک و برخورد شمشیر . سلستیا با وحشت بلند شد که سقف جلویش فرو ریخت . لونا درست روبه روی سلستیا قرار داشت ، آرام سرش را بالا آورد. چشمانش سرخ بود و زیر آن ها چال افتاده بود . لونا با صدای وحشتناکی گفت: این بار میکشمت! سلستیا که خیلی ترسیده بود گفت: مگه من چیکار ؟؟ لونا غرشی کرد و شمشیرش را به صرف سلستیا پرتاب کرد! شمشیر درست کنار سر سلستیا بر خورد کرد و ص ریز شنیده شد. دقایقی قبل در اتاق لونا.... لونا: ررررررر فففف پشه: ویززززززززززز لونا دستش را در هوا چرخی داد تا مگس را دور کند. پشه:ویززززززززززز لونا اخمی کرد و دستش را محکم تر تکان داد. پشه:ویززززززززززز لونا چشمانش را باز کرد و به مگس خیره شد ( )و سعی کرد او را با دست بگیرد اما موفق نشد. پتو را برداشت و به مگس حمله کرد ولی مگس خیلی سریع تر بود . چشمان لونا به تفنگ روی دیوار افتاد. جستی زد و تفنگ را برداشت و به مگس شلیک کرد( ) ا ما بی فایده بود. لونا شمشیرش را از زیر تخت بیرون آورد و به جان مگس افتاد! در ا مگس روی زمین نشست. لونا: دیگه کارت تمومه! سپس پرواز کرد و با شتاب به سمت مگس رفت و شمشیرش را روی آن کوبید! سقف فرو ریخت و لونا وسط سالن اصلی افتاد. آرام سرش را بالا آورد مگس درست کنار سلستیا روی دیوار نشسته بود! لونا با ص وحشتناک گفت: این بار دیگه می کشمت! لونا شمشیرش را بالا آورد و به سمت مگس پرتاب کرد و مگس به افسانه ها پیوست.... خخخخخخخخخ منبع:http://pony-sp.mihanblog.com

اطلاعات

  • مطالب مشابه فقط بخونید و بخندید
  • کلمات کلیدی لونا ,سلستیا ,شمشیرش ,آورد ,افتاد ,ویززززززززززز ,ویززززززززززز لونا ,بالا آورد ,لونا شمشیرش ,درست کنار ,اتاق لونا

آخرین جستجو ها