پایگاه تصفیه روح

سلام بچه ها ، یادمه ترم تابستونه گرفته بودم سال 1388 ریاضی با خانم والی پور کلاس مختلط بود ، رفقای شوخم هم باهام بودن رفتم کلاس ، دیدم هنوز خانم والی پور نیومده بود ، دخترا 4 ردیفه جلو رو گرفته بودن ، ما پسرا هم 4 ردیف صندلیای آ رو گرفته بودیم و بین ما و دخترا 2 ردیف صندلی خالی بود ، خلاصه وارد کلاس شدم دیدم دخترا دارن خودشونو آماده میکنن برا درس ، پسرا هم دارن عین اسب میخندن ، به حسین گفتم سلام ، هان؟ جریان چیه؟ از بس داشت میخندید نمیتونست جواب بده فقط با دستش اشاره کرد به محسن(خلافه کلاس) دیدم محسن خیلی خونسرد بدون خنده داشت دخترارو دید میزد و دستشو گذاشته بود رو کتاب منم خود به خود از خنده ی بچه ها خندم گرفت ، به محسن گفتم د جون بینم جریان چیه بااا دیدم لای کتابو باز کرد ، یه دونه قورباغه مرده ی نیمه خشک شده بود ، یذره تف کرده بود رو قورباغه که بو گندش بلند شه گفت بچه ها حالا اینجارو داشته باشین ، قورباغه رو پرت کرد زیر پای دخترا ، کم کم بعد از 5 دقیقه یکی از دخترا هی بو میکشید ببینه این بوی گند از کجا میاد ، تا اینکه زیر صندلیشو دید یهو جیغه بلندی کشید داد زد قورباغهههههههههههههههههههههههههه یهو همه دخترا جیغ کشیدن فرار از کلاس رفتن بیرون ما ته کلاس روده هامون داشت میومد بیرون از خنده بعد یهو دخترا گروه گروه اومدن سرک کشیدن تو کلاس که نمیدونستن بیان کلاس نیان کلاس!؟ چون تمام اسبابو وسایلشون داخل کلاس بود یهو محمد پرید با کف پاش قورباغه رو انداخت بیرون باز دخترا جیغ کشیدن فرار ، منو بچه ها اون ته ی از خنده بعد دخترا یکی یکی با اضطراب میومدن کلاس ... قیافه ها همه این شکلی > محسن دستشو ...

اطلاعات

سه چار روز پیش طرف از رادیو سلامت اومد جلومو گرفت ، گفت سلام آقا شما ورزش میکنید؟ گفتم : علیک ... خیر گفت موقع بیکاری کجا میری؟ گفتم : قهوه خونه عمو حیدر تو طالقانی دو سیب میکشم موقع رفتنش گفتم آقا کی پخش میشه گفت گمشو تا شوتت ن

اطلاعات

این پدرو مادرای جدیدو دیدید تا دوسه قطره چایی داغ میریزه رو دست بچشون ، جیغو داد میکنن و پونصد بار محل سوخته شده رو بوس و نوازش میکنن که مبادا بچه دردش بیاد؟ والا من بچه بودم یه بار افتادم تو دیگ حلیم ، کل هیکلم سوخت بابام گفت داد نزن بچه ، مگه چی شده؟ پس آتش جهنمو میخوای چیکار کنی تو مامانمم تا 3 روز کتکم میزد برا اینکه همسایه ها بش گفتن حلیم مزه پسرتو میده

اطلاعات

ترکه میره یوم به بغل دستیش میزنه و میگه عجیبه ها!!! یارو میگه چی عجیبه؟ میگه 100 هزارتا تماشاگر ، 22 تا بازیکن ، 100 تا انتظامات ، 15 تا نظافتچی ، 3 تا داور ، 3 تا 4 تا برانکاردچی ، 38 تا رو نیمکت ، 16 تا خبرنگار ، 32 تا عکاس و.... یارو : هووووو د حرفتو بزن دیگه میگه گنجشکه رید رو سر من

اطلاعات

  • مطالب مشابه آمار
  • کلمات کلیدی
دردو دل دخترا : کم اوردم رهاجون ، احساس میکنم آ ایه عمرمه عشقم... واسه زندگی دلیلی ندارم دیگه دارم میمیرم رها : وای نه عشقم این حرفو نزن ، قول میدم همه چی درست میشه سی سی جونم... بوس بوس عشقم غصه نخوریا فداتشم من باهاتم دردو دل پسرا : دهنم سرویس شد ممد اصن چند وقته زندگی داره زرتو زرت بم رکب میزنه ، موندم چه گوهی بخورم ممد : به درک میخواستی گوهه اضافی نخوری ، بیچاره هنوز اولشه ، واسا دهنت آسف ه

اطلاعات

ی برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر اونو رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاد اون جوون تو کار خودش موند و پیش یکی از اساتید خودش رفت و با خج گفت : تو سن یک سالگی بابام فوت کرد و مادرم برا اینکه ج زندگیمون رو تامین کنه ، تو خونه های مردم رخت و لباس میشست حالا دختری که خیلی هم دوسش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با منه نه فقط این ، بلکه این گذشته مادرم منو خج زده کرده به نظرتون چکار کنم!؟ بهش گفت : از تو خواسته ای دارم برو خونه و دست مادرتو بشور ، فردا بیا پیشم بت میگم چیکار کنی و جوون به خونه رفت و اینکار رو کرد ولی با حوصله دستهای مادرشو در حالی که اشک از گونه هاش سرازیر شده بود انجام داد چون اولین بار بود که دستای مادرشو در حالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته بود ، دیده بود طوری که وقتی آبو روی دستاش میریخت از درد به لرز میفتاد پس از شستن دستای مادرش نتونست تا فردا صبر کنه و همون موقع به ش زنگ زد و گفت: ممنونم که راه درست رو بهم نشون دادی ، من مادرم رو به امروزم نمیفروشم... چون اون زندگیشو برای آینده من تباه کرد خاک پاتم مادر

اطلاعات

جیگرطلا هم منو تنها گذاشت . تولد : 1 اردیبهشت 1384 وفات : 19 آذر 1395 نمیخواستم دیروز مرگتو ببینم ولی خدا منو با دیدنه مرگت شکنجه کرد به کدامین گناهم؟ هیچوقت فراموشت نمیکنم ... هیچوقت خدایا... بابامو گرفتی ... گفتم شکرت جیگرطلا این زبون بسته رو هم ازم گرفتی... بازم شکرت

اطلاعات

رفته بودم پارتی ، پلیس ریخت تو مکان خیلیارو بازداشت ، بعضیام از پنجره ها پ بیرون منم رفتم شروع با اسباب بازیا تو خونه بازی پلیس اومد گفت کوچولو دالی چیکار میکنی؟ گفتم نی نی کوشولوئم دالم بازی میکنم گفت عمویی پاشو بریم د د

اطلاعات

یا خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بالا ه دعاها و بارون مستجاب شددددددددددددددددددددددددددددددد بارووووووووووووووووووووووووووووون برای اولین بار در سال 1395 در تاریخ پنجشنبه 11 آذر حالا این برا خودت ، الان ساعت 8 صبحه انگار 1 شبه نزد نزد ، حالا که زد رعدو برقه شدید ، آسمونه ابریه تاریک ، بارون شدید ، باد شدید وای که من عاشق این هوااااااااااااااااااااااااااااااام وای که چه آپی من م امروز ، امروز هم که برا من تعطیله ، منتظرم باشید خدایا هزار مرتبه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ساعت 2 ظهر

اطلاعات

تاجره از واسه مامانش که ایرانه یه طوطی سخنگو 5 زبانه میفرسته واسه روز مادر یه هفته بعش زنگ میزنه به مادرش میگه : سلام مامان جون ، هدیه روزت خوب بود؟ ایز خوبی بود؟ مامانش گفت : پسرم این چی بود واسم فرستادی ، باور کن 4 ساعت تو زودپز بود ، تازه نیم پخت خوردمش

اطلاعات

اصفهانیه 10 نفر رو سوار پراید کرده بود ، افسره جلوشو میگیره پیادشون میکنه میگه : اگه تونستی دوباره اینارو سوار کنی ، جریمت نمیکنم اصفهانیه میگه : هرکی رو زمین بمونه ننش ابه هیچی دیگه افسره هم سوار شده ، الان 11 تایی تو پرایدن جاده چالوس ، آی لاو یو

اطلاعات

  • مطالب مشابه 10 نفری
  • کلمات کلیدی سوار
مردم دزفول دیگه دارن کم کم شاخ درمیارن... اولین باره تو کل تاریخ دزفول که 8 ماه از سال گذشت و آسمون دزفول ابری هم نشد... چه برسه به بارونی!!! پارسال از 15 شهریور تا آ ه زمستان بارون بود و این اب بودنه دل مارو نشون میده هزاران بار بابت نعمته بارونی که تو شهرتون میباره خدارو شکر کنید

اطلاعات

10 سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم 15 سالگی : ولم کنین 20 سالگی : مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم 25 سالگی : باید ازین خونه بزنم بیرون 30 سالگی : حق با شما بود 35 سالگی : میخوام برم خونه ی پدرو مادرم 40 سالگی : نمیخوام پدرو مادرمو از دست بدم 60 سالگی : حاضرم همه ی زندگیمو بدم تا پدرو مادرم الان اینجا باشن و این است رسم زندگی... چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست حتی همین الان...

اطلاعات

سر صُبی رفته بودم ماست بندی محلمون قرار شد هروقت سفارشم آماده شد خبرم کنه شمارمو بش دادم اومدم خونه بعد ازظهر تو تلگرام بودم ، یهو (پرنسس بابام) بم پیام داد : بیا آمادس یعده نیم ساعت فهمیدم یارو همون اصغر ماست بنده خودمونه

اطلاعات

  • مطالب مشابه ماست بندی
  • کلمات کلیدی ماست ,ماست بندی
مشکل اینجاس که ما نه برای خودمون ، بلکه برای آدمای اطرافمون زندگی میکنیم... لباس میپوشیم که مردم خوششون بیاد عطری میزنیم که مردم لذت ببرن رشته ای درس میخونیم که کلاس داشته باشه با ی ازدواج میکنیم که دهنه مردمو ببندیم بچه دار میشیم که برامون حرف درنیارن و این داستان تا آ ه عمر ادامه داره ... ما اگه کاری برا دل خودمون میکردیم ، وضعمون این نبود... همین.

اطلاعات

پسرا : (بغل دستی) : ممد! اینم کتاب ، صفحه 240 جوابش نیس که لامصب ، اون برگه آچاری که بهت دادم از گلوت پایین نره ایشالا مرض ، هنوز ننوشتم ، سریع جزوتو ببین پیدا میکنی جوابشو!!! فقط سریعا بچه ها منتظرن (پشت سری) : جواد جواب سوال 4 رو ته کفشم نوشتم گرفتم بالا زود بنویس داداش ، اگرم خواستی درش بیار نوبتی بده بره ممد : بیا برگه علی داره دس به دس میشه ، الان به ما میرسه (جلویی) : غلام هویج!!! هوی غلام هویج ، جوابه سوال 8 رو مُری نوشته پسه گردنم ، خم میشم بنویسش زود به منم بده دخترا : الههههههههههه ه ه ه ... الهههههههههه ه ه ه الهههههههههه ه ه ه هههه ههه ههه (الهه در حال نوشتن به طرز وحشیانه ای همراه با یک لبخند ملیح) مهشیییییییییییییید مهشیییییییییییییید تورو خدا مهشییییییییییییییییید (مهشید : ننوشتم باااااا برگم سفیده اه) مهشید دو دقیقه بعد : برگه هامون تموم شد ، یه برگه دیگه لطفا!!! غلام هویج : ممد من اگه کلاس تموم شد پدره این مهشیدو درنیوردم اسممو بذارین سیب زمینی

اطلاعات

ایرانی : شما ماهیانه چقد حقوق میگیرین!؟ آلمانی : 3600 یورو * * ایرانی : اونوقت مخارجتون چقدره؟؟؟ آلمانی : 1800 یورو 400 یورو هم مالیات میدیم * * ایرانی : خب بقیش رو چیکار میکنین؟ آلمانی : بقیش رو ت آزاد گذاشته هرجور دلمون بخواد ج میکنیم * * آلمانی : شما چی؟ حقوق ماهیانه چقد میگیرید؟ ایرانی : 800 هزارتومان تقریبا * * آلمانی : اونوقت مخارجتون چقدره؟ ایرانی : کمه کمش 2 میلیون و 500 هزارتومان * * آلمانی : وا!!! مگه میشه؟؟؟ اونوقت بعدش چیکار میکتید؟ ایرانی : مارو هم ت آزاد گذاشته هر جور دلمون بخواد از هرجا شده بقیش رو درمیاریم

اطلاعات

اگه شما غذا تو یخچال دارین ، لباس هم به تن دارین و یه سقف هم بالاسرتون هست و جایی برای خ دن دارین ، پس شما از 75 درصد از کل مردم جهان ثروتمندترین اگه شما الان پول تو کیفتون هست و کمی هم پول د دارین تا هرکجا که دوس دارید برین ، پس شما جزو 18 درصد مردم پولدار دنیا هستین اگه شما زنده هستین و در سلامته کامل به سر میبرین ، پس شما نسبت به میلیون ها آدمی که مریضن و طی این هفته خواهند مرد لطف بیشتری از خداوند نصیبتون شده اگه شما میتونین این پستو براحتی بخونین و بفهمین ، شما از 3 میلیارد انسانی که تو جهان هستن و نمیتونن ببینن و یا بخونن و یا از مشکل عقب ماندگی ذهنی رنج میبرن ، خوشبخت تر هستین زندگی همش شکایت و حسرت خوردن نیس... زندگی هزاران دلیل برا شکرگزاری به درگاه خداوند بزرگ و مهربونه

اطلاعات

  • مطالب مشابه شکرگزاری...
  • کلمات کلیدی دارین ,هستین
سر خاکه بابای من ، هیچ ی گریه نکردش مامان هم پیش بابامه با همون چشمای خیسش پدرم باید بدونی ، دل من بهونه کرده نیستی تو تو خونه ی ما ، این منو دیوونه کرده پنج شنبه ها میام رو خاکو ، واسه تو قصه میخونم میدونم که خوابه خو ، ولی باز پیشت میمونم چرا منو تنها گذاشتی ، من میگم حتما یه خوابه چرا من تنهای تنهام ، یه سواله بی جوابه گلای یاسه تو باغچه ، غروبا بونه میگیرن همشون یه عهدی بستن ، سر خاکه تو بمیرن قاب ع ه سردو خالی ، آ ین خنده ی پدر یه گلدون ، یه یادگاری ، ولی با گلای پر پر روحت شاد باباجون

اطلاعات

در آیین ما مسلمانان ی که از دنیا می رود، فقط از این جهان به جهان دیگری منتقل شده است بدون آنکه ارتباطش با این دنیا قطع شود. زیرا شخص در گذشته نه تنها از اوضاع دنیا بی خبر نیست بلکه حضور هم دارد . این حضور برای بسیار قویتر و عالیتر است. تا جاییکه قرآن می فرماید اصلا نمرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگار روزی می خورند. بنابراین در دین ما نباید درگذشتگان و را فراموش کرد. بلکه باید حضور آنها را درک نمود و برای آنها هم مثل زنده ها که گاهی مراسم تولد یا ازدواج و ... می گیرند، مراسم گرفت . مراسم روز سوم ، هفته و چهلم (همان اربعین)، مراسمی است که به جهت بزرگداشت میت یا شهید برگزار می شود و در این مراسم هدایای معنوی زیادی نثار وی می شود. اما مراسم اربعین حسین علیه السلام فرق می کند. زیرا در این مراسم، عزداران با نثار هدایای معنوی خود، دارایی حسین را زیاد نمی کنند بلکه خودشان را به دریای عظمت ثروت حسینی متصل می کنند. ی که با ریختن اشک، محبتش را به حسین نشان می دهد، یا با خواندن زیارتنامه، هدیه ای نثار می کند، مثل فقیر تهی دستی است که در بارگاه پادشاهی با عظمت تر از سلیمان ،تحفه ای ناچیز آورده تا سلیمان او را از همه چیز بی نیاز کند . اربعین حسین علیه السلام روزی است که جمعیت ملائکه در کربلا بسیار بیشتر از جمعیت انسانهاست. در چنین روزی اسرای کربلا که به تازگی آزاد شده بودند به کربلا رسیدند . در تاریخ ثبت شده است وقتی به قبور رسیدند مثل برگهای پاییزی از روی شتر ها به زمین ریختند و خودشان را به قبور رساندند و مدت سه روز در آنجا عزاداری د. عزاداران اربعین حسین، آن سال تنها تعدادی اسرای آزاد شده بودن ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه 40 روز گذشت...
  • کلمات کلیدی مراسم ,امام ,حسین ,اربعین ,شهدا ,بلکه ,امام حسین ,حسین علیه ,علیه السلام ,اربعین امام ,مراسم اربعین
در راهرو بیمارستان چند کشور جهان ، جملات زیبایی به چشم میخورد : : هموطن بهتر از گذشته باز خواهی گشت هلند : با نیروی علم به جنگ درد آمده ایم ، پس نگران نباش هموطن انگلیس : شغل ما آبروی ماست و هدف ما درمان توست ایران : هرگونه توهین به کادر بیمارستان 80 ضربه شلاق و 3 سال زندان در پی دارد+جریمه نقدی

اطلاعات

دختره سیب زمینی تو خونشون بس که مونده سبز شده ازش ع انداخته پستش کرده تو 4596 تا لایک خورده با 1256 تا کامنت اونوقت پسره ربات طراحی کرده گذاشته تو 6 تا لایک خورده یه نفرم کامنت داده : داداش مستراب هم میره این؟

اطلاعات

قاضی : خب خانم شما برای دفاع از خودتون چی دارین بگین؟ زن : بچه از شکم من اومده بیرون ، پس پیش من میمونه قاضی : آقا شما برای دفاع از خودتون چی دارین بگین؟ مرد : آقای قاضی وقتی شما یه سکه میندازید تو دستگاه و یه نوشابه میگیرید نوشابه مال شماست یا مال دستگاه؟ قاضی : ای تو قبر پدرت ، تا حالا تو عمرم اینقد قانع نشده بودم بچه با پدر میمونه ، ختم جلسه

اطلاعات

از کودکی تا نوجوانی : عباس،فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دخترحزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند. علی( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ، با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد . می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود . ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چها سر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به المؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت ، شوهر دیگری اختیارنکردبا آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود . وقتی عباس به دنیا آمد، علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد . عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد واز این خاندان پاک درس های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت . روزی حضرت علی (ع) ، عباس د سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک . ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه حضرت عباس (ع)
  • کلمات کلیدی عباس ,امام ,حسین ,شهادت ,برادرش ,حضرت ,امام حسین ,بازوان عباس ,حضرت عباس ,شهادت امام ,سپاه معاویه
شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است : وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله کشی نبود این آب مرتب می جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می د که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود. اما یک فرد از خدا بی خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می آید و بعد آن دو چشمه را کور کرد و هر چه تلاش د، آن دو چشمه احیا نشد. اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم های کور شده را شفا می داد. از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می شود. وی ادامه داد: شما به خوبی می دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب ا مان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته اند. این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است. ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آق ...

اطلاعات

سلام سلامت باشید عرض کنم خدمتتون که شما وقتی چند بار دیلیت اکانت کنید ، تلگرام به این رفتار نامتعارف واکنش نشون میده و اکانت شمارو برای چند وقتی از دسترس خارج یا همون غیر فعال میکنه... راه حل : شما اول باید با یه خط دیگه عضو بشید و بعد برین توی settings بخش info اونجا شمارتونو که دیدین روش کلیک کنید و بعد با همین شماره که میگید ارور میده عوضش کنید > change number

اطلاعات

مقدمه : حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند عبدالله الحسین (ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان ، سال ۴۳ قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش حسین بن علی بن طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود و به بزرگانی چون صلی الله علیه و آله وسلم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، مؤمنان علی بن طالب (ع) و حسین (ع) نسبت دارد. روزی معاویه بن سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوار ترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو ی را سزاوار تر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. بلکه سزاوار ترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین (ع) است که جدّش رسول خدا (ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و ف و فخامت ثفیف تبلور یافته است. نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او می برد، در آ والی مدینه از علی اکبر سئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی. سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی. آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، «ما یُریدُ اَبُوک؟» پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر (ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود: والله اگر پروردگار ده ها فرزند پسر به من عنایت کند نام همهٔ آن ها را علی می گذارم و اگر ده ها فرزند دختر به من عطا نماید نام همهٔ آن ها را نیز فاطمه می گذارم. شخصیت حضرت علی اکبر(ع) : درباره شخصیت علی اکبر (ع) گفته شد که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه حضرت علی اکبر(ع)
  • کلمات کلیدی اکبر ,حضرت ,امام ,فرمود ,حسین ,الحسین ,امام حسین ,پدرش امام ,شبیه‌ترین مردم , امام حسین ,حضرت فرمود
مقدمه : نام اصلی «حبیب بن مظاهر» «حبیب بن مظهر» است، بزرگمردی از طایفه با شرافت و افتخارآفرین اان «بنی اسد» و از صحابه رسول گرامی (ص) می باشد، وی یک سال پیش از بعثت به دنیا آمد; دوران کودکی او همزمان با سالهایی بود که (ص) در مکه مکرمه مردم را به توحید و خداپرستی دعوت می نمود، فیض دیدار ، توفیقی بود که حبیب را، از همان اوان جوانی با معارف دینی و سرچشمه زلال تعالیم ، آشنا ساخت. چهره بارز «حبیب» همیشه در تاریخ مانند خورشیدی تابان، درخشیده و می درخشد; چرا که او از اصحاب گرامی به حساب می آمد، و از آن حضرت حدیثهای زیادی شنیده بود از سوی دیگر، شرکت او در سن ۷۵ سالگی، در نهضت نورانی کربلا و دفاع از حریم ولایت از صحنه های پرشکوه و نورانی زندگی سرشار از معنویت او می باشد. بنابراین حبیب از جمله انی است که به فیض دیدار پنج معصوم، نائل آمده است. چهره اش زیبا و جمال معنوی او به حد کمال رسیده بود. به طوری که در عبادت، شجاعت، علم، زهد و در دفاع از حریم ولایت زبانزد دیگران شده بود. چهره حبیب از آغاز نهضت حسینی تا شهادت : قبل از شهادت حسین (ع) شیعیان به حسین نامه نوشته، آن حضرت را به قیام علیه معاویه دعوت د، نخستین نامه در خانه «سلیمان بن مریم خزاعی» - که از شیعیان مخلص بود - نوشته شد. این دعوتنامه با امضای چهار تن از بزرگان کوفه، توسط «عبدالله بن مسمع همدانی» و «عبدالله بن وال» به مکه ارسال شد; که «حبیب بن ظاهر» یکی از امضاکنندگان این نامه بود. بنابراین می بینیم که حبیب، از همان اول فعالیت خود را برای این نهضت الهی شروع می کند، و همراه «مسلم بن عوسجه» که به طور پنهانی در کوفه برای «مسلم بن عقیل» از مردم ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه حبیب بن مظاهر(ع)
  • کلمات کلیدی امام ,حبیب ,مظاهر ,حسین ,شهادت ,حضرت ,امام حسین ,مظاهر اسدی ,«بنی اسد» ,برای آنکه ,سراغ حبیب
سلام مریم خانم این مشکل میتونه به یکی از این 3 دلیل پایین باشه : تاریخ و ساعت موبایل تنظیم نیست رمز وارد شده اشتباهه نکته : پسورد نسبت به حروف بزرگ و کوچیک حساسه و حواستون باشه موقع وارد ه پسورد حتما زبان ورودی روی فارسی تنظیم نباشه !!! اختلال در مودم نکته : گاهی وقتا رمز رو درست وارد میکنید ولی بازم میگه مشکل در تایید اعتبار!!! در این مواقع ممکنه اشکال به دلیل تداخلی مودم باشه... تو موبایلتون شبکه مورد نظر رو حذف کنید (forget network) و دوباره اسکن کنید و شبکه رو به لیست اضافه کنید و بعد سعی کنید به اون متصل بشید ، همچنین یک بار هم مودم رو خاموش و روشن کنید ، احتمالا مشکل برطرف خواهد شد.

اطلاعات

آقا من یه سوال ازتون دارم : چند روز پیش دختر اوسام رو که چند سال پیش پیشش کار می رو دیدم 3 سالش بود و تازه یاد گرفته بود فقط مامانو باباشو صدا کنه ، بعد دو قدم راه میرفت اگه حواست بش نبود میفتاد رو زمین اونوقت چطور ممکنه حضرت رقیه(ع) با سر حسین(ع) و یا با حضرت زینب(س) حرف زده؟ یا اصن این ع ایی که تو نت از حضرت رقیه(ع) میبینم خیلی سنش بزرگتر از یه بچه 3 سالس به عنوان مثال این ع ، این به نظر خودتون 3 سالشه یا 10 سالشه؟ لطفا هرکی 3 ساله دیده جواب بده

اطلاعات

  • مطالب مشابه یه سوال...
  • کلمات کلیدی حضرت رقیه
«فاصله ی بین حُریت و یت فقط یک نقطس» نام : «حر» پسر «یزید» فرزند «ناجیه» فرزند «قعنب» فرزند «عتاب بن هرمی» پسر «ریاح بن یربوع» است. وج حر از کوفه هنگامی که حر از قصر ابن زیاد در کوفه خارج شد تا به استقبال بیاید، ن را شنید که از پشت سر می‎گوید: ای حر! تو را به بهشت بشارت باد. او به پشت سر نگریست و ی را ندید. با خود گفت: به خدا قسم، این بشارت نیست در حالی که من اسیر به جنگ با حسین هستم. او پیوسته این خاطره را در ذهن داشت تا هنگامی که خدمت رسید و آن داستان را بازگو کرد. به او فرمودند: تو به واقع به پاداش و نیکی راه یافته‎ای. در یکی از خطابه‎های کوتاه خود اینگونه حر را آگاه کرد: آیا آزادمردی نیست که واگذارد این ریزه غذای داخل دهان را (ته مانده منافع دنیا را که شبیه به ریزه غذای داخل دهان است) برای اهل آن؟ شاید این سخن حسین علیه السلام بود که انقلاب و طوفان ظلمت براندازی را در افکار و شه حر به پا ساخت. رو در رویی حر با حسین علیه السلام ابومخنف از «عبدالله بن سلیم» و «مرزی بن مشمعل» نقل کرده که گفتند: ما همراه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام راه (حجاز تا عراق) را طی می‎کردیم که در منزل اشراف فرود آمد و جوانان خود را امر فرمود که هر چه می‎توانند آب بردارند. صبحگاهان (کاروان) حرکت کرد، حدود نیمروز شده بود که مردی از آن گروه تکبیر گفت. حضرت حسین علیه السلام فرمود: الله اکبر؛ ولی چرا تکبیر گفتی؟ گفت: نخلی را دیدم. آن دو نفر گفتند: ما در این مکان هرگز درخت مایی ندیده‎ایم. فرمود: من اینگونه نظر ندارم. گفتیم: ما گرد و غبار اسبان را می‎بینیم. پس آن حضرت فرمودند: به خدا قسم من نیز آن را می‎بینم. سپس حس ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه حضرت حر بن ریاحی(ع) 1
  • کلمات کلیدی امام ,فرمود ,حسین ,علیه ,السلام ,حضرت ,علیه السلام ,حسین علیه ,امام حسین ,السلام فرمود ,کرده بودند ,علیه السلام فرمود
توبه حر هنگامی که حر فریاد غریبانه حسین علیه السلام را که طلب یاری می‎کرد شنید، نزد عمرسعد رفت و پرسید: آیا تو با این مرد خواهی جنگید؟ عمر گفت: آری به خدا قسم، با او جنگی خواهیم داشت که دست کم، سرها قطع گردد و دست‎ها جدا گردد. حر گفت: شما چه خواهید کرد؟ آیا پیشنهاد او مورد پسند شما نیست؟ ابن سعد گفت: اگر کار دست من بود (هر آینه از جنگ با او) دست می‎کشیدم. اما تو (ابن زیاد) از این کار سر باز می‎زند. حر او را ترک کرد و با دیگران در انتظار ایستاد، در حالی که در کنار او قره پسر قیس قرار داشت. حر به قره گفت: آیا اسب خود را امروز آب داده‎ای؟ قره گفت: نه. حر گفت: آیا می‎خواهی آن را سیراب کنی؟ قره گمان کرد که حر قصد کناره‎گیری از ابن سعد را دارد، در حالی که حر چندان تمایلی نداشت که قره جدا شدن او را مشاهده کند. پس او را ترک کرد و رفت. اینجا بود که حر به حسین علیه السلام قدری نزدیک شد. مهاجر پسر اوس به حر گفت: آیا تو می‎خواهی که حمله کنی؟ در پاسخ این سوال حر ت شد و بر خود می‎لرزید، پس در حالی که مهاجر از این حال حر به شک افتاده بود، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: اگر از من درباره شجاع‎ترین مرد کوفه سوال می‎شد، تو را معرفی می‎ ، این چه ح ی است که در تو می‎بینم؟ حر گفت: همانا خود را بین بهشت و دوزخ متحیر می‎بینم، به خدا سوگند اگر مرا با آتش بسوزانند من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد. پس از آن با شلاق به اسب خود نواخت و به سوی حسین علیه السلام رهسپار شد. لحظات دیدار با او به سبب آن چه پیش از آن به آل رسول روا داشته بود و آنها را در مکانی بی آب و گیاه وانهاده بود، سر از خج به پایین انداخته بود و به ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه حضرت حر بن ریاحی(ع) 2
  • کلمات کلیدی امام ,السلام ,علیه ,حسین ,حالی ,فرمود ,علیه السلام ,حسین علیه ,امام حسین ,«ابن سعد» ,قرار دادند
فصاحت و بلاغت : حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان ، بیدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف ی و قرآنی سیراب گشت. رس راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت. پس از واقعه خونبار کربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در کاروان اسرای کربلا در برابر حکام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در کاخ برخی حکمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاکید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان کشیدند. وفات حضرت زینب (س) : حضرت زینب سلام ا... علیها، شیرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و ت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى که به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید. مزار ملکوتى آن حضرت (دمشق/ )، اینک زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشد.

اطلاعات

سلام مرسی ممنونم همچنین ببخشید دیر شد برا اینکه رمز وای فایتون رو ببینین : 1- اول باید روی شبکه وای فای مورد نظرتون کلیک راست کنید و بعد properties رو انتخاب کنید 2- حالا تو پنجره wireless network properties در تب security زیر کادر network security key یه گزینه وجود داره با عنوان show characters تیکشو بزنین ، حالا میتونین رمزتون رو مشاهده کنین. برای عوض رمز وای فایتون : 1- مرورگر فایرفو رو باز کنید 2- توی آدرس این آی پی رو تایپ کنید و اینتر رو بزنید : 192.168.1.1 3- یه پنجره میاد هر دو رو بنویسید admin 4- در صفحه اصلی تنظیمات گزینه ای به نام wireless یا wifi یا wlan وجود داره ... هرکدوم از این گزینه ها رو دیدین روش کلیک کنید 5- در بخش تنظیمات wifi به قسمت security برید و از اونجا گزینه p word یا preshard key یا p phrase رو پیدا کنید و به دلخواه تغییرش بدین برای مشاهده ع روی آیکن پایین کلیک کن :

اطلاعات

شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام جناب مسلم بن عقیل بن طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی به سال 60 ه.ق شهید گشت و از اجله بنی هاشم و ی است که سید ال ء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت. چون مردم کوفه اطاعت خود را نسبت به حسین علیه السلام اعلام داشتند. حسین بن علی او را روانه کوفه ساخت که به نام آن حضرت از اهالی کوفه بیعت بگیرد. اما یزید، عبیدالله بن زیاد را به حکومت کوفه فرستاد و عبیدالله مردم را از بیعت حسین علیه السلام منع و آنان را متفرق کرد و مسلم را به شهادت رساند. نامه های کوفیان زمانی که دوازده هزار نامه با بیش از بیست و دو هزار امضا از طرف کوفیان به دست حسین علیه ‏السلام رسید، آن حضرت تصمیم گرفت به نامه ‏های ایشان پاسخ دهد. از این رو، ‏ای از طرف خود برای بررسی اوضاع و سنجش روحیه مردم به کوفه فرستاد. به این منظور، نامه ‏ای برای ایشان نوشت و مسلم بن عقیل، عموزاده و شوهرخواهر خویش را به عنوان سفیر و به کوفه فرستاد. مأموریت خطیر مسلم در سفر به کوفه، تحقیق درباره این بود که آیا عموم بزرگان و دمندان شهر، آماده پشتیبانی از حسین علیه ‏السلام و عمل به نامه ‏هایی که نوشته‏ اند هستند یا نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل یکی از شیعیان مخلص رفت. خبر ورود مسلم در شهر طنین ‏انداز گردید و شیعیان نزد او رفت و آمد و با علیه ‏السلام بیعت می ‏ د. در تاریخ آمده که دوازده، هجده و یا به نقل از ابن کثیر، چهل هزار نفر با مسلم بیعت نمودند. نامه مسلم در کوف ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگینامه مسلم بن عقیل (ع) 1
  • کلمات کلیدی مسلم ,کوفه ,هانی ,امام ,مردم ,زياد ,عليه ‏السلام ,امام حسين ,علیه السلام ,حسین علیه ,وارد کوفه ,حسين عليه‏ السلام
طوعه زنی جوانمرد مسلم، غریب و تنها در کوچه‏ های کوفه می ‏گشت. نمی ‏دانست کجا برود. افزون بر تنهایی، هر لحظه بیم آن می ‏رفت او را دستگیر کرده، به شهادت برسانند. به ناگاه در کوچه ‏ای، زنی را دید که بر درِ خانه ایستاده است. تشنگی بر مسلم غلبه کرد. نزد آن زن رفته، آبی طلبید. زن که طوعه نام داشت، کاسه آبی برای مسلم آورد. مسلم بعد از آشامیدن آب همانجا نشست. طوعه ظرف آب را به خانه برد و بعد از لحظاتی بازگشت و دید که مرد از آنجا نرفته است. به او گفت: ای بنده خدا! برخیز و به خانه خود، نزد همسر و فرزندانت برو و دوباره تکرار کرد و بار سوم، نشستنِ مسلم را بر در خانه‏ اش حلال ندانست. مسلم از جای خویش برخاست و چنین گفت: من در این شهر ی را ندارم که یاری ‏ام کند. طوعه پرسید: مگر تو کیستی؟ و پاسخ شنید: من مسلم بن عقیل هستم. طوعه که از دوستداران خاندان (ص) بود، در خانه را به روی مسلم گشود و از او پذیرایی کرد. سخنان عبیداللّه‏ برای دستگیری مسلم با آنکه مسلم تنها شده بود، ولی باز عبیداللّه‏ از ترس او و یارانش از قصر بیرون نمی ‏آمد. لذا به افراد خویش دستور داد همه جای مسجد را بگردند تا مبادا مسلم در آنجا مخفی شده باشد. آنان نیز همه مسجد را زیر و رو د و مطمئن شدند که مسلم و یارانش آنجا نیستند. سپس عبیداللّه‏ وارد مسجد شد، بزرگان کوفه را احضار کرد و گفت: «هر که مسلم در خانه او پیدا شود و او خبر ندهد، جان و بر دیگران حلال است و هر او را نزد ما بیاورد، به اندازه دیه ‏اش پول خواهد گرفت». تهدید و تطمیع عبیداللّه‏ کارساز شد و بلال، فرزند طوعه، به دلیل ترس و به طمع رسیدن به جایزه، صبح زود وارد قصر شده، مخفی‏گاه مسل ...

اطلاعات

نوشته های داخل باشگاه های ورزشی در جهان : روسیه : "هیچ انسانی مادرزاد قهرمان نبوده است" : "انسان مرده انسانیست که ورزش نمیکند" آلمان : "سربازان ما با ورزش ، دیگر نیاز به هیچ سلاحی ندارند" ایران : "باشگاه هیچگونه مسئولیتی در قبال وسایله مسروقه ی شما ندارد"

اطلاعات

نوشته های داخل باشگاه های ورزشی در جهان : روسیه : "هیچ انسانی مادر زاد قهرمان نبوده است" : "انسان مرده انسانیست که ورزش نمیکند" آلمان : "سربازان ما با ورزش ، دیگر نیاز به هیچ سلاحی ندارند" ایران : "باشگاه هیچگونه مسئولیتی در قبال وسایله مسروقه ی شما ندارد"

اطلاعات

امروز کاملا دوروبره جیگرطلا بودم و کلی خوردیمو بازی کردیم مامانمم کلی میخندید بهمون اول انگور یهویی قورت میداد اینجا قورتش داد ... اگه دقت کنی هنوز تو گلوشه بعدش مامانم فرنی درست کرد ، بش دادم کف بر شد کلی خورد ... اینجا هم داره قورتش میده خولدش

اطلاعات

سلام داش سامان مدیران سایت های آپلودسنتر به هیچ وجه حق و اجازه ی انتشار ع های آپلود شده رو ندارن ولی شما برای محکم کاری توی سایت های مطمئن و معروف آپلود کن > بهترین سایت آپلود ع از نظر بنده : http://www.upir.ir > بهترین سایت آپلود فایل مخصوصا آهنگ : http://www. up.ir

اطلاعات

  • مطالب مشابه آپلودسنتر
  • کلمات کلیدی آپلود ,سایت ,سایت آپلود ,بهترین سایت
ب از باشگاه داشتم میومدم خونه... دیدم یه بچه گربه داره میو میو میکنه دنباله مامانش میگرده یذره موندم تا شاید مامانشو ببینم ولش کنم برم ، دیدم مامانش نیومد هیشکی هم نبود گربه هم جلوی یه خونه ای بود ، تاریک هم بود رفتم جلو دیدمش ، وای خدا خیلی خوشکل بود ، گرفتمش نازش و کلی بوسیدمش بغلش با موتورم اوردمش خونمون تا دره اتاقو باز اومدم تو هال جیگرطلا دیدش بالاشو برد بالا کلی کف کرد و سرو صدا میکرد اومد رو دستم پیش بچه گربه رفتم تو اتاق دیدم مامانم نشسته پای تلویزیون ، یهو بچه گربه بواش گفت میووووووو مامانم از ترس یهو دادو هوار زد... شد جهنم ، من و گربه رو پرت کرد تو حیاط داد زد بندازش بیروووووووووووون ، دیگه من مامانت نیستم اسممو نیار ، از ب باهام قهره بچه گربه رو بردم پشت بوم ، گذاشتمش یه گوشه... کلی وایسادم یه گوشه و دید میزدم تا شاید یه گربه بیاد ببردش ، کلی هم میو میو میکرد آ شم یه گربه اومد عین پست آ یم با دندون گرفتش بردش ، نمیدونم مامانش بود؟ کی بود؟

اطلاعات

تو برنامه آشپزی گفت : امروز با دم دستی ترین مواد ، غذای خوشمزه میپزیم... مواد لازم : پنیر ماسکا ونه کاسترد پنیر گودا فلفل چیلی نان تورتیلا من نون لواش هویچ سه هفته پیش ته جامیوه ای گربه سرخیابون قصاب ه محلمون معده واموندمون

اطلاعات

سلامو زهرمار مرتیکه خو من اگه بهتون اخطار نمیدادم که اسم وبتون رو هم میذاشتین پایگاه تصفیه روح تک تکه پستامو ی ، چه به ترتیب هم آپامو پشت سرهم گذاشتی وبت ، حتی عنوان های پستامو هم گذاشتی ، یعنی من انگشتمو م تو دماغم ، تو هم میکنی تو دماغت ، یعنی الان منتظری تا من آپ کنم که آپامو ررررررردیف پشت سرهم بذاری وبت بچه ها رو لینکا کلیک کنید نگاه کنید : http://hafshejaniha. http://hafshejaniha. /?p=3 http://hafshejaniha. /?p=4 http://hafshejaniha. /?p=5 http://hafshejaniha. /?p=7 http://hafshejaniha. /?p=13 http://hafshejaniha. /?p=14 http://hafshejaniha. /?p=15 http://hafshejaniha. /?p=17 http://hafshejaniha. /?p=19 و غیره... که فکر کنم 1 ساله داری تکه تکه پستامو میذاری وبت درضمن اسگوله خنگ ، من حتی آدرسه وبمو هم رو ع ا میذارم که 4 تا مثل تو کپی برداری نکنه ولی میبینم افاقه نمیکنه ، تو خودت برو پستامو که تو وبتن نگاه کن ، آدرسه من روشونه و بازم اوسگله خنگ شما 1000 تا سایته قفل به من بگو تا من تمامه مطالب و ع اشونو کپی کنم بدم بهت ، مگه داری با هویچ حرف میزنی؟ یا آدرسه وبمو میذاری تو پست ثابتت و زیرش مینویسی 80 درصد مطالب رو ازین وبلاگ میگیرم و یا به خدای احدو واحد قسم ، قسمی که 1 ساله روشم رو میشکنم و طوری شلوار جفتتونو میذارم گردنتون که برین از کافینت بیفتین به گوه خوری ، هدفم فقط وبتون نیس ، هدفم اونیه که باهاش میاین نت ، چه موبایل باشه چه کامپیوتر اینم آیپی مودمته که امروز دوبار ریست شده : 149.56.201.253 اینم پورتتون که خوشبختانه هنوز بازه : 8080 کد شناسه آپیتون رو هم همین الان برام ارسال شد : b:256jb1212 از بچه ها میتونی بپرسی سر سه چهار نفره قبلی چی اومد

اطلاعات

  • مطالب مشابه حسین و هومن توجه...
  • کلمات کلیدی blogfa ,hafshejaniha ,پستامو ,آدرسه ,hafshejaniha blogfa ,آدرسه وبمو

آخرین جستجو ها